Rahe Kargar
O.R.W.I
Organization of Revolutionary Workers of Iran (Rahe Kargar)
به سايت سازمان کارگران انقلابی ايران (راه کارگر) خوش آمديد.
يكشنبه ۷ آذر ۱۴۰۰ برابر با ۲۸ نوامبر ۲۰۲۱
 
 برای انتشار مطالب در سايت با آدرس   orwi-info@rahekargar.net   و در موارد ديگر برای تماس با سازمان از  public@rahekargar.net  استفاده کنید!
 
تاریخ انتشار : سه-شنبه ۵ مرداد ۱۳۹۵  برابر با ۲۶ جولای ۲۰۱۶
جنگ صاعقه ای نئولیبرالیستی در آرژانتین

جنگ صاعقه ای نئولیبرالیستی در آرژانتین!

 

گفتگو با خورخه برنشتاین

اقتصاددان مارکسیست آرژانتینی

ترجمه: داریوش ارجمندی

 

نشریه ی پرولتر ارگان حزب کمونیست سوئد در آخرین شماره ی خود گفتگویی دارد با خورخه برنشتاین اقتصاددان مارکسیست آرژانتینی. خورخه برنشتاین صاحب کارنامه ی درخشانی در زمینه کار خود می باشد. او دارای دکترای اقتصاد سیاسی است و در طول 25 سال گذشته، به عنوان مشاور اقتصادی چندین ارگان و دولت در آمریکای لاتین فعالیت داشته و در حال حاضر در سه دانشگاه، بوینس آیرس، کوردوبای هاوانا و دانشگاه دولتی آرژانتین واقع در شهر لاپلاتا مشغول به تدریس میباشد.

خورخه برنشتاین در گفتگوی خود با نشریه ی پرولتر، ضمن مروری بر برنامه ی سیاسی اقتصادی دولت های ارنستو و کریستینا کیرشنر، به عوامل شکست انتخاباتی کریستینا فرناندز کیرشنر پرداخته، از حملات گسترده ی دولت نئولیبرال مائوریسیو ماکری در پهنه ی اقتصادی، به مثابه جنگ صاعقه ای نئولیبرالیسم علیه مردم یاد میکند.

برنشتاین در این گفتگو همچنین بر روی رشد نیروهای نئوفاشیستی در آرژانتین و آمریکای لاتین انگشت گذاشته، آن را یکی از وجوه طبیعی بحران سرمایه داری در چهارگوشه ی جهان اعلام میکند.

جالب توجه است که برنشتاین، نئوفاشیسم را پدیده ای برخاسته از طبقه ی متوسط معرفی کرده و اشاره ای به جذابیت آن در میان کارگران و طبقه ی کارگر نمی کند، گویی که طبقه ی کارگر ذاتا از روی آوری به ایدئولوژی های ارتجاعی ناتوان است. با این همه گفتگوی خورخه برنشتاین حاوی نکات و اطلاعات ارزشمندی ست که ترجمه ی آنرا ضروری می کند، ضمن اینکه نظرات او از جمله در ارتباط با "نقش حزب انقلابی طبقه ی کارگر"، بیانگر گرایش معینی در درون چپ جهانی است.

 

تقریباٌ بلافاصله پس از روی کارآمدن دولت مائوریسیو ماکری، با سرعت شگفت آوری، یک سری اقدامات گسترده برای تسلط راست ها به اجرا گذاشته شد. گام نخست ، حمله ی گسترده در جهت کنترل رسانه های گروهی بود که به ممنوعیت کار شبکه ی تلویزیونی آمریکای لاتین، تله سور و بدنبال آن شبکه ی روسی آر تی (روسیه امروز)، منجر شد. همچنین به منظور رویارویی با جنبش های غیرپارلمانتاریستی و انواع گوناگون جنبش های اجتماعی، قوانین موسوم به "مبارزه با تروریسم" بدون لحظه ای تأمل، تقویت شدند.

ــ به طور همزمان، بیش از دویست هزار نفر از کارکنان دولتی از کار اخراج شده، و قدرت خرید دستمزدها و حقوق بازنشستگی مردم بشدت کاهش یافت. دولت ماکری، به انتقال سریع ثروت از توده های مردم به الیت اقتصادی کشور، جامه ی عمل پوشاند. مردم آرژانتین در طول شش ماه اول ریاست جمهوری ماکری، با یک جنگ صاعقه ای اقتصادی روبرو بوده اند. هدف از این جنگ، درهم شکستن مقاومت توده هاست که در رویارویی با غارت خشن ثروت های عمومی از سوی نیروهای راسترو با پشتیبانی آمریکا، شکل گرفته بود.

اخیرا دیه گو مارادونا قهرمان نامدار فوتبال آرژانتین در انتقاد از سیاست های دولت ماکری، با لحنی پراحساس، چنین گفت: "آرزو داشتم که ماکری جهت سیاست خود را عوض میکرد و تلاش میکرد که که خوشوقتی بیافریند، اما در عوض شاهد این هستیم که مردم را از کار خود اخراج می کند. گزارش هایی میشنویم ار اینکه مردم حتی توان خرید مایحتاج اولیه ی خود را هم ندارند، درحالیکه میلیونرها روزبه روز بر ثروت خود اضافه میکنند. به اعتقاد من این خیانت است به مردم و میهن."

برنشتاین ضمن تأئید گفته های مارادونا، اضافه میکند:

ــ روی کار آمدن دولت دست راستی، به معنای جایگزینی ی مدل توسعه ی "کینزی" دو دولت قبلی ی نستور و کریستینا کیرشنر در بین سالهای 2007ــ2003 و 2015ــ2007 نیست، بلکه سیاست دولت ماکری در حقیقت به معنای آغاز غارت وسیع از سوی نیروهای ویرانگری ست که میخواهند دولت متعادل بورژوائی را به جمهوری ی سارقان و راهزنان، تبدیل کنند.

به اعتقاد برنشتاین، دو دولت کیرشنرها تصمیماتی را به مورد اجرا گذاشتند که در خدمت منافع اکثریت مردم بود، بویژه در ابتدا، در سال های 2008ــ2003. آن هایی که از این سیاست ها بهره بردند، پیش از همه، زحمتکشان و اقشار حاشیه ای جامعه بودند. اما با این وجود هیچ گاه بر ساختار و اساس ماشین سرمایه، خدشه ای وارد نیامد. کلان سرمایه داران همچنان به انباشت ثروت خود ادامه دادند.

ــ زمانی که کرستینا فرناندز کیرشنر میخواست قانون ملایمی را در جهت درهم شکستن انحصار بر رسانه های گروهی به اجرا بگذارد، به ناگهان با خشم طوفانی ی صاحبان امپراتوری رسانه ای روبرو شد. آنچه کیرشنر درنظر نگرفته بود این حقیقت بود که راست ها، کنترل کامل بر دستگاه قضائی را نیز در دست داشتند. درواقع می توان از نوعی کنترل مافیایی از سوی دست راستی ها بر دستگاه قضائی کشور صحبت کرد. بنابراین جای تعجبی نداشت که قضات مربوطه، قانون مورد بحث را خلاف قانون اساسی اعلام کرده و پرونده ی آن را به کناری انداختند.

این درست همان تجربه ایست که دولت های موسوم به "آلبا"، یعنی ونوزوئلا، بولیوی، و اکوادر نیز دریافت کردند. زمانی که دولت های مترقی ی چپ گرا در این کشورها، برصدد تصویب قوانینی در جهت رفرم های عمیق تر برآمدند، با دیوار محکمی از دیوان عالی کشورهای خود روبرو شدند. دستگاه قضائی در این کشورها، هر گونه رفرم درجهت منافع اکثریت توده ها را به معنای دست بردن در حوزه ی نفوذ الیگارشی حاکم تلقی کرده، بشدت به مخالفت با آن برمی خاست.

پس از سال ها مبارزه ی سیاسی و جایگزینی ی مداوم این بخش از خدمتگذاران راستگرای طبقه ی حاکم، بالاخره شاهد عملی شدن بخشی از این رفرم ها و تغییرات قانونی بودیم. اما مبارزه بر سر دستگاه دولت، مبارزه ای سخت و مداوم است که در انتخابات پارلمانتاریستی به نتیجه نمیرسد.

ــ بطور خلاصه میتوان دوران دوازده ساله ی حیات دو دولت کیرشنرها را چنین جمع بندی کرد: اگرچه تلاش دولت های کیرشنرها به هیچ وجه به انداره ی دولت های آلبا "عمقی" نبود، با این وجود در هر گام با پاترول های مافیای قضائی و یا عکس العمل شدید رسانه های انحصاری مواجه میشدند. واکنش منطقی دولت، طبیعتأ می بایست جلب حمایت از سوی جنبش گسترده ی اجتماعی می بود، اما این مهم هرگز صورت نگرفت. درعوض کیرشنر تلاش کرد اشکال و کانال های دیگری که البته همواره در چارچوب سیستم موجود بودند را برای پیشبرد اهداف خود بیابد.

الیت اقتصادی ی آرژانتین بدنبال رکود اقتصادی کشور در سال های 2002ـ2001 ، ضربات سختی را متحمل شد. همزمان، جنبش اجتماعی، عروج کم نظیری یافت و نوعی ارگان اقتدار توده ای بنام "همایش توده ای" را در محلات، سازمان داد. رویا و هدف این جنبش، جایگزین کردن دستگاه فرتوت و به غایت منفور پارلمانتاریستی بود. هدفی که اجرای آن بسادگی امکان پذیر نبود، بویژه در غیاب یک حزب انقلابی ی مستحکم که توان رهبری توده ها در راستای سرنگونی ی نظام حاکم در کوتاه مدت را داشته باشد.

ــ در سال 2003 شاهد رجوع دوره ای از رونق اقتصادی به کشور بودیم. دولت نستور کیرشنر این امکان را یافت که بازار داخلی را رونق دوباه ای بخشد. او از فرصت پیش آمده دراثر رشد قیمت مواد خام و کالاهای صادراتی آرژانتین بهره گرفت و موفق شد تا اندزاه ی زیادی رضایت توده ها را بی آنکه موجب نارضایتی کلان سرمایه داران شود، جلب کند.

با بروز بحران اقتصادی ی جهانی در سال 2008، و کاهش شدید بهای کالاهای صادراتی، آرژانتین وارد دور جدیدی از بحران شد. در سال 2014، بهای کالاهای صادراتی همچون نفت، سویا، گندم، ذرت و فلزات، کاهش بی سابقه ای یافت. طبقه ی حاکم، نارضایتی خود از کاهش چند میلیاردی درآمد سالانه اش را با انتقاد از دولت و سیاست های آن اعلام داشت. دولت کریستینا کیرشنر نیز برای رهایی از سیل حملات یاد شده، تلاش کرد از طریق شناور کردن ارز کشور، قدرت رقابت صادراتی آنرا افزایش بخشد. نتیجه ی این سیاست اما، به کاهش شدید ارزش "پزو" در برابر دلار (از چهار پزو در برابر یک دلار به پانزده پزو در برابر هر دلار) انجامید. این مسئله به نوبه ی خود موجبات افزایش وحشتاک بهای کالاهای اولیه و کاهش همزمان درآمد واقعی ی توده ها را فراهم شد.

اکنون شاهد بروز وجه سیاسی بحران اقتصادی شدیم که خود را در چهره ی نئوفاشیسم برخاسته از طبقه ی متوسط به نمایش میگذارد.

ــ من بر این باورم که فاشیسم یک پدیده ی مختص به اروپا نیست بلکه در آمریکای لاتین نیز حضور دارد، بویژه در برزیل، ونزوئلا و بولیوی از یک پایگاه اجتماعی برخوردار است. ترکیب بحران اقتصادی جهانی و ظهور نئوفاشیسم طبقه ی متوسط ، دولت کریستینا فرناندز کیرشنر را با چالش ناگواری رودررو کرد. او در تمامی عرصه ها عقب نشینی کرد و درجریان انتخابات ریاست جمهوری در سال 2015 از کاندیدایی اعلام حمایت کرد که پیش از آن سمت وزیر در دولت منفور کارلوس مه نه مس را برعهده داشت. ناگفته پیداست که عقب نشینی در برابر دشمن هیچ گاه نمی تواند سیاست درستی باشد. ایالات متحده، اسرائیل، نیروهای دست راستی آمریکای لاتین و اسپانیا، همراه با سرمایه داری انگلی ی فعال در "بنگاه های لاشخور"، همگی از کاندیدای نئولیبرالیسم اعلام حمایت کردند و بدین ترتیب مائوریسیو ماکری موفق شد با تنها دو درصد رأی بیشتر، بر کرسی ریاست جمهوری ی آرژانتین بنشیند.

برنشتاین بر این باور است که آمریکای لاتین در موقعیت پیچیده ای قرار دارد.

ــ امروز آمریکا به مثابه آقای حیات خلوت خود می تواند شاهد این باشد که آرژانتین بار دیگر بدون چون و چرا از سیاست های دیکته شده از سوی واشنگتن پیروی می کند. البته این را نباید به عنوان فرازی جدید برای امپراتوری آمریکا ارزیابی کرد.

امپریالیسم آمریکا تلاش می کند ارطریق سلطه ی کامل بر "حیات خلوت" خود در آمریکای لاتین، تنزل مقام خود در صحنه ی ژئوپولیتیک بین المللی، و همچنین نزول رتبه اش در عرصه ی اجتماعی و اقتصادی را جبران کند. آمریکا از این طریق می تواند استثمار و غارت همه جانبه ی منابع ثروت در آمریکای لاتین را در جهت منافع خودی تضمین نماید. آمریکا همزمان، با طرح پیمان همکاری های ترانس آتلانتیک "تی تی پی"، درصدد آن است که شرکای اوروپایی خود در ناتو را به صحنه ی بازی ی جدید قدرت خود جلب کند.

ــ براساس پیش یبنی صندوق بین المللی پول، اقتصاد آرژانتین امسال با یک پس گرد منهای یک درصدی مواجه خواهد بود. من براین باورم که این عقب گرد به مراتب بزرگتر و حداقل به منهای سه درصد خواهد رسید. مسائلی چون بیکارسازی های گسترده، کاهش شدید بهای ارز و قدرت خرید مردم، و از سوی دیگر افزایش فاحش بهای گاز، آب و برق و ارتباطات تا حد 300 تا 600 درصد را، می توان به عنوان زمینه های این رکود نام برد.

ــ بااین حال باید تأکید کرد که در طول شش ماهی که از حکومت ماکری می گذرد، جنبش توده ای ظرفیت های مبارزاتی ی امیدوارکننده ای را از خود بروز داده، و در چند مورد حاکمیت را به عقب نشینی وادار ساخته است. می توان تصور کرد که این جنبش در جهشی کیفی، نظام حاکم را با چالشی جدی و همه جانبه روبرو سازد، مسئله ای که در آرژانتین بی سابقه نیست.

 

مطلب فوق را میتوانید مستقیم به یکی از شبکه های اجتماعی زیر که عضوآن هستید ارسال کنید:  

© 2021 Copyright: All rights reserved