Rahe Kargar
O.R.W.I
Organization of Revolutionary Workers of Iran (Rahe Kargar)
به سايت سازمان کارگران انقلابی ايران (راه کارگر) خوش آمديد.
سه-شنبه ۱۶ آذر ۱۴۰۰ برابر با ۰۷ دسامبر ۲۰۲۱
 
 برای انتشار مطالب در سايت با آدرس   orwi-info@rahekargar.net   و در موارد ديگر برای تماس با سازمان از  public@rahekargar.net  استفاده کنید!
 
تاریخ انتشار : يكشنبه ۴ مهر ۱۳۹۵  برابر با ۲۵ سپتامبر ۲۰۱۶
کودتای نافرجام جناح راست حزب کارگر بریتانیا علیه جرمی کوربن

 

جرمی کوربین باز هم پیروز انتخابات درون حزبی

شکست کودتای جناح راست حزب کارگر بریتانیا

داریوش ارجمندی

 

با اعلام نتایج انتخابات درونی حزب کارگر بریتانیا در روز شنبه ۲۴ سپتامبر، روشن شد که تلاش جناح راست این حزب برای برکناری رهبر "چپگرای" حزب با شکست فاحشی روبرو گشته است. در این انتخابات درون حزبی، جرمی کوربین ۶۱.۸ درصد آرا را به دست آورد در حالی که رقیب او ، اوئن اسمیت، تنها توانست ۳۸.۲ درصد آرا را از آن خود کند. او در انتخابات پیشین رهبری حزب حدود ۶۰ درصد آرا را کسب کرده بود. توجه داشته باشیم که در این بزرگترین انتخابات داخلی حزب کارگر بریتانیا نزدیک به نیم میلیون نفر از ۶۴۰ هزار عضو حزب شرکت کردند.

جرمی کوربین علیرغم حملات گسترده ی تبلیغاتی اکثریت اعضای پارلمانی حزب و همراهی نسبتا همه جانبه ی رسانه های رسمی، توانست موقعیت خود در حزب کارگر را بیش از پیش تقویت کند. وی اکنون با برخورداری از رأی اکثریت قاطع رأی دهندگان در تمامی زیرمجموعه های حزبی از جمله اتحادیه های کارگری، این امکان را خواهد داشت که با آسایش نسبی به پیشبرد رفرم های مورد نظر خود در حزب کارگر اقدام کند.

کوربین در سخنرانی پس از اعلام نتایج انتخابات تلاش کرد با لحنی آشتی جویانه و با تأکید بر اهمیت همبستگی درونی در حزب، مخالفان درون حزبی را به همکاری و تقویت حزب در انتخابات پارلمانی دعوت کند، اما شواهد امر حاکی از آنند که او در این مسیر با دشواری های بسیاری روبرو خواهد بود، بطوری که حتی برخی از ناظران سیاسی از احتمال دو شقه شدن حزب در آینده سخن می گویند. به عنوان نمونه، لئو پنیچ (۱) در مصاحبه با شبکه خبری اخبار واقعی (۲) با اشاره به نقش جناح راست حزب کارگر در پیروزی انتخاباتی مارگارت تاچر، مدعی شد که این فراکسیون این بار هم برای جلوگیری از قدرت گیری توده حزبی، ممکن است حتی تا سرحد تحمیل انشعاب به حزب پیش رود.

از سوی دیگر این احتمال می رود که کوربین با جنبش پشتیبان خود موسوم به "مومنتوم" (۳) نیز دچار مشکل شود. در رابطه با مشکلاتی که کوربین از دو سوی چپ و راست روبروست، می توان به مورد رفراندم اخیر در ارتباط با بیرون رفتن و یا ماندن بریتانیا در اتحادیه ی اروپا اشاره کرد. جرمی کوربین در این رابطه، هم از سوی چپ ها، و هم از سوی راست ها مورد حمله و انتقاد گرفت. چپ ها، بعنوان نمونه چپ های مخالف اتحادیه ی اروپا متشکل در جنبش "لکزیت" (۴) بدلیل پشتیبانی کوربین از ماندن در اتحادیه ی اروپا، ناراضی بودند، و همزمان راست ها، او را به عدم تمایل قلبی به ماندن در اتحادیه ی اروپا متهم می کردند و در ادامه، به همین دلیل، فاقد صلاحیت برای ماندن در مقام رهبری حزب اعلام کردند، که انتخابات اخیر را می توان نتیجه ی مستقیم همین مسئله دانست.

انتقادی که عموما از سوی راست ها و رسانه های گروهی حاکم، نبست به کوربین وارد میشود، "انتخاب ناپذیری" وی در انتخابات پارلمانی آینده می باشد. آنها مدعی هستند که "حزب کارگر تحت رهبری ی کوربین از هیچ شانسی برای پیروزی در انتخابات برخوردار نیست"، "محبوبیت در حزب کارگر، به معنای محبوبیت در میان کل مردم نیست" و "مردم بریتانیا آمادگی پذیرش رادیکالیسم کوربین را ندارند". نشریه ی ایندپندنت در این رابطه حتی اقدام به انتشار نتایج یک نظرسنجی را نمود که براساس آن "طبقه کارگر بریتانیا، کوربین را بازنده ی انتخابات می دانند".

در دنیای پارلمانتاریستی، پیروزی در انتخابات پارلمان تنها معیار صلاحیت یک رهبر حزبی به حساب می آید. سیاستمداران حرفه ای فعال در این احزاب همانند نمایندگان حزب کارگر در پارلمان بریتانیا که خواهان برکناری وی بودند (و هستند)، حیات حرفه ای و آینده شغلی خود را وابسته به نتایج انتخابات می بینند. به قول لئو پنیچ، "این جماعت انتظار دارند که توده حزبی هر چهار سال یک بار بر سر صندوق های رأی بروند و مودبانه رأی خود را به صندوق بیاندازند. اشخاصی مانند کوربین با صحبت از دمکراسی در حزب این روال را برهم زده، شانس پیروزی در انتخابات را کاهش می دهند".

به همین دلیل معمولا هر شکست انتخاباتی، به خانه تکانی در رهبری چنین احزابی منتهی می شود، هم چنانکه رفرندام بر سر اتحادیه ی اروپا به تغییر رهبری در حزب محافظه کار انجامید.

در پاسخ به این انتقاد کوربین بارها اعلام کرده است که "پیروزی در انتخابات همه چیز نیست". اما همچنان که گفته شد به نظر می رسد که پس از اعلام نتایج انتخابات اخیر، کوربین حداقل تا مدتی دست بالا را در مقابل این جناح داشته باشد.

مهم ترین چالش پیش روی کوربین را اما باید در چگونگی پیشبرد رفرم ها و وعده های انتخاباتی وی دید. در سال های گذشته، اکثر احزاب سوسیال دمکرات اروپایی و اتحادیه های کارگری نزدیک به آن ها، با روگردانی اعضاء و طرفداران خود روبرو بوده اند، در حالی که در بریتانیا تنها در عرض یک سال گذشته، به دلیل جذابیت شعارهای کوربین، یکصد هزار نفر به عضویت در حزب کارگر درآمده اند. هم زمان، طیف گسترده ای از فعالان جنبش های توده ای و ترقی خواه هم چون جوانان، اتحادیه های کارگری، زنان، محیط زیست، جنبش ضدسرمایه داری، جنبش طرفدار حقوق پناهندگان، آنارشیست ها و امثالهم که در جنبش مومنتوم متشکل هستند، سرمایه گذاری بر روی کوربین را راهی برای دستیابی به حداقل بخشی از خواست های خود تلقی می کنند.

جنبش مومنتوم دارای بیش از 17 هزار عضو فعال و یک صد سازمان و واحد محلی، می باشد که با سابقه و تجربه چندین دهه فعالیت سیاسی تبلیغاتی، نقش مهمی در انتخاب دوباره ی کوربین ایفاء کرد و در آینده نیز نقش تعیین کننده ای در تحولات سیاسی کشور و حزب کارگر و جهت گیری های آن به عهده خواهد داشت.

این جنبش ازجمله خواهان پایان سیاست ریاضت اقتصادی، دمکراتیره کردن حزب کارگر، حمایت از اتحادیه های کارگری، تقسیم دوباره و عادلانه ی ثروت ها، پایان دادن به تبعیض های نژادی مذهبی و جنسی و .... می باشد. برخی از بنیانگذاران این جریان همچون جان لنزمن از مسئولان کارزار انتخاباتی کوربین، از دهه ی هفتاد میلادی تاکنون در جنبش دمکراتیزه کردن حزب کارگر (۵) فعالیت داشته اند.

با این توضیحات می توان ادعا کرد که ادامه ی حیات و بقای سیاسی جرمی کوربین بستگی مستقیم به میزان وفاداری وی به وعده ها و آرمان های اعلام شده اش خواهد داشت. اگرچه کوربین هم چون هم فکران و جریانات مشابه اروپایی خود مانند سیریزا در یونان، پودموس در اسپانیا و حزب چپ در آلمان، خواستار تحولات انقلابی و اساسی در نظام سرمایه داری حاکم نیست، اما بی تردید باید رهبری او را بر بزرگترین حزب اپوزیسیون بریتانیا و دولت احتمالی آینده این کشور یعنی یکی از بزرگترین قدرت های امپریالیستی جهان و متحد سنتی امپریالیسم آمریکا، یکی از مهمترین تحولات سیاسی دوره ی حاضر به حساب آورد.

سمت گیری های کوربین و حزب کارگر در دوران پیش رو می تواند تأثیرات بی انداره مهم و تعیین کننده ای بر تحولات سیاسی جهان داشته باشد. حال باید دید که کوربین چه راهی در پیش خواهد گرفت، آیا هم چون سیریزای یونان، موجبات سرشکستگی و یأس توده ها را فراهم خواهد ساخت، یا با درپیش گرفتن سیاستی متفاوت از سیاستی که تاکنون بر حزب کارگر حاکم بوده، تحولات امید بخشی در اروپا و جهان را نوید خواهد داد. شکی نیست که حضور جنبش های توده ای در صحنه مبارزات سیاسی، نقش اساسی و تعیین کننده ای در این راستا بازی خواهند کرد.

1-Leo Panitch: The making of global capitalism and The end of parlimentery socialism

2-The real news network: therealnewsnetwork.com

3-Momentum: a new kind of politics www.peoplesmomentum.com

#4-Lexit: The Left Leave Campaign

Campaign for Labour Party Democracy (CLPD)4-

 

 

 

 

مطلب فوق را میتوانید مستقیم به یکی از شبکه های اجتماعی زیر که عضوآن هستید ارسال کنید:  

© 2021 Copyright: All rights reserved