Rahe Kargar
O.R.W.I
Organization of Revolutionary Workers of Iran (Rahe Kargar)
به سايت سازمان کارگران انقلابی ايران (راه کارگر) خوش آمديد.
شنبه ۲۴ مهر ۱۴۰۰ برابر با ۱۶ اکتبر ۲۰۲۱
 
 برای انتشار مطالب در سايت با آدرس   orwi-info@rahekargar.net   و در موارد ديگر برای تماس با سازمان از  public@rahekargar.net  استفاده کنید!
 
تاریخ انتشار : جمعه ۱۶ اسفند ۱۳۹۲  برابر با ۰۷ مارس ۲۰۱۴
اعلامیه سازمان کارگران انقلابی ایران (راه کارگر)

اعلامیه سازمان کارگران انقلابی ایران (راه کارگر)

 

به مناسبت هشت مارس؛ روز جهانی زن

 

بدون پیوند با اعماق جامعه، جنبش زنان نمی تواند به اهداف خود دست یابد

 

گرامی داشت روز جهانی زن، روز جهانی پیکار برای برابری زن و مرد، در سراسر جهان، روز جهانی جنگیدن علیه مردسالاری و پدرسالاری است. اما در کشور ما، این روز، همچون دیگر روزهای هر سال، بیانگر پیکار علیه بی حقی مطلقی است که در حق زنان جامعه اعمال می شود. نیمی از جمعیت کشور، در تمامی این سی و پنج سال، در چنگال مثلث شومِ سنت، مذهب واستبداد دینی در رنجی مضاعف و جانکاه گرفتار آمده است. تلاش حاکمیت استبدادی دین در تمامی این سال ها، این بوده که دستاوردهای جنبش مبارزاتی زنان در صد سال گذشته و بویژه در دهۀ بیست را از چنگ زنان خارج سازد. بر این روال، تلاش ویژه ای از سوی حاکمیت انجام گرفته تا جلوه های مدرنیسم و "آزادی زن" که نتیجه تلاش زنان کشور در دوره پهلوی بود را نیز به بهانه فساد زورمدار شاهانه از میان بردارند. در حالی که در تمامی این دوران، روحانیت، مدام علیه جنبش بیداری زنان و حتی علیه حق رای زنان شورش کرده و جنگیده بود. استبداد دینی متحجر، ضد زن و معتقد به قوانین دوران عشیرتی، زن را نه انسانی برابر بلکه "مِلک مرد" ، متعلق به "اندرونی" و "ضعیفه" می پندارد که برای "آرامش" مرد خلق شده است. به این اعتبار، زن هویتی مستقل برای خود ندارد و هر نوع تلاشی برای کسب این هویت با سرب داغ پاسخ گرفته است.

 

زنان آگاه ایران در آستانۀ انقلاب بهمن ۵۷ و در سنگرهای مبارزاتی دوران انقلاب، شرکت گسترده ای داشتند و در مبارزات دمکراتیک و ضد استبدادی آن زمان، جلوۀ دیگری از زن را به نمایش گذاشتند. جلوه ای که باب طبع روحانیت تاریک اندیش و ضد زن نبود. از این رو، زنان کشور اولین آماج سرکوب خشن استبداد برآمده از انقلاب بهمن بودند. حملات سازمانیافته به گردهم آئی های زنان در اوایل انقلاب، اخراج گسترده زنان از ادارات دولتی، دستگیری های گسترده زنان فعال سیاسی، شکنجه های وحشیانه و تجاوزهای جنسی در زندان های رژیم، اعدام گستردۀ زنان جوان از ویژگی های "دوران طلائی امام" بود. کشتار گسترده زنان مبارز در آن دوران، نشانۀ حضور گسترده زنان در سیاست روز بود که وحشت حاکمیت را به دنبال داشت. سیاست جنایت کارانۀ اجرای بی کم و کاست آپارتاید جنسی و عقب راندن زنان از جامعه و فرستادن آنها به خانه ها، در تمامی دوره های جمهوری اسلامی، دوران "سازندگی"؛ "اصلاحات"؛ "مهرپروری" و "تدبیر" به اشکال گوناگون به پیش برده شده است. بیست و هفت نهاد و ارگان حکومتی بر اساس مصوبۀ شورای عالی فرهنگی نظام، مسئول اجرای سیاست خانه نشین کردن زنان در تمامی این دوره ها بوده اند.

 

اعمال بی شرمانۀ آپارتاید جنسی، ضربات سنگینی بر پیکر زنان ایران وارد آورده است. بخش گسترده ای، از حق تحصیل در رشته های مورد علاقه خود محروم گشته اند. حتی در دانشگاه ها برای جلوگیری از حضور زنان تلاش شد تا سهمیه ترجیحی برای مردان ایجاد کنند. گروه کثیری از زنان، موقعیت شغلی خود را از دست داده اند؛ اکثریت دختران جوان کشور حتی از حق ورزش کردن محروم گشته اند، امری که سلامت نیمی از جامعه را با خطرات جدی روبرو ساخته و عواقب آن گریبان نسل های آینده را نیز خواهد گرفت. هزاران هزار زنان در راهروهای دادگاه های خانواده برای حق طلاق یا حق حضانت بر فرزند خود می جنگند. میلیون ها زن در صف بیکاران قرار گرفته اند و با قوانین جدید برای افزایش جمعیت، که استخدام دختران مجرد را تقریبآ ممنوع کرده، میلیون ها زن دیگر هم از حق کار محروم می گردند. حالا دیگر در چهارچوب قانون افزایش جمعیت، دست یابی به وسائل جلوگیری از بارداری نیز به مشکلی تازه تبدیل شده و گسترش سقط جنین های مخفیانه، جان هزاران دختر جوان را به مخاطره می اندازد. در کنار این سرکوب سازمانیافته، روزانه هزاران زن جوان به اتهام واهی "بدحجابی" مورد اذیت و آزار ماموران رژیم قرار می گیرند . در کنار آن، رفتار چندش آور جامعه مردسالار با متلک های جنسی شان، حتی آرامش قدم زدن در خیابان را نیز از زنان کشور دریغ داشته است. این نیز محصول حکومتی جنایتکار و ضد زن است که از سنت های عقب مانده پاسداری کرده و برای تداوم شان لباس قانون بر تن شان می کند و امکان مقابله قانونی با آن ها را از زنان می گیرد.

 

تمامی تلاش حاکمیت برای به خانه فرستادن زنان، با شکست سنگینی روبرو شده است. حضور گستردۀ دختران جوان در کنکورهای سراسری و قبولی شصت درصدی شان؛ تن ندادن به ازدواج های اجباری ، بالا رفتن سن ازدواج ، گسترش خانه های مجردی در کلان شهرها و بالا رفتن سن باروری در نتیجه بیداری، بالا رفتن آگاهی و استقلال اقتصادی زنان، روی آوردن به عرصه های هنر؛ سینما، تئاتر، نقاشی، موسیقی و ادبیات همچون داستان نویسی، روزنامه نگاری، شعر، و حوزه های علمی و گرایش شدید دختران به رشته های مهندسی علیرغم سدهای مختلف حکومتی، از سوی زنان آنچنان گسترده است که مقامات رژیم را یارای مقابله با آنها نیست. در کنار مقاومت گستردۀ جامعه مدنی، جنبش زنان کشور نیز تلاش گسترده ای را برای احقاق حقوق زنان سازمان داده است. رشد و گسترش این جنبش باعث شده است که ارگان های سرکوب رژیم، شکار فعالان زن را با قدرت در دستور کار قرار دهند. به زندان افتادن صد ها فعال زن ، یا تبعید اجباری و اعمال انواع و اقسام فشارها بر آنها و خانواده هایشان نتیجه این سیاست های سرکوبگرانه است.

 

جنبش زنان کشور، هر چند توانسته است از هویت خود دفاع کند و مسئله زن را همچون آتشفشانی زیر پای جمهوری اسلامی بصورت فعال نگهدارد، با این حال علیرغم آنکه به نیروئی توده ای و با نفوذ تبدیل شده اما هنوز نتوانسته اکثریت عظیم زنان اعماق را با خود همراه سازد. تمرکز این جنبش بر برخی از خواست های زنان و بی توجهی به پاره ای دیگر از خواست ها، امکان همراه کردن زنان اعماق را از این نیروی اجتماعی گرفته است. تنها تمرکز بر خواست آزادی پوشش و یا حق انتخاب شریک زندگی در هر شکل آن ، یا حق زن بربدن خود، یا حق مسافرت، نمی تواند تودۀ زنان اعماق را با خود همراه سازد. دختران جوانی که در خانه برای حق انتخاب شریک زندگی خود و یا حق آزادی پوشش می جنگند، اگر نتوانند مادر، برادر و پدر را با خود هم رای و هم راه سازند، در جامعه ای بشدت مردسالار و تحت استبدادی دین سالار، کاری از پیش نخواهند برد. تاکید روی خواست هائی همچون حق ارث برابر، حق طلاق و حق حضانت فرزند می تواند بسیاری از زنان و مادران را با حرکت های اعتراضی همراه سازد. با این حال در جامعه ای که فقر بیداد می کند و زندگی بسیاری از خانواده ها را بسوی تلاشی پییش می راند، بسیاری از خواست ها در محاق قرار می گیرند. اینجاست که نگاه طبقاتی به مسائل زنان از اهمیت ویژه ای برخوردار می شود. باید به دغدغه های زندگی زنان کارگر، زنان زحمتکش محلات فقیر نشین، زنان روستائی که فشار سنگین و همه جانبه ای را تحمل می کنند توجه ویژه ای مبذول داشت و خواست هایشان را بصورتی گسترده مطرح کرد. مشکلات زنان در محیط های کار جدا از مشکلات عمومی تمامی کارگران، عرصه های ویژه ای را نیز در بر می گیرند که توجه ویژه ای را می طلبند. خواست هائی همچون لغو تمامی قوانین محدود کنندۀ استخدام زنان، مرخصی زایمان، ضرورت ایجاد مهدکودک و شیرخوارگاه در کنار محیط های کار، بیمه های درمانی کارگران زن و زنانی که در خانه هایشان کار کنتراتی انجام می دهند و بویژه تاکید بر خواست دستمزد برابر در قبال کار برابر باید در دستور کار جنبش شکوهمند زنان قرار گیرد. از این طریق است که می توان به آن زن روستائی تحت ستم که همدوش برادرانش کار کرده اما از حق ارث برابر برخوردار نیست؛ به آن زن محرومی که در راهروهای دادگاه ها برای حق حضانت فرزند یا حق طلاق اشک ریزان از قاضی درخواست کمک می کند؛ به آن زن کارگری که دوشادوش مردان کارگر کار می کند و از دستمزد برابر محروم است نزدیک شد و به جنبش زنان نیرو و قدرتی بنیان کن بخشید.

 

سازمان ما به عنوان سازمانی کمونیستی، ضمن گرامی داشت روز جهانی زن، روز پیکار جهانی برای برابری زن و مرد و تبریک آن به تمامی زنان آزاده و آزادیخواهان و برابری طلبان کشور همانطور که در اسناد سازمانی مان آمده و در کنگره هفدهم سازمان بر آن تاکید شده بر این باور است که : تمدن سوسیالیستی بی شک تمدنی زنانه تر خواهد بود و حرکت به سمت سوسیالیسم بدون زنانه تر شدن نظام ارزشی و حوزه های مختلف فرهنگ جامعه راه به جایی نمی برد. به همین دلیل ، مبارزه برای رهایی زنان از زنجیرهای مردسالاری، همیشه و همه جا یکی از عناصر حیاتی و ثابت جنبش سوسیالیستی بوده است؛ اما در کشوری که دفاع از کهتری زنان در رأس اصول ایدئولوژیک استبداد حاکم قرار دارد، این مبارزه اهمیت ویژه ای پیدا می کند. بنابراین مبارزه برای برابری زن و مرد در کشور ما ضرورتاً یک مبارزه سیاسی است که بدون سرنگونی جمهوری اسلامی نمی تواند به پیروزی برسد. شرکت فعال و غرورآفرین زنان ایران در همه جنبش های پیشرو نشان می دهد که هر مبارزه واقعاً دموکراتیک در ایران امروز فقط با حضور زنان در مقدم ترین صفوف آن می تواند معنا پیدا کند. با این همه، جنبش زنان ما برای فراتر رفتن از خواست های محدود و آرایش دفاعی کنونی به توده ای تر شدن نیاز دارد که از طریق نفوذ عمیق تر در میان زنان کارگر و زحمتکش می تواند عملی شود. جنبش محدود مانده در میان زنان تحصیل کردۀ متعلق به طبقات میانی و بالا نمی تواند فاعل انقلاب بزرگی باشد که ما در نظام ارزشی و فرهنگی به آن نیاز داریم. جنبش زنان ایران اکنون تثبیت شده تر و رزمنده تر از آن است که به سرنوشت مصیبت بار زنان زحمتکش بی اعتنا بماند. این جنبش به مرحله ای رسیده است که برای گستراندن و توانمندتر ساختن خود به چرخش قاطع به چپ و به درآمیختن با پیکارهای طبقاتی کارگران و زحمتکشان نیاز دارد. تمرکز روی مسائل و شرایط این چرخش باید یکی از اولویت های اصلی ما باشد.

 

گرامی باد هشت مارس، روز جهانی زن

سرنگون باد رژیم جمهوری اسلامی

زنده باد آزادی! زنده باد سوسیالیسم!

هیئت اجرائی

سازمان کارگران انقلابی ایران (راه کارگر)

جمعه ۱۶ اسفند ۱۳۹۲ برابر با ۰۷ مارس ۲۰۱۴

 

مطلب فوق را میتوانید مستقیم به یکی از شبکه های اجتماعی زیر که عضوآن هستید ارسال کنید:  

© 2021 Copyright: All rights reserved