Rahe Kargar
O.R.W.I
Organization of Revolutionary Workers of Iran (Rahe Kargar)
به سايت سازمان کارگران انقلابی ايران (راه کارگر) خوش آمديد.
پنجشنبه ۹ خرداد ۱۳۹۲ برابر با  ۳۰ می ۲۰۱۳
 
 برای انتشار مطالب در سايت با آدرس  orwi-info@rahekargar.net  و در موارد ديگر برای تماس با سازمان از;  public@rahekargar.net  استفاده کنید!
 
تاریخ انتشار :پنجشنبه ۹ خرداد ۱۳۹۲  برابر با ۳۰ می ۲۰۱۳
درباره کاندیدا ها

درباره کاندیدا ها

صادق افروز

1.پس از حذف رفسنجانی ، کاندید ای مورد حمایت اصلاح طلبان ، اختلاف بین کاندیدا های بجامانده واضح تر می شود .در آغاز دوره دوم احمدی نژاد هم شاهد بودیم  که جبهه ای  که پشت سر احمدی نژاد متحد شده بود و برعلیه هواداران موسوی و کروبی مبارزه می کرد پس از به شکست اجباری کشاندن موسوی  دچار چند دستگی شد و باند احمدی نژاد به سرعت راه خود را از بیت خامنه ای جدا کرد . ولی  این بار شورای نگهبان ریسک نکرد و رفسنجانی را در غربال خود نگهداشت . ، شورای نگهبان بر این عقیده بود که هزینه رای منفی به صلاحیت رفسنجانی به مراتب کمتر از هزینه رای دادن به صلاحیت او خواهد بود . شورای نگهبان با تکیه بر آمار مراکز امنیتی  می دانست که  به دلیل احتمالی آرای بیشتر رفسنجانی ، گرفتاری های متعددی بر سر راه یک دست کردن بیت خامنه ای و نهاد ریاست جمهوری بوجود خواهد آمد. شورای نگهبان بخوبی آگاه بود که دوره بعدی ریاست جمهوری ، دوره تصمیم گیری های بسیار جدی و اساسی خواهد بود .  بنابر این ،  علیرغم چاپلوسی های رفسنجانی از " از مقام معظم رهبری" ،  شر رفسنجانی کنده شد .  پس از وداع اجباری رفسنجانی با انتخابات جمهوری اسلامی  ، جبهه متحد در ظاهر یکدستی که بر علیه شرکت احتمالی او و هوادارانش قبل از شروع انتخابات ایجاد شده بود از هم گسست و  دچار تشتت و چند پارگی شد .

هشت کاندیدا از فیلتر رد شده اند . از این میان ، عارف و روحانی به اصلاح طلبی شهرت دارند .روحانی از چهره های معروف دوره خاتمی و دارای درجه دکترای حقوق از اسکاتلند است .  .ولی آن شش نفر  باقی مانده هم  از یک جنس نیستند .اگرچه همگی بعنوان افراد مورد تایید ولی فقیه شهرت دارند و از صافی شورای نگهبان هم به سادگی گذشته اند ، و از زمره خانه زاد های ولی فقیه بشمار می آیند ، ولی در سخنرانی های چند روزه گذشته خود نشان دادند که برنامه های متفاوتی برای مواجهه با بحران های پیش رو در آستین دارند .

ولایتی که عنوان مشاور سیاسی رهبر را به یدک می کشد ،  از حال و هوای سال هایی صحبت می کند که سکان وزارت خارجه را در دست داشته و وزرای امور خارجه دیگر کشور ها  برای آمدن به ایران و دیدار با او صف می کشیده اند . ولایتی به مدت 16 سال در دوره های ریاست جمهوری رفسنجانی و خاتمی وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی را رهبری کرده است .لب کلام ولایتی  برای حل بحران های موجود  ، تسلیم شدن به کشورهای غربی است .او از خاطراتش با فرانسوا میتران و هلموت کوهل می گوید .یادآوری می کند  که فرانسوا میتران با درشتی با وزیر خارجه اش در حضور او صحبت کرده و گفته هرگاه ولایتی به فرانسه می آید او را به دیدار او  ببرد  . یا در صحبت های دوستانه ای که با هلموت کوهل داشته از او شنیده است که اگر آب رودخانه راین در آلمان جهت خود را عوض کند   ، کمونیسم هم به روسیه بازخواهد گشت .یعنی همان های حرف فوکومایا را قرقره می کند که سرمایه داری پایان تاریخ است .بدون نام بردن اسم و اشاره به احمدی نژاد ، ولایتی سیاست خارجی احمدی نژاد را در نزدیکی به کشورهایی مثل ونزوئلا زیر سوال می برد و خواهان بهبود روابط با غرب است .در  زمینه حل بحران های موجود ، شاید سیاست ولایتی تفاوت چندانی با سیاست رفسنجانی نداشته باشد .

برخلاف ولایتی که می خواهد بحران های عمیق سیاسی و اقتصادی را با بهبود روابط با غرب حل کند ، جلیلی کاندیدای دیگر ، با شعار بازگشت به گفتمان اسلامی  ، آینده تیره و تاری را ترسیم می کند .جلیلی از برقراری اسلام و انترناسیونالیسم اسلامی صحبت می کند .نامه علی ابن ابی طالب به مالک اشتر  را به عربی می خواند تا مردم بفهمند طرف عربی بلد است .فحوای کلام جلیلی جنگ با سرمایه داری ، کمونیسم و صهیونیسم است .البته منظوراو  از سرمایه داری  ، سکولاریسم کشورهای غربی است وگرنه کیست که نداند در 34 سال گذشته در ایران سرمایه داری با سرعتی باور نکردنی در اقصی نقاط ایران ریشه دوانده و روابط پیشا سرمایه داری را از بین برده است .کیست که نداند سرمایه داری ای که در ایران حاکم است از نوع رانتی و نظامی  و باند بازی است  .پول های هنگفت بدست آمده از نفت را سپاه و روحانیون می چاپند و صنایع و معادن و زمین های کشاورزی هم در اختیار ایشان است . در 34 سال حکومت جمهوری اسلامی ، اختلاف طبقاتی به مدد کنترل همین روحانیون و سپاهیان به بیشترین میزان خود رسیده است .نظام اسلامی مورد اشاره جلیلی چیزی جز همین سرمایه داری لچک اسلامی به سر کرده نیست .ولی  در آنچه در مبارزه با کمونیسم می گوید صداقت دارد .از همان بدو تاسیس ،  جمهوری اسلامی در از بین بردن فعالین کارگری و کمونیست از هیچ کوششی کوتاهی نکرده است .اعدام هزاران فعالین سیاسی چپ و کارگری ، قلع و قمع شورا ها و اتحادیه ها و سندیکاهای کارگری همواره هدف اصلی جمهوری اسلامی بوده است . جلیلی به عنوان یک نوجوان در این سیستم ترور و شکنجه رشد کرده است . او به همراه حسن روحانی ،  نماینده خامنه ای در شورای امنیت ملی بوده است . ولی آنچه جلیلی از مشاهده آن عاجز است این است که اگر چنین گفتمان غلط اندازی در 34 سال پیش توده ها را دچار شک و تردید می کرد و تصور می کردند نظام  اسلامی چیزی متفاوت از سرمایه داری است ، حالا پس از گذشت بیش از  سه دهه از سیادت چنین نظامی  بر جان و زندگی مردم ، و تجربه بیش از سه دهه سرکوب خواست های سیاسی و اقتصادی ، بر توده مردم جای هیچ شکی نیست که نظام اسلامی آقایان جز فلاکت و فقر و شکنجه و زندان چیزی به ارمغان نخواهد آورد .جلیلی 30 سال دیر به میدان آمده است . بحران های سیاسی و اقتصادی گلوی جمهوری اسلامی را فشار می دهد . با گفتمان اسلامی  جلیلی مسئله تحریم نه تنها حل نمی شود ، بلکه آن را گسترش می دهد .انترناسیونالیسنم جلیلی باید به این سوال پاسخ بدهد که چرا در سوریه با  دیگر مسلمان ها در حال جنگ است ، باید به این سوال پاسخ بدهد که چرا در عراق ،  آتش جنگ شیعه و  سنی را بر افروخته است . باید به این سوال پاسخ بدهد که چرا حمس علیرغم دریافت میلیارد ها دلاز ایران راه خود را به سمت قطر و محمد مرسی کج کرده است .باید با این سوال پاسخ بدهد که چرا حزب الله را در کنار رژیم فاشیستی اسد به جان مردم سوریه انداخته است . پان اسلامیسم جمهوری اسلامی دوره اش به سر آمده .مشایی این را فهمیده بود ولی جلیلی هنوز سوزنش در فرمان علی ابن ابی طالب به مالک اشتر گیر کرده است ."گفتمان اسلامی " جلیلی چیزی جز نکبت جنگ و سرکوب توده های مردم نیست .چیزی جز تورم بیشتر و کاهش ارزش واحد پول ایران و از کار افتادن کارخانه های بیشتر و بیکاری روزافزون و گسترش خشونت و عصبیت نمی باشد .جلیلی جمهوری اسلامی را الگوبرداشته از فرمان علی به مالک می داند .مالک هیچگاه به مصر نرسید و نمی دانیم اگر می رسید و به نصایح علی گوش کرده بود جامعه مصر آن زمان در  چه مسیری گام بر می داشت .ولی جمهوری اسلامی  ی به قول جلیلی الگو برداشته از فرمان علی به مالک اشتر ، جز بدبختی و مصیبت ارزانی دیگری برای جامعه ایران نداشته است . اگر مالک به مصر نرسید هوایپیمای خمینی در سال 57 در فرودگاه مهرآباد به زمین نشست .و فرمان های علی را به مردم ایران حقنه کرد .اگر مردم ایران در سال 57  به دلیل بی تجربگی و ضعف نیروهای انقلابی به دنبال خمینی افتادند ،حالا دیگر تره ای برای این مزخرفات خرد نمی کنند . اگر خمینی به مدد توده های وسیع فریب خورده به جنگ نیروهای انقلابی رفت ، جلیلی برای یکدست کردن بالایی ها  و شکست مقاومت  ، تنها به مشت آهنین متکی خواهد بود .واقعیت به سرعت پس گردن جلیلی خواهد زد . او ممکن است نماز شب بخواند و روزه داری کند و زندگی بی تشریفاتی داشته باشد .اما از همان روز اولی که سکان اجرایی رژیم را برعهده بگیرد خواهد فهمید که چاره ای ندارد تا با دگم ها و " سیاست خارجی پیامبر " (1) وداع کند . و همان مسیری را برود که پیشنیان او رفته بودند .جلیلی پی خواهد برد که برای حفظ سیستم جمهوری اسلامی باید به هروسیله ممکن دست بزند .مامورانش را در تایلند کنار فواحش بنشاند و روسپیان ایرانی تعلیم دیده را برای خبر گیری و گروگان گیری مامور کند تا برای بلند پایگان نظامی و امنیتی ترکیه بساط عیش و عشرت برپا کنند و در لندن و تورنتو و واشنگتن و لوس آنجلس و فرانکفورت برای یکرنگ شدن با اپوزیسیون گیلاس مشروب سر بکشند .واقعیت پس کله جلیلی ساده زیست خواهد زد و  به او خواهد گفت برای حفظ سیستم جمهوری اسلامی  به بیلونر هایی مثل بابک زنجانی نیاز دارد تا تحریم ها را دور بزند و به فکل کراواتی هایی مثل  امیر احمدی و تریتا پارسی احتیاج  دارد تا به لابی بازی بپردازد . شاید  "سیاست خارجی پیامبر " با لابی گری در واشنگتن و لندن بیگانه بود .ولی نیاز های حفظ سیستم جمهوری اسلامی به فارغ التحصیل دانشگاه امام صادق خواهد آموخت دنیای پیچیده امروز و سیستم جمهوری اسلامی بسیار بغرنج تر از آنست تا با "سیاست خارجی پیامبر " مقایسه شود .

جلیلی و ولایتی که دو برنامه متفاوت ارائه می دهند ، هر دو از آدم های حضرت آقا هستند .یکی در سمت نماینده ایشان در شورای امنیت ملی خدمت می کند و دیگری مشاور سیاسی این اقاست .ولایتی همچون ساقی جام زهر عمل می کند تا در خواست های اشتی کشور های امپریالیستی را بپذیرد .شاید اگر قرار باشد خامنه ای جام زهر تسلیم را بپذیرد ترجیح می دهد این جام را از دست ولایتی بگیرد تا رفسنجانی .جلیلی ، ولی نماینده ایستادگی بر دگم ها و پافشاری بر مواضعی است که جمهوری اسلامی را به مقابله با غرب کشانده است . شاید برای خامنه ای هم مشخص نیست تا از کدام سیاست دفاع کند .به هر حال ، هر دو را به وسط صحنه رانده است

2. ما و انتخابات

با به میدان آمدن رفسنجانی ، اصلاح طلبان و در کنارشان چپ های رفرمیست که همیشه نیم نگاهی به بالا دارند فعال شدند .چپ رفرمیست ایرانی این خاصیت را دارد که خود را به فراموشی می زند .از پرونده رفسنجانی آگاهی دارد .می داند طرف ،  از معماران اصلی نظام جمهوری اسلامی است  . می داند طرف  ، در سرکوب و قتل و ترور  مخالفین شرکت فعال داشته است . می داند طرف بینان گذار اقتصاد نئولیبرالی در ایران است . ولی بازهم فریفته شعار ها و برنامه تبلیغاتی این آدم می شود . چپ رفرمیست ایرانی از آنجا که همراه طبقات و اقشار  متوسط جامعه حرکت می کند با نوسانات و حرکات این اقشار دچار وسوسه و هیجان می شود . چپ رفرمیست  این بار با استدلالات گوناگونی وارد بحث حمایت از کاندیدای اصلاح طلبان شد . از جمله این استدلالات اشاره به وضعیت بسیار بحرانی و وخیم اقتصادی و سیاسی و احتمال جنگ و فروپاشی کشور است .این استدلال از این جا شروع می کند که برای نجات کشور باید از هر کاندیدایی که کشور را از این فروپاشی برهاند حمایت کرد .این دسته از چپ ها برای رفسنجانی چنین  خاصیتی می بینند و به همین دلیل قصد حمایت از او را داشتند که با رد صلاحیت او مسئله منتفی شد . ولی با توجه به شباهت های بسیار زیاد مواضع رفسنجانی و ولایتی  ، وزیر امور خارجه اش به هنگام ریاست جمهوری او  ، باید از هواداران این استدلال پرسید چرا از ولایتی حمایت نمی کنید ؟ولایتی هم مثل رفسنجانی به بهبود روابط با کشورهای امپریالیستی و کم کردن شعله فعالیت های هسته ای اعتقاد دارد . کسانی که به رفسنجانی به دلیل جلوگیری از فروپاشی کشور اعتقاد داشتند چرا به ولایتی رو نیاورند؟. این منطق رفرمیستی اشکالات متعددی دارد .آیا کمونیست ها هرگاه احساس کنند جامعه شان به اصطلاح در فروپاشی است باید از آن نماینده بورژواری که جامعه را از فروپاشاندن می رهاند دفاع کنند ؟آیا کمونیست های ایتالیایی در سال های قبل از جنگ دوم جهانی و در شرایط بسیار وخیم جامعه ایتالیا باید طرفدار موسولینی می شدند که برای متحد کردن جامعه ایتالیا و جلوگیری از فروپاشی ،  به میدان آمده بود؟.آیا کمونیست های آلمانی باید از هیتلر دفاع می کردند که برای یکپارچه کردن آلمان قدم به میدان گذاشته بود ؟ آیا این همان منطقی نیست که در آغاز جنگ ایران و عراق شعار دفاع از جنگ میهنی را مطرح می کرد ؟ رفرمیست های ایرانی که در ظاهر از تاکتیک " نه شرکت و نه تحریم " دفاع می کنند با روی آوردن به این منطق در واقع خود را دچار تناقض می کنند . آنها از سویی از فروپاشی جامعه ابراز نگرانی می کنند و شعار هواداری برای کسی که قادر است به تحریم ها پایان دهد سر می دهند و از سوی دیگر می گویند " نه شرکت و نه تحریم " .  .

اگر رفرمیست های ایرانی در خارج از کشور  دست و پایشان برای اصلاح طلبان و رفسنجانی می لرزد، رهبران انقلابی کارگران ایرانی از زندان های جمهوری اسلامی متهورانه در برابر انتخابات قلابی رژیم موضع می گیرند .رفقا شاهرخ زمانی و خالد حردانی در بیانیه ای  که در زندان گوهر دشت نگاشته اند با شجاعت ،  اتنخابات قلابی رژیم سرمایه داری جمهوری اسلامی را محکوم می کنند .این رفقا از جمله جنین نوشته اند :

ما از تمامی کارگران و مردم آزاده می خواهیم در انتخاباتی که به حرکت ها و کارهای ضد انسانی و تصویب قوانین ضد کارگری و عملکردهای تشدید کننده بیکاری و گرانی و تورم و اختلاس و چپاول ثروت عمومی و قتل و کشتار جوانان مشروعیت قانونی می دهد، شرکت نکنند. و در هر فرصت مناسب که به دست آوردند دست به اعتراض بزنند .با توجه به وضعیت درونی جمهوری اسلامی سرمایه داری با کمی همت می توانیم آن را به زانو درآورده و به شکست بکشانیم .

اولین قدم برای وادار کردن جمهوری اسلامی به عقب نشینی در مقابل خواسته های مردم و کارگران شرکت نکردن در انتخابات است.

مادر انتخابات شرکت نخواهیم کرد، شما نیز شرکت نکنید.

 

چپ انقلابی ایران باید از این قبیل کارگران انقلابی که در زندان های جمهوری اسلامی دست به تحریم انتخابات می زنند بیاموزد  . و اسیر شعبده بازی رهبران اصلاح طلبی چون رفسنجانی و خاتمی  و روحانی نشود .البته هنوز بخشی از فعالین سیاسی  علیرغم کنار رفتن رفسنجانی به تحریم انتخابات نرسیده اند .شاید با خود  فکر می کنند احتمال دارد یک نهضت اصلاح طلبانه حول حسن روحانی کاندیدای نزدیک به رفسنجانی و خاتمی شکل بگیرد. به هر حال تردید رفرمیست های ایرانی در تحریم انتخابات در دوره ی پس از رفسنجانی تنها به این نحو می تواند قابل توضیح باشد .

 

29 می 2013

 

1. "سیاست خارجی پیامبر" نام کتابی است که سعید جلیلی به عنوان پایان نامه تز دکترایش در دانشگاه امام صادق نوشته است .استاد راهنمای او در نگارش و تنظیم این کتاب شخصی بوده به نام حمید  مولانا که مقدمه ای هم برآن نوشته است . حمید مولانا که در حدود 50 سال از زندگی اش را در امریکا  به عنوان استاد دانشگاه گذرانده ، پس از بازگشت به ایران ، علیرغم نا آشنایی با زبان اسلامی اصولگرایان کم کم خود را به آنان نزدیک می کند .مولانا با استفاده از تجربیات دانشگاهی حرف های خمینی و خامنه ای را با زبان دانشگاهی سرو سامان داده و تحویل آخوند ها داد .از این نظر به سرعت مورد علاقه آخوند ها و اصول گرایان قرار گرفت .مولانا از افراد بسیار نزدیک به احمدی نژاد در دوره دوم ریاست جمهوری او بود .

 

 

 

مطلب فوق را میتوانید مستقیم به یکی از شبکه های جتماعی زیر که عضوآنها هستید ارسال کنید:  

تمامی حقوق برای سازمان کارگران انقلابی ايران (راه کارگر) محفوظ است. 2024 ©