Rahe Kargar
O.R.W.I
Organization of Revolutionary Workers of Iran (Rahe Kargar)
به سايت سازمان کارگران انقلابی ايران (راه کارگر) خوش آمديد.
يكشنبه ۲۹ آبان ۱۳۹۰ برابر با  ۲۰ نوامبر ۲۰۱۱
 
 برای انتشار مطالب در سايت با آدرس  orwi-info@rahekargar.net  و در موارد ديگر برای تماس با سازمان از;  public@rahekargar.net  استفاده کنید!
 
تاریخ انتشار :يكشنبه ۲۹ آبان ۱۳۹۰  برابر با ۲۰ نوامبر ۲۰۱۱
بيانيه کنشگران سياسي، اجتماعي، مدنی و فرهنگی داخل ايران پيرامون خطر حمله نظامی به ايران

بيانيه کنشگران سياسي، اجتماعي، مدنی و فرهنگی داخل ايران پيرامون خطر حمله نظامی به ايران

 

آژيرهای جنگ را چه کسانی به صدا در می آورند؟

صلح اعتراف آشكار به حقيقت است:

با خيل كشتگان چه كرديد؟ (محمود درويش(

 

۱ـ جنگ مخوف‌ترين پديده‌ای است که انسان از گذشته تاکنون با آن روبرو شده است. در جامعه‌ی ما هنوز سايه‌ی شوم جنگ 8 ساله با عراق بر سر زندگی ميليون‌ها تن از ايرانيان سنگينی مي‌کند. هنوز خاطرات آژيرهای قرمز، پناهگاه‌های نمور، خاموشي‌های شبانه، پيکر‌های بی نام، دست و پا‌های قطع شده، مادران بی فرزند، فرزندان بی پدر، قحطی و گرسنگي، آوارگان بي‌خانه و کاشانه و دهها تصوير دهشتناک ديگر، در گوشه گوشه‌ی ذهن تک تک ما، چه پر رنگ و چه کمرنگ، چه همچون کابوس شبانه و چه همچون بيم هميشگی روزانه سنگينی مي‌کند.

۲ـ در چند سال اخير رسانه‌های مسلط سعی کرده‌اند جنگ را به يک بازی کامپيوتری و بيان تصويريِ آن در رسانه‌ها فروبکاهند. يک نقطه‌ی قرمز از صفحه‌ی رادار هواپيماهای فوق پيشرفته‌ی ناتو شروع به چشمک زدن مي‌کند، و سپس يک انفجار به ظاهر کوچک. اين تصويری از جنگ است که رسانه‌ها به مخاطبان خود تلقين مي‌کنند. اما واقعيت بسيار زشتر و خون آلودتر است. قطعاً اينجا فقط داستان انفجار يک نقطه‌ی قرمز در رادار هواپيما نيست. داستان نابوديِ خانواده‌ای است که شايد سر سفره‌ی غذا در طرابلس نشسته باشند. يا سربازان خسته‌ای که به اجبار در يک مرکز نظامی در بغداد نگهداری مي‌شوند، يا مدرسه‌ای که کودکان يوگسلاوی در آن درس می خوانند و يا يک بازار محلی پر از زندگی و رفت و آمد در محله‌های کابل .... يا هر چيز ديگری که تا چند لحظه قبل زندگی در آن جاری بوده است و اکنون تبديل به تلی از خاکستر شده است. اين واقعيت کثيف را بايد عريان‌تر از هميشه جلوی چشمان مخاطب قرار دهيم تا کراهت جنگ را نشان داده باشيم.

۳ـ  جنگ به هر بهانه‌ای مذموم است. نه دموکراسی از دهانه‌ی توپ‌های جنگی ائتلاف بر ضد عراق در ‌آمد، نه حقوق بشر نشسته در جنگنده‌های ناتو بر فراز طرابلس به پرواز در آمد، نه آزادی با پيک موشک‌های دوربرد آمريکا برای افغان‌ها به ارمغان آمد. در اين شرايط با توجه به تجربه‌های گذشته‌، ما به هيچ عنوان و تحت هيچ عنوانی جنگ را نمي‌پذيريم. آن هم در شرايطی که يک جنبش اجتماعی فراگير و ريشه‌ای در سرتاسر جهان و منطقه و ايران در جريان است. دخالت نظامی تنها دست آويزی است برای حاکميت‌های غير دموکراتيک تا بار ديگر از آب گل آلودِ جنگ ماهی بگيرند و با "بحرانی" اعلام کردنِ شرايط، بار ديگر به سرکوب هر چه شديدتر جنبش‌های مردمی و خواست‌ها و مطالبات به حق آن‌ها بپردازند. تنها مقايسه‌ای ساده بين تجربه‌ی افغانستان و عراق، با تجربه‌ی تونس و مصر مي‌تواند واقعيت را برای ما آشکار سازد.

۴ـ ماهيت ذاتی جنبش مردم ايران در چند سال اخير بر اين اصل اساسی استوار بوده است که مردم درون ايران خواستار آن هستند تا سرنوشت خودشان را با دستان خود و در صحنه‌ی عينی مبارزه تعيين کنند. آن‌ها نمي‌خواهند هيچ قدرت داخلی و خارجي‌ قيم‌شان باشد و برای آنان و به جای آنان تصميم بگيرد. در نتيجه هرگونه دخالت خارجی خصوصاً از جنس نظامي‌اش با اين ماهيت در تضاد بنيادين قرار دارد. تمام کسانی که به هر نام و در هر جايگاهی برای بمب افکن‌های ناتو و آمريکا کف و سوت بکشند ديگر در کنار مردم ايران جايگاهی نخواهند داشت و بايد به صراحت به آنان گفت خط شما از خطِ منافع مردم جدا گشته است. آژيرهای قرمز جنگ را تنها کسانی به صدا در مي‌آورند که مي‌دانند در آينده‌ای که مردم ايران، بعد از پروسه‌ی مبارزاتي‌شان و به توان و نيروی خود خواهند ساخت، هيچ جايگاهی نخواهند داشت. آری. تنها کسانی از جنگ استقبال مي‌کنند که به قدرت مردم برای تغيير سرنوشت خويش اميدی ندارند و حيات خود را در "بحران آفرينی" جستجو مي‌کنند.

۵ـ  با اين همه مردم ايران به طور قطع از همراهی و حمايت‌های انسان‌های صلح طلب، آزادی خواه و تحول‌گرا در سرتاسر جهان از وال استريت گرفته تا خيابان‌های اروپا و کشور‌های عربی استقبال مي‌کنند. مردم ايران خود را همراه و در کنار تمامی مردم آزادي‌خواه و برابري‌طلب دنيا مي‌دانند که برای ساختن "جهانی ديگر" تلاش مي‌کنند.

۶ـ  ما امضا کنندگان اين بيانيه بر اين باوريم که راه انداختن جنگ و دميدن بر آتش آن از طرف نظام سرمايه‌داری جهانی به سرکردگی ايالات متحده و حاميان داخلي‌اش، فقط به ضرر جنبش اجتماعی و اصيل مردم ايران است. جنگ و شرايط بحرانيِ حاصل از آن نه تنها پايه‌‌ی ديکتاتوري‌ها را تضعيف نخواهد کرد، بلکه بهترين بهانه برای سرکوب اين جنبش‌های اجتماعی و کنشگران آن و همچنين بستری برای به قدرت رسيدن نيروهای وابسته و غيردموکراتيکی است که حيات سياسی خود را در جنگ، بحران و سرکوب جستجو مي‌کنند.

امضاکنندگان بيانيه:

يونس آبسالان (نويسنده و کارگردان)، رضا اسد آبادی (روزنامه نگار)، امير عباس آذرم وند (فعال سياسی)، کمال اطهاری (اقتصاددان)، مهرنوش اعتمادی (فعال مدنی)، امير اميرقلی (فعال حقوق بشر)، مريم اميری (مترجم)، مريم اميری (فعال حقوق زنان)، محمد امينی (فعال سياسی)، شهلا انتصاری (فعال اجتماعی)، الناز انصاری (روزنامه نگار)، آيدا اورنگ (روزنامه نگار)، سولماز ايکدر(روزنامه نگار و فعال مدنی)، محمد جواد باستانی کيا (اقتصاد دان)، خسرو باقری (مترجم)، عماد برقعی (فعال دانشجويی)، منوچهر بصير (نويسنده و مترجم)، سيمين بهبهانی (شاعر)، سهند بنی کمالی (پژوهشگر)، نسيم بني‌کمالی (فعال مدنی)، بابک پاکزاد (مترجم و روزنامه نگار)، هادی پاکزاد (نويسنده و روزنامه نگار)، محسن پريزاد (فعال اجتماعی)، ياشار پورخامنه (فعال اجتماعی)، هايده تابش (فعال مدنی)، علی رضا جباری (نويسنده و مترجم)، حميد جعفری (نويسنده و شاعر)، اسماعيل جليلوند (فعال دانشجويی)، پيمانه جمشيدی (نويسنده)، نزهت حافظی سمنانی (از مادران جان باختگان 67)، آيدين حلال زاده (فعال دانشجويی)، ناهيد خيرابی (روزنامه نگار)، مينو حبيبی (فعال حقوق کودک)، سعيد حسن زاده (فعال سياسی)، اختای حسينی (فعال مدنی)، وحيد حلاج (فعال دانشجويی)، مژگان حمزه لو (فعال مدنی)، مهين خديوی (ناشر و شاعر)، مزدک دانشور (روزنامه نگار)، روزبه درنشان (فعال اجتماعی)، ترانه راد (فعال اجتماعی)، پروانه راد (فعال اجتماعی)، فريبرز رئيس دانا (اقتصاددان)، کاوه رضايی شيراز (فعال مدنی)، صادق رضايی گيگلو( فعال دانشجويی)، زهره روحی (پژوهشگر)، گلناز روحی (فعال فرهنگی)، محمد علی رجايی (نويسنده و مترجم)، اردشير زارعی قنواتی (روزنامه نگار)، ناصر زرافشان (حقوق‌دان)، مريم زندی (فعال مدنی)، کاوه سرمست (اقتصاددان)، حسام سلامت (مترجم و ويراستار)، سعيد سلطانی (شاعر)، ميرجواد سيد حسينی (مترجم)، روحی شفيعی (نويسنده و مترجم)، صادق شکيب (فعال اجتماعی)، فواد شمس (روزنامه نگار)، پروانه شميرانی (فعال اجتماعی)، سعيد شيرزاد (فعال اجتماعی)، خسرو صادقی بروجنی (پژوهشگر)، سيد علی صالحی (شاعر)، مازيار صالحی (فعال اجتماعی)، وحيد صباغی (فعال مدنی)، پرويز صداقت (پژوهشگر و مترجم)، سيد محمد صدرالغروی ( پژوهشگر)، سيامک طاهری (روزنامه نگار)، کاظم طاهری (فعال اجتماعی)، مرتضی طاهری (اقتصاد دان)، مصطفی طاهری (فعال فرهنگی)، پويش عزيزالدين (فعال مدنی)، افشين عزيزی (عکاس)، ياسر عزيزی (فعال اجتماعی)، علی عطاپور(اقتصاد دان)، محمدعلی عمويی (فعال سياسی)، محمد غزنويان (فعال اجتماعی)، کاظم فرج اللهی (فعال کارگری)، آزاده فرقانی (مشاور اجتماعی)، ميلاد فدايى اصل (خبرنگار)، نيوشا فدايی (مدرس دانشگاه)، صادق فقيرزاده (فعال سياسی)، نوشين کشاورزنيا (فعال حقوق زنان)، کيميا کورس (فعال حقوق کودک)، روزبه گرجی بيانی (فعال اجتماعی)، محمد مالجو (اقتصاددان)، مريم محبوب (ويراستار)، مهدی محمودی (فعال سياسی)، سعيد مدنی (پژوهشگر اجتماعی)، سميرا مرادی (روزنامه نگار)، فرشيد مقدم سليمی (پژوهشگر اجتماعی)، منيژه منجم عراقی (نويسنده)، پژمان موسوی (روزنامه نگار)، وحيده مولوی (فعال حقوق زنان)، محترم ميرعبداله يانی (ناشر)، ناهيد ميرحاج (فعال زنان)، شيوا نظر آهاری (فعال مدنی)، ارشيا نوری (فعال اجتماعی)، امير نيما (فعال دانشجويی)، لعبت والا (شاعر)، الهام هومين فر (فعال مدنی)، امير يعقوبعلی (فعال مدنی)، احمد يوسف پور(فعال اجتماعی)، عنايت يوسف پور(فعال اجتماعی)، منور يوسف پور(فعال اجتماعی)

مطلب فوق را میتوانید مستقیم به یکی از شبکه های جتماعی زیر که عضوآنها هستید ارسال کنید:  

تمامی حقوق برای سازمان کارگران انقلابی ايران (راه کارگر) محفوظ است. 2022 ©