Rahe Kargar
O.R.W.I
Organization of Revolutionary Workers of Iran (Rahe Kargar)
به سايت سازمان کارگران انقلابی ايران (راه کارگر) خوش آمديد.
دوشنبه ۲۸ شهريور ۱۴۰۱ برابر با  ۱۹ سپتامبر ۲۰۲۲
 
 برای انتشار مطالب در سايت با آدرس  orwi-info@rahekargar.net  و در موارد ديگر برای تماس با سازمان از;  public@rahekargar.net  استفاده کنید!
 
تاریخ انتشار :دوشنبه ۲۸ شهريور ۱۴۰۱  برابر با ۱۹ سپتامبر ۲۰۲۲
یادداشت دوم

دیدگاه ها پیرامون مباحثات کنگره ۲۷ سازمان

 

یادداشت دوم

فرقه نظری و مبارزه طبقاتی: پاسیفیسم در برابر کنشگری انقلابی

رضا سپیدرودی

 

حالا دیگر جای هیچ تردیدی باقی نمانده است که ما با یک جنبش بزرگ اعتراضی و مطالباتی در کشورمان روبرو هستیم که  کارگران، بازنشستگان، معلمان، اهل قلم و هنرمندان، زنان، دانشجویان، کشاورزان، زحمتکشان، حاشیه نشینان و فرودستان نیروهای محرکه اصلی آن هستند

قطعنامه پیشنهادی اعضا که من هم از امضاکنندگان آن هستم بر این نکته تاکید دارد. محور اصلی اعتراضات و مطالبات مجموعه نیروهای پیشگفته که اکثریت عظیم جامعه ایران را تشکیل می دهند، عدالت اجتماعی، پایان دادن به استبداد و بهره کشی و دستیابی به آزادی و دموکراسی است

 

با این نیروها و مطالبات شان چه باید کرد؟

پاسخ قطعنامه اعضای سازمان به این پرسش مرکزی صریح و روشن است. این قطعنامه آن طور که من می فهمم می گوید که این نیروها پایه آلترناتیو مستقل پائینی ها هستند و سازماندهی اراده آنها برای سرنگونی رژیم اسلامی و شکل دادن به خودحکومتی اکثریت عظیم آنان وظیفه اساسی نیروهای سوسیالیست و کمونیست در شرایط کنونی است

اما متاسفانه پیش نویس هیئت اجرایی به شکل تراژیکی متن کنگره های سابق ما را تکرار می کند و از این طریق نشان می دهد که ما با جان سختی ی یک فرقه نظری و ناتوانی مطلقش از درک وظایف مبرم کمونیستی در برابر جنبش عظیم توده ای کنونی روبرو هستیم

تناقض واقعا شرم آوری است: در حالی که رشد و گسترش جنبش های اعتراضی و مطالباتی رشته های بزرگی از وظایف فوری و حیاتی در برابر هر مبارز انقلابی می گذارد، پیش نویس هیئت اجرایی با تکرار تاکیدات کنگره های دوران پیشین، صیقل ایدئولوژیک و نظری دادن به مبانی نظری و فکری ما را به عنوان وظیفه دوباره به ما یادآوری می کند: "همان گونه که در کنگره های پیشین هم تاکید کرده ایم در شرایطی که خیزش بزرگ مردمی و نقش تعیین کننده کارگران و زحمتکشان در شکل گیری آن، حاشیه ای بودن چپ سازمان یافته را نمایان تر ساخته، ضرورت گسست از الگوهای سوسیالیسم غیردموکراتیک حزب - دولت ها بیش از هر زمان دیگری خود را نشان می دهد. چنین گسستی بدون تجدید آرایش برای سوسیالیسم دموکراتیک امکان ناپذیر است". سوسیالیسم دموکراتیک هم یعنی: "اتحاد هرچه وسیع تر مدافعان سوسیالیسم انقلابی مبتنی بر دموکراسی فعال و مشارکتی و آزادی های بی قید و شرط سیاسی همه مردم"

این تاکید پیش نویس هیئت اجرایی جوهر مقاومت فرقه گرایانه در برابر وظایف مبرم کمونیست ها در شرایط کنونی را با صراحت یادآوری می کند. چپ حاشیه ای است. چرا حاشیه ای است؟ برای این که در شرایطی که طبقه دارد خیزش مردم را شکل می دهد این چپ نمی فهمد که سوسیالیسم باید دمکراتیک باشد نه حزب - دولتی. خوب پس تکلیف چیست؟ پاسخ رفقا این است: "اتحاد هرچه وسیع تر مدافعان سوسیالیسم انقلابی مبتنی بر دموکراسی فعال و مشارکتی و آزادی های بی قید و شرط سیاسی همه مردم". یعنی ما (با عرض معذرت از عموم خوانندگان گرامی) باید سوسیالیست های فهمیده را از سوسیالیست های نفهم جدا کنیم؛ فهمیده ها را انتخاب کنیم و با آنها یک "اتحاد هرچه وسیع تر" تشکیل بدهیم؛ تقریبا شبیه همان کاری که وقتی یک پاکت میوه می خریم صورت می دهیم؛ میوه هایی که خراب و زده دار است را کنار می گذاریم و خوب و سالم را برمی داریم

ولی ما این "مدافعان سوسیالیسم انقلابی"، را از کجا گیر بیاوریم که آنها را انتخاب کنیم؟ پاسخی که در مضمون از پیش نویس هیئت اجرایی درمی یابم اینهاست: مبانی سوسیالیسم دموکراتیک را ترویج کنید! اتحادهای سیاسی و طبقاتی را با همین معیار ایدئولوژیک اندازه بگیرید! حق ندارید از سطح ارتباط فکری یک طرفه با جنبش اعتراضی و مطالباتی کنونی فراتر بروید. ارتباط فردی، شخصی و مستقیم ممنوع است

یک شعار عمومی، کلی، لازمان و لامکان به نام مبارزه برای تامین اجتماعی فراگیر را به بهانه پاسخ به شرایط مشخص طوری وسط معرکه فعلی بیاندازید که حداقل سی سال بتوانید از نظر سیاسی نانش را بخورید و در همه حال محبور نباشید دامن فرقه مقدس ایدئولوژیک ما را به نبردهای موضعی طبقاتی آلوده کنید و پای ما را به جنگ های واقعی و سنگری طبقاتی بین کار و سرمایه باز کنید. بعد در ساحل امن این دریای طوفانی بنشینید تا اگرعمرتان کفاف داد، ای بسا چپ از حاشیه بودن خارج شود و به متن بیاید، اگر هم نیامد و دوباره نمایندگان سیاسی طبقات دیگر جنگ را بردند، باز هم شما "سوسیالیسم دموکراتیک" را دارید که تا انقلاب مهدی می توانید آن را سال به سال در اسناد کنگره ها ورز دهید تا خوب به عمل بیاید و حسابی صیقل بخورد

توضیح می دهم

اولا: منطق ناظر بر حکم قطعنامه پیش نویس کنگره بیست و هفت، و تعداد زیادی از کنگره های پیشین ما کاملا وارونه است ( و این مکافات برخی احکام ایدئولوژیک است!). هیچ میزان گسست از الگوهای سوسیالیسم غیردموکراتیک حزب - دولت ها چپ را از حاشیه به متن نمی آورد. سند می خواهید؟ خود طراحان این حکم! آنان اگر احدی را به عنوان "سوسیالیسم دمکراتیک" قبول نداشته باشند، خودشان را که به عنوان مدافعان این الگو قبول دارند؟ خوب چه فعالیتی در مسیر "گسست" دیگران از این الگو در تقریبا یک دهه اخیر صورت داده اند؟ خودشان (همه ما در واقع) در حاشیه اند یا در متن؟ گسترش یافته اند یا تحلیل رفته اند؟ غیر از این که بر برج عاج بنشینند و سال به سال فرمان صادر شده شان را در اسناد کنگره ها تکرار کنند که "گسست" کنیدچه کار دیگری صورت داده اند؟ 

ثانیا: با هیچ میزان جنگ ایدئولوژیک؛ باهیچ درجه ای از خلوص نظری، با هیچ سطحی از تاکید بر الگوی سوسیالیسم دمکراتیک و مارکسی و غیره و با هیچ میزان از صدور فرامین و تاکید و تکرار آنها، الگوی سوسیالیسم دموکراتیک فراگیر نمی شود و چپ از حاشیه به متن نمی آید

تنها شرکت واقعی در مبارزات جاری سیاسی و نبردهای موضعی طبقاتی بین کار و سرمایه و پیشروی و پیروزی در این مبارزه است که می تواند چپ را به وسط صحنه بیاورد. شرکت در این مبارزه هم برخلاف ادعای پیش نویس هیئت اجرایی در شرایط حاضر مشروط به گسست ایدنولوژیک از سوسیالیسم حزب- دولت و یا حتی مشروط به درک ضرورت چنین گسستی نیست. مگر این که منظورمان از ضرورت گسست از این الگو برای تشکیل حزب باشد نه اتحاد نیروهای چپ و یا مشارکت موثر در مبارزه جاری

در واقع بکلی بی معناست که اعتقاد داشته باشیم که عموم سوسیالیست ها ابتدا باید پالایش نظری و خلوص ایدئولوژیک یافته و مبانی سوسیالیسم دمکراتیک و ضرورت آن را درک و پذیرش کنند و بعد در مبارزه جاری سیاسی و طبقاتی شرکت نمایند. به چهار دلیل چنین انتظاری قابل تحقق نیست:

یک: سوسیالیسم دمکراتیک مجموعه ای از احکام شرطی و توتولوژیکِ آدمهای هوشمند و نابغه و دود چراغ خورده ای نیست که ردای رهایی بشریت برازنده شان باشد.

سوسیالیسم دمکراتیک فقط با مبارزه اکثریت عظیم برای اکثریت عظیم در همین پیکارهای جاری طبقاتی ساخته می شود. این زحمتکشان، اکنون در کشور ما به میدان مبارزه آمده اند و با همه توان در برابر ارتجاعی بشدت سرکوبگر و جنایتکار صف آرایی کرده اند. آنان اتحاد و انسجام لازم را هنوز ندارند. اما از تبعیض و بی عدالتی و محرومیت رنج می برند. هر کس واقعا می خواهد برای سوسیالیسم دمکراتیک بجنگد باید در این میدان اصلی و واقعی جنگ و در کنار این توده عظیم باشد؛ دردهایش را بشناسد، از او بیاموزد تا بتواند آنچه را که از او آموخته تعمیم دهد و به او بیاموزاند. اگر در این مبارزه نیستید و به انواع بهانه ها دوری از آن را توصیه می کنید و هر نوع نزدیکی به آن از سوی اعضای سازمان را مستلزم ممنوعیت و.... می دانید از سوسیالیسم دمکراتیک هم جز یک مشت حرف توخالی چیزی باقی نخواهد ماند.

دوم: این کاملا درست است که مبارزه ایدئولوژیک هم بخشی از مبارزه طبقاتی است و نبرد الگوهای مختلف از سوسیالیسم هم می تواند بخشی از این مبارزه باشد، اما بخشی مستقل و ناپیوند با مبارزه جاری طبقه ما نمی تواند و نباید باشد. بنابراین الویت های همین مبارزه ایدنولوژیک و محورها و فقرات آن را هم نمی توان بر پایه توانایی های ذهنی افراد درگیر یا تمایلات شخصی آنان تعیین کرد، بلکه ضرورت پاسخ به نیازهای بلافصل پیشروی واقعی جنبش اعتراضی و مطالباتی اکثریت عظیم مردم ایران است که باید محورها و فقرات جنگ ایدئولوژیک ما را در برابر دشمنان طبقاتی یا دوستان نادان ما تعیین کند. از این رو باید در این مبارزه وارد شد و همراه کارگران و زحمتکشان بود.

سوم: عمل ملاک تشخیص حقیقت است و حقیقت در نقطه تصادم کنش انسانی و واقعیت موجود زاده می شود. مجموعه کنشگری های مجموعه نیروهای درگیر در صحنه عمل در جنگ های موضعی طبقاتیِ هم اکنون جاری در کشور ما که راهگشای پیشروی اکثریت عظیم مردم به سوی هدفشان در سرنگونی دیکتاتوری جمهوری اسلامی و استقرار  نظام مبتنی بر "دموکراسی فعال و مشارکتی و آزادی های بی قید و شرط سیاسی همه مردم" باشد، است که چپ را به صحنه می آورد و تبلور حدی از پیشروی واقعی به سوی الگوی سوسیالیسم دمکراتیک است

همین کنشگری است که زیر پای حامیان الگوی سوسیالیسم منسوخ قبلی را هم خالی می کند. حتی اگر بخش مهمی از عناصر درگیر در این نبردها خودشان از نظر فکری به الگوی منسوخ حزب- دولت باور داشته باشند؛ حتی اگر اساسا هیچ درک روشنی هم از تقابل الگوهای مختلف سوسیالیستی نداشته باشند و یا حتی اگر اساسا چپ نباشند

تاریخ را عمل توده های دهها میلیونی مردمی که شناختی هم از انواع الگوها و احکام طلایی دانشمندانه ندارند می سازد، نه اذهان پالایش یافته ابر روشنفکرانِ همه چیز دانِ به قول صادق هدایت «برما مگوزید» که در برج عاج هایشان نشسته اند و الگو تفت می دهند، یا به قول لنین (در مورد کانوتسکی) ذهنشان قفسه بندی علوم و دانش است.

همواره میان احکام روشنگری و وضع حال، حدی از فاصله وجود دارد. میزان فاصله از یک حکم تا حکم دیگر، ای بسا متفاوت است. ویژگی های خاص پیشروی برای پر کردن این فاصله هم از یک حکم تا حکم دیگر می تواند متفاوت باشد، اما دست کم از آغاز پایان عصر روشنگری (عصر ترافیک و ازدحام مفصل بندی احکام رشته های گوناگون) تاکنون روشن شده که کاهش این فاصله یا حتی حذف آن محصول عمل تاریخی و دگرگون ساز توده های مردم است.

چهار: اگر سوسیالیسم دموکراتیک با هیچ میزان بحث ایدئولوژیک مجرد شکل نمی گیرد و با هیچ درجه از خلوص نظری یا مرزبندی بر پایه آن در درون چپ نمی توان چپ را متحد کرد؛ اگر تبدیل "سوسیالیسم دمکراتیک" به یک شمایل مقدس و سجده آن، و تکرار سال به سال آن در اسناد کنگره ها تنها و تنها نشانه ناتوانی ما در فهم منطق مبارزه ایدئولوژیک و ارتباط درونی آن با مبارزه سیاسی و اقتصادی جاری طبقه کارگر و خیزش های جاری طبقه است، و اگر حوض کوثر و آب مطهری وجود ندارد که فعالان چپ در آن غسل کنند و از کوره راه گمراهی و ضلالتِ "سوسیالیسم  حزب – دولت" به شاهراه روشن و چند بانده «سوسیالیسم دموکراتیک» هدایت شوند، حتی برای شکل گیری اتحاد نیروهای چپ و سوسیالیست هم باید اتحادهای تک یا چند مضمونیِ سیاسی را بر پایه پذیرش اصل تنوع گرایش ها به شکل همزمان و چند سطحی، نقدا جایگزین وحدت های ایدئولوژیک کرد و مبارزه با حاملان انواع درک های انحرافی و از جمله درک های انحرافی حزب- دولتی از سوسیالیسم را به میدان مبارزه جاری در داخل کشور و به جنگ های موضعی و سنگری منتقل ساخت

تاکید بر لزوم این انتقال برای مدافعان فرقه ایدئولوژیک ما روشن نیست. نگاه عافیت طلبِ نشسته در ساحل امن نظاره گری و حمایتگری منفعل از جنبش های اعتراضی و مطالباتی ایران عجیب نیست اگر درک روشنی از ضرورت حیاتی چنین رویکردی نداشته باشد. این نگاه هر چه پرشورتر و پرحرارت تر در باره جنبش کارگری و مبارزات کارگری ایران داد سخن می دهد، به همان اندازه از الزامات فوری و عملی مشارکت در آن می ترسد و می پرهیزد. این نگاه اکنون کارش به اینجا رسیده که فورمولبندی هایی قابل بهره برداری برای برخورد با  گرایش معتقد به مشارکت در مبارزات جاری در پیش نویس هیئت اجرایی جاسازی کرده است. این نگاه طبعا و قطعا نمی تواند معنای انتقال مقابله با انواع درک های انحرافی به نبردهای سنگری و موضعی را درک کند.

 

اینهاست محورهای برجسته صف آرایی پیش نویس قطعنامه هیئت اجرایی در برابر قطعنامه پیشنهادی اعضای سازمان:

- دفاع از فروماندگی در سطح یک فرقه نظری به نام اعتقاد به سوسیالیسم دمکراتیک و مبارزه با درک های انحرافی از سوسیالیسم،

- فرار از پاسخگویی به الزامات واقعی مبارزه کارگران و زحمتکشان تا سطح تدوین شبه قطعنامه های قابل استفاده در  تقابل آفرینی با معتقدان به پیوند با مبارزات کارگران و زحمتکشان در درون سازمان، 

- حمایتگری منفعل از جنبش های جاری و مبارزات کارگری زیر پوشش توجه به ملزومات امنیتی در مبارزه، به جای کنشگری انقلابی و مشارکت جو در مبارزات جاری.

بحث انتقال جدال علیه حاملان انواع درک های انحرافی و از جمله درک های انحرافی حزب- دولتی از سوسیالیسم به درون جنگ های موضعی طبقاتی را با تمرکز بر شعار تامین اجتماعی فراگیر در پیش نویس هیئت اجرایی در یادداشت سوم پیش می برم.

 

مطلب فوق را میتوانید مستقیم به یکی از شبکه های جتماعی زیر که عضوآنها هستید ارسال کنید:  

تمامی حقوق برای سازمان کارگران انقلابی ايران (راه کارگر) محفوظ است. 2022 ©