Rahe Kargar
O.R.W.I
Organization of Revolutionary Workers of Iran (Rahe Kargar)
به سايت سازمان کارگران انقلابی ايران (راه کارگر) خوش آمديد.
سه-شنبه ۲۳ خرداد ۱۴۰۲ برابر با  ۱۳ ژوئن ۲۰۲۳
 
 برای انتشار مطالب در سايت با آدرس  orwi-info@rahekargar.net  و در موارد ديگر برای تماس با سازمان از;  public@rahekargar.net  استفاده کنید!
 
تاریخ انتشار :سه-شنبه ۲۳ خرداد ۱۴۰۲  برابر با ۱۳ ژوئن ۲۰۲۳

با ماشین اعدام، کشتار و ویرانی رژیم جمهوری اسلامی مقابله کنیم

ایوب حسین بر (هوشنگ نورائی)

روزا لوگزامبورگ انقلابی آلمانی - لهستانی در اوایل قرن بیستم  گفت "انقلابی ترین چیزی که یک فرد می تواند بکند این است که با صدای بلند آنچه را  در حال انجام  است فریاد بزند"  و حالا هم فراتر از این باید رفت و به یاد آن جملاتی بود که حلیل یک دانشور یهودی  ( Hillel). دو هزار سال قبل گفت "اگر من نه پس چه کسی؟ اگر حالا نه پس چه وقت؟". اما واقعیت این است که اکنون نیازهای مبرم هم زمان با فریاد ها، اقدامات جمعی است تا بتوان ماشین هیولای استبداد را از حرکت و عمل باز داشت و در هم شکست.

گزارش اخیر سازمان عفو بین الملل نشان می دهد که بدون چین که ارقام اعدامیان در آن کشور روشن نیست،  در تمام جهان ۸۸۳ نفر اعدام انجام شده اند که از این رقم ۵۷۶ نفر در ایران بوده اند،  یعنی ۷۰ درصد همه اعدامیان در ایران انجام شده و بعد از آن عربستان سعودی با ۱۹۶ و بعد مصر با ۲۴  و بعد از آن آمریکا با ۱۸ اعدامی  قرار دارند. سه کشور خاورمیانه   ۹۰ درصد همه اعدامیان جهان بدون چین را تشکیل می دهند. همین ارقام نشان می دهند که اکثر کشورهای جهان یا حکم اعدام را کاملا لغو کرده اند مثل اروپا و یا عملا هیچ کس را اعدام نمی کنند. همین نشان می دهد که   ماشین مرگ و نیستی رژیم اسلامی در ایران چقدر فعال است. کشتار ها و اعتراف گیریـها و سرکوب های بیرحمانه را می توان بخشی از عملکرد همین ماشین دید.  

حدود دو هفته قبل گزارش شده بود که در مدت یک ماه گذشته ۱۴۲ زندانی اعدام شده اند . رقمی که بر اساس آمار های همین ماه در سال قبل  به مراتب بیشتر است. نکته مهم هم این است که در این ماه و بر اساسـ این ارقام  حدود ۳۱ درصد این اعدامیان از مردم بلوچ اند. این در حالی است که جمعیت بلوچها در ایران از ۴ تا ۵  درصد جمعیت بیشتر نیست یعنی آنها  نزدیک به  ۶-۸ برابر نسبت جمعیت خود  اعدامی دارند. 

اما چرا جمهوری اسلامی تا این حد  به کشتار زندانیان و بویژه زندانیان  بلوچ دست  می زند؟ در بلوچستان  این شیوه عمل رژیم ریشه در تبعیضات سیستماتیک و نهادینه شده دارد.  تمام نهاد های رژیم، بویژه نهادهای سرکوب، به صورت اتوماتیک در میان مردمان بلوچ در جستجوی "بزهکاری" های ( در مورد اقوام کرد و عرب و دراویش و به مراتب بدتر از این بهائیان...هم به همین نحو است) بهه اصطلاح نهفته در وجود آنها  می روند و این را به نحوی جزء خصؤصیات ذاتی این مردم به شمار می آورند. اگر با صراحت از معیار های کلی خوب و بد استفاده کنند، می گویند بلوچ خوب وجود ندارد و تنها  بلوچ خوب بلوچ مرده است. از این رو  به سادگی و بدون هیچ مسؤلیتی دسته دسته  دستگیر می شوند، تحت شکنجه و آزار قرار می گیرند، با سرعت وادار به اعتراف می شوند و  سپس بسیاری از آنان به صورت فله ای  اعدام می شوند. در جاده ها سوختبران بی دفاع  هدف  گلوله قرار می گیرند و  کشته می ـشوند  و یا با تهدید و زور متوقف  و مورد اهانت و جریمه قرار می گیرند و یا در اثر تعقیب  در تصادف و تیراندازی  در شعله های آتش می سوزند. با همین منطق بود که در جمعه های خونین زاهدان و خاش بیش از صد نفر در ظرف چند ساعت  کشته و چند صدنفر زخمی و فلج و صدها و یا هزاران نفر دستگیر و زندانی شدند  و در زندان ها مورد شکنجه و آزار و تجاوز قرار گرفته و بعضی هم حالا در صفوف اعدامیان قرار دارند. 

چرخه  تشویق نیروهای سرکوب خودی و جرم انگاری و کلیشه سازی نسبت به مردم بلوچ  به   ماموران انتظامی، سپاه و بسیج، ماموران امنیتی،  قضات و حتی مقامات اداری محدود نبوده  بلکه همین نحوه قضاوت در میان بخش مهمی از مردم کوچه و بازار و بسیاری از هنرمندان در ایران تقویت و به یک فرهنگ تبدیل شده بود. آنوقت مجرم بودن بلوچ به صورت یک امر بدیهی دیده می شود. این نوع نگاه و بی ارزش شمردن جان این انسان ها،  مسئولیت این مقامات را آسان میـکند؛ با یک تیر خلاص اش کن، هزینه دولت را کم کن   و به خاطر  کشف جرم و مجازات پاداش بگیر.

جنش انقلابی «زن، زندگی، آزادی» و متعاقب آن اعتراضات قهرمانانه و مداوم مردم زاهدان با وجود همه نقایص خود،  قضاوت های عمومی، رایج و غلط  نسبت به مردم بلوچ را تا حدود زیادی تغییر داد.  حالا مردمی که این قدر مُهر مجرم بر پیشانیشان کوبیده اند، در خیابان ها دست به تظاهرات می زنند، آن هم برای یک عدالت واقعی علیه "عدالت" جمهوری اسلامی. هرچند  کشتارها  به شدت ادامه دارد ولی خصلتی انتقام جویانه تر به خود گرفته است. 

عمل کشتن،  این تصویر را در نیروهای سرکوب، به ویژه در شرایط بحرانی، تقویت می کند که رژیم از اقتدار بر خوردار است.  از جهت دیگر علاوه بر رعب و وحشتی که ایحاد می کند، کار حکومت را راحت می سازد چون صف زندانیان و محکومان برای اعدام را آنقدر طولانی کرده است که جائی در بازداشتگاه ها هم نمانده و کشتن آنها جا را برای قربانیان بعدی خالی میـکند.

جنون قتل و ویرانگری  این رژیم تنها با نابود کردن خود این رژیم متوقف میـشود. 

هر قتلی بیان بالاترین شکل خشونت است هرچند این خشونت ممکن است بیان قدرت مطلق  (دولتی)نباشد.  دولت ها با ارتکاب به قتل، قدرت خود را به مثابه ابزار قانونی خشونت به کار میـگیرند و این را  حق انحصاری خود می دانند. دولت با قتل مدعی میـشود که قدرت دارد. در یک دولت توتالیتر،  ترور و وحشت افکنی به مراتب فراتر از توجیهات قانونی می رود. از این رو در رژیم جمهوری اسلامی دامنه وسیع  کشتار ها بیشتر بیانگر به کارگیری ابزار خشونت دولتی  بشکل  فرا قانونی هم هست. 

اگر کسی حق زندگی را از کسی می گیرد، آیا بدین معنی است که او این حق را از خود سلب می کند؟  تازه اگر او این حق را از خود سلب کند آیا به این معنی است که دولت حق زندگی را از او بگیرد؟ 

با آنکه  اغلب فلاسفه بزرگ قبل از قرن بیستم از سقراط گرفته تا کانت و هگل بر اساس حق فرد و بزرگداشت وحدت اجتماعی اعدام را  در مورد «قاتلان» قبول داشتند ،  مارکس با آن که از نظر عملی و انتفاعی و عدم توجه به نقش ساختار ها در اعدام  بر خوردی انتقادی داشت ولی با صراحت هر نوع اعدامی را نفی نکرد .  اما سزار بکاریا  ( Cesare  Beccaria  1764)در مورد جنایت و مکافات از نظر اخلاقی اعدام را رد کرد.  اکنون  لغو اعدام  یک دستاورد ارزشمند  بشری است، ولی  باید آن را به جدیت سپاس داشت. 

اولین کشورها که اعدام را کنار گذاشتند عبارت بودند از: ایالت میشیگان  ۱۸۴۶ ونزوئلا ۱۸۶۳ و سان مارین ۱۸۶۵ ولی در قرن بیستم نروژ و سوئد و دانمارک و ایتالیا پیش گام بودند ولی ایتالیا در زمان فاشیسم آن را بر گرداند. اکنون یکی از معیار های پذیرش عضویت به اتحادیه اروپا لغو مجازات اعدام است و کشور های اروپای شرقی که در بلوک شرق هنوز حکم اعدام را داشتند محبور شدند حکم اعدام را لغو گنند

با وجود مشاجرات زیادی که در مورد حکم اعدام وجود دارد ، اعدام ازسه زاویه اخلاقی، منفعتی و عملی مردود است:

از نظر اخلاقی اعدام حکمی غیر انسانی است۰ بحث بر سر حق زندگی  است هرچند این حق جدال بر انگیز باشد

• اعدام ها عمدتا شامل آسیب پذیرترین اقشار جامعه مانند اقلیت  ها و تهیدستان اند. این ساختار اجتماعی نابرابر و مبتنی بر تبعیض است که باید مورد توجه اساسی باشد.  دولت ها اساسا این ساختار را حمایت می کنند.  این اعدام ها عملا به مثابه ابزاری و یا هدفی برای تقویت این نوع ساختار ها ست.

• با مرگ زندگی یک انسان قابل برگشت نیست حتی اگر شواهد بسیار زیادی در بیگناهی فرد هم باشد

• . اعدام یک انتقام جوئی فیزیکی است

• اعدام مسئؤلیت را تنها و یا اساسا به فرد محدود می کند و نقش سیستم و  و دولت را نمی بیند.

از نظر منفعتی:

• احکام اعدام نتوانسته است ارتکاب به جرم را کاهش بدهد

• اعدام بالاترین شکل خشونت است و فرهنگ خشونت را بنحوی تشویق می کند

از نظر عملی:

• با توجه به برچسب ها و تبعیضات  از قبل پذیرفته شده شواهد و اسناد به صورت مغرضانه و یک یکجانبه تهیه شوند

• قضات حتی در بهترین  و دموکراتیک ترین شرایط هم ممکن است دچار خطا شده وتحت تاثیر تعصبات و پیشداوری ها  جان انسان را بگیرند

 ارعاب سیاسی و ایدیولوژکی و مقاصد انتقام جویانه دولتی

اعدام ها در ایران بطور کلی و بلوچستان بطور اخص مبتنی بر تبعیض قومی- مذهبی  است و با انگیزه سیاسی و به قصد ارعاب و وحشت انجام میشوند. این کشتارهای  بیرحمانه هم با قصد  نشان دادن قدرت سرکوب دولتی است که به شدت منزوی و پایگاه اجتماعی آن ضعیف شده است. 

تمام این اعدامها نه تنها از نظـر انسانی و اخلاقی نفرت انگیزند بلکه تمام پروسه  محاکمات از نظر عملی و حقوقی از  زمان دستگیری تا  اعدام  نا عادلانه  بوده است. 

لازم است  با تمام توان و بسیج هر نوع امکانی  فراتر از هرنوع ایدئولوژی و سیاستی علیه این اعدام ها و بویژه اعدام های عقیدتی بپا خاست.  

بنابراین ضروری است  خواهان الغای هر نوخ اعدامی  و از جمله قصاص باشیم و  اعدام ها را در هر شکل آن همان قتل های دولتی دانسته و باید به شدت محکوم کنیم

ایوب حسین بر (هوشنگ نورائی)- لندن-  ۱۳ جون ۲۰۲۳.  

 

 

مطلب فوق را میتوانید مستقیم به یکی از شبکه های جتماعی زیر که عضوآنها هستید ارسال کنید:  

تمامی حقوق برای سازمان کارگران انقلابی ايران (راه کارگر) محفوظ است. 2024 ©