Rahe Kargar
O.R.W.I
Organization of Revolutionary Workers of Iran (Rahe Kargar)
به سايت سازمان کارگران انقلابی ايران (راه کارگر) خوش آمديد.
سه-شنبه ۲۲ شهريور ۱۴۰۱ برابر با  ۱۳ سپتامبر ۲۰۲۲
 
 برای انتشار مطالب در سايت با آدرس  orwi-info@rahekargar.net  و در موارد ديگر برای تماس با سازمان از;  public@rahekargar.net  استفاده کنید!
 
تاریخ انتشار :سه-شنبه ۲۲ شهريور ۱۴۰۱  برابر با ۱۳ سپتامبر ۲۰۲۲
آیا دیوارهای داخل و خارج از کشور فروریخته است؟

دیدگاه ها پیرامون مباحثات کنگره ۲۷ سازمان

 

آیا دیوارهای داخل و خارج از کشور فروریخته اند؟

حمایت همه جانبه، نه دخالت همه جانبه

ارژنگ بامشاد

 

جمعی از اعضای سازمان در قطعنامه پیشنهادی شان به کنگره ۲۷ سازمان کارگران انقلابی ایران (راه کارگر) در بند پایانی به کلیدی ترین اختلاف نظر در میان اعضای سازمان اشاره کرده و آورده اند:

«هاگر عنصر مرکزی وظایف دوران کنونی نیروهای چپ و سوسیالیست همگرایی، اتحاد بزرگ طبقاتی، تقویت جنبش های مطالباتی و اعتراضی، اتحاد نیروها و فعالین چپ بر پایه حمایت از جنبش های کارگران و زحمتکشان کشور برای آزادی و سوسیالیسم و شکل دادن به آلترناتیو مستقل اکثریت عظیم مردم است، عنصر مرکزی سیاست های دستگاه جهنمی اطلاعات و امنیت و قوه قضایی رژیم جمهوری اسلامی تحمیل واگرایی و انزوا به فعالین جنبش های مطالباتی و اعتراضی هم سرنوشت است که از جمله از طریق جرم انگاری ارتباطات فردی، شخصی و مستقیم میان فعالین و کنشگران در سطوح مختلف صورت می گیرد. در حالی که دسته بندی های تحمیلی بر ارتباطات مبارزاتی میان فعالان و کنشگران با اتکا به زور و اجبار، محکوم به شکست است. زیرا چگونگی ارتباطات مقدم بر همه از سطح رشد جنبش های اعتراضی و مطالباتی، درجه گستردگی خصلت علنی و توده ای مبارزه، امکانات ارتباطی واقعا دسترس پذیر و سطح توانایی در بهره برداری موثر از آنها و مهم تر از همه نیازهای بلافصل پیشروی جنبش های اعتراضی و مطالباتی پیروی می کند، نه از میل عوامل امنیتی و اطلاعاتی یا نیاز حاکمیت به گسترش جدایی و واگرایی در میان فعالان و کنشگران. مقابله با جرم انگاری ارتباطات میان فعالین و تقویت مبارزه در جنبش بزرگ علنی و توده ای جاری در جهت جرم زدایی از ارتباطات میان فعالین و کنشگران، بخشی از مبارزه برای شکل دادن به همگرایی های پایدار مبارزاتی در جهت آلترناتیو مستقل اکثریت عظیم مردم ایران است».

 در این پاراگراف کانون اصلی اختلاف دور زده شده و مسئله به صورت کلی مطرح گشته است. در این قطع نامه حتی یک بار کلمه «خارج از کشور»  نیامده است. گویا دعوا بر سر همگرائی ها و استفاده گسترده فعالان داخل کشور از شبکه های اجتماعی و امکانات ارتباطی برای رشد جنبش در داخل کشور است. اما  طرح مسئله به صورت گنگ، اختلاف اساسی را دور می زند. مگر کسی مخالف آن بوده یا هست که فعال دانشجویی در تظاهرات شرکت واحد در مقابل اداره کار شرکت کند، رانندگان فعال شرکت واحد با فعالان صنفی معلمان تماس مستمر داشته باشند، زنان از حق اقلیت‌های قومی دفاع کنند، معلمان نسبت به زندانی سیاسی و حکم غیر انسانی اعدام واکنش نشان دهند، سندیکای شرکت واحد با رانندگان سایر شهرها تماس داشته و کمک شان کنند، کانون نویسندگان، تمام قد در حمایت از جنبش اعتراضی - مطالباتی برآید و ….، اما اینها همه مربوط به فعالان و کنشگران داخل کشور است و مورد تایید همه جانبۀ  تک تک ما. بر این نکته نیز باید تاکید شود که این ارتباطات گسترده، مستمر و رشد یابنده و ضروری،  نیازی به "رهنمود" از خارج از کشور ندارد، بویژه که در تمامی سال های گذشته با قدرت تمام مبارزه را به پیش برده  و با شجاعت تمام از آن جرم زدائی کرده اند.

بنابراین بحث و اختلاف اساسآ بر سر نحوه همگرائی فعالان داخل کشور در عرصه های مختلف نیست و نیازی هم به بحث پیرامون اقدامات آن فعالان در میان فعالان خارج از کشور نیست. مسئله اصلی بر سر آن است که فعالان خارج از کشور که سال های سال از عرصه روزمره زندگی مبارزاتی داخل کشور دور هستند و حتی تصوری از فضای جاری مبارزاتی ندارند، چگونه می توانند به آن مبارزات کمک کنند بدون آنکه  "توصیه" های غیرضروری و گاه مضر را مطرح سازند و یا بهانه به دست دستگاه های سرکوب بدهند. از این رو اختلاف را باید با دقت بیشتری مورد بررسی قرار داد.

با این مقدمه، در بند پایانی  چند نکته کلیدی به چشم می خورد که لازم است به آنها پرداخته شود.

اول ـ از نگاه نویسندگان قطع نامه، به مرزهای مشخص  میان فعالان داخل و خارج از کشور اشاره نشده و گویا دیوارهای میان داخل و خارج از کشور به دلیل رشد و گستردگی شبکه های اجتماعی فرو ریخته است.

دوم ـ حال که دیوارهای میان داخل و خارج فرو ریخته است، پس باید از طریق مبارزه با "جرم انگاری ارتباطات فردی، شخصی و مستقیم میان فعالان و کنشگران در سطوح مختلف" به این ارتباطات رسمیت داد.

سوم ـ تاکید شده است که ارتباط فردی، شخصی و مستقیم  میان فعالان داخل و خارج از « سطح رشد جنبش های اعتراضی و مطالباتی، درجه گستردگی خصلت علنی و توده ای مبارزه پیروی می کند».

چهارم ـ بر پایه این نظر مسئله امنیت از شمول این ارتباطات به دلیل سطح جنبش، سیستم های ارتباطی و نیاز جنبش، رخت بر بسته است.

این محورهای مورد اختلاف در برابر این تصمیم دو کنگره سازمانی آورده شده است که در اطلاعیه هیئت اجرائی سازمان تحت عنوان "یادآوری ضروری" بالای سایت سازمان چندین سال است بر اهمیت آن تاکید شده است که : «سازمان کارگران انقلابی ایران (راه کارگر) هیچ مجرای رسمی و پوششی برای تماس فردی با فعالان داخل کشور ندارد ، زیرا به اعتقاد ما ، چنین تماس هایی (از هر طرف که باشند) می توانند فرصت و بهانه ای برای پرونده سازی های رذیلانه دستگاه های سرکوب جمهوری اسلامی فراهم آورند و زندگی و مبارزات شجاعانه فعالان (صنفی و سیاسی) داخل کشور را به مخاطره بیندازند. بدین وسیله اعلام می کنیم که سازمان ما هیچ کانال تلگرامی و اینستاگرامی عمومی و رسمی یا پوششی ندارد، و مواضع سازمان و ارتباطات آن از طریق رسانه ها و ارگان های رسمی سازمان اعلام می شود».

مخالفت این رفقا با مصوبه کنگره های سازمانی، بحث جدی را میان اعضای سازمان دامن زده است. روشن است که اینجا بحث بر سر یک اختلافِ نظری یا فکری نیست بلکه بحث بر سر مسئله ای امنیتی است که پای جان فعالان داخل کشور در میان است. روشن است که این بحث مختص اعضای سازمان ما هم نیست بلکه تمامی جریانات و سازمان های مسئول باید به این بحث با دقت ویژه ای بپردازند.

در گام نخست باید روشن کنیم که آیا دیوار میان داخل و خارج فروریخته است؟ و آیا این فروریزی دیوار میان خارج و داخل تنها به برکت رشد سیستم ارتباطات است یا سطح رشد جنبش و علنی بودن آن این امر را تحمیل کرده است؟ و آیا دستگاه های امنیتی رژیم همچنان گلوگاه ارتباطات فردی، شخصی و مستقیم میان فعالان داخل و خارج را در چنگال جهنمی خود دارند؟

روشن است که دیوار ارتباطات داخل و خارج در سطح علنی، تبادل نظر فکری ـ  عمومی و در سطح رسانه های همگانی، مدت هاست فرو ریخته است. امروز هر فردی در هر گوشه ای از جهان، اگر حرفی برای گفتن داشته باشد، می تواند آن را به صورت علنی، عمومی و سراسری به گوش دیگران در هر کجای ایران و جهان برساند. شبکه های رادیوئی، تلویزیونی، شبکه های اجتماعی متنوع، این امکان را فراهم آورده اند. روشن است که هیچ کس منکر چنین ارتباطات عمومی، علنی و نظری و فکری نیست و نباید باشد. از این طریق است که می توان تجارب دیگر کشورها، تجارب و دیدگاه های فردی بر سر موضوعات گوناگون را به صورت علنی و عمومی به گوش دیگران در هر گوشه جهان رساند.

اما وقتی بحث بر سر ارتباط فردی، مستقیم و شخصی میان فعالان داخل و خارج از کشور در جریان باشد، آن وقت وضعیت دیوار میان داخل و خارج ، شکل ویژه ای به خود می گیرد. در این حالت، چند شق ممکن است مورد نظر باشد. یا اینکه به این نتیجه رسیده ایم که

 اولاـ  دستگاه های امنیتی رژیم توان کنترل این شبکه ها و این ارتباطات را ندارند

ثانیآ ـ  سطح جنبش و گستردگی و علنی بودن آن به گونه ای است که دستگاه های امنیتی رژیم توان مقابله با آن را ندارند

ثالثآ ـ ناتوانی رژیم در نتیجه سطح جنبش به حدی است که مسئله امنیت فعالان در داخل کشور، مسئله ای محوری نیست.

روشن است که تمامی رفقا و فعالان خارج از کشور که به این نتیجه رسیده باشند که سطح رشد جنبش و ناتوانی رژیم به حدی است که امنیت فعالان و کنشگران ، موضوع جدی ای نیست، قاعدتا باید فضا را برای بازگشت و مبارزه در میان مردم آماده ببینند  و همچون فعالان ترک در دوران پس از تورگوت اوزال در ترکیه، به صورت جمعی بلیط هواپیما بگیرند و سفربازگشت به میهن را سازماندهی کنند. و آن وقت همچون ماهی در دریای مردم شنا کنند.  نمی توان در ساحل عافیت در اروپا و آمریکا نشست و برای فعالانی که در میدان مین گذاری شده فعالیت می کنند، نسخه های "انقلابی" پیچید.

نگاهی به تجارب گذشته و حال این نکته را به شکل برجسته ای روشن می کند که ارتباط میان فعالان داخل و خارج از کشور، یکی از اصلی ترین عرصه های کنترل پلیسی است. در چهل سال اخیر، حساسیت رژیم اسلامی در این زمینه به حدی بوده است که حداقل ۲۶۰ نفر از فعالان سیاسی در خارج از کشور را ترور کرده اند. در بسیاری از موارد دست به آدم ربائی زده اند که نمونه روح الله زم، یکی از آنهاست. تجارب سازمانی ما هم این را نشان می دهد که به دلیل ضرباتی که از طریق سیستم ارتباط مستقیم میان داخل و خارج از کشور در دهۀ شصت و هفتاد،  بر شبکه های سازمانی در داخل کشور وارد آمد، تصمیم گرفته شد تمامی این ارتباطات قطع شوند و نظرات و دیدگاه های سازمان از طریق رادیو و سپس تلویزیون با علاقمندان در داخل در میان گذاشته شود. روشن است که پرونده سازی علیه فعالان کارگری و مدنی و سیاسی همواره از سوی نهادهای امنیتی و قضائی رژیم صورت می گیرد، اما بهانه ای همانند تماس مستقیم به فعالان سازمان های برانداز، پرونده های آن ها را بشدت تشدید کرده و احکام علیه آنها را سنگین تر می کند.

سیاست سرکوبگرانه حاکمیت اسلامی، علاوه بر تمرکز میان ارتباطات داخل و خارج از کشور، استفاده مستمر از این حربه کثیف بوده که فعالان داخل کشور را مجریان سیاست های خارج از کشور یا دستگاه های امنیتی کشورهای خارجی معرفی کنند. این اقدام از یک سو باعث می شود که طیف محدود هواداران خود را متقاعد کند که مخالفان داخلی ریشه مردمی ندارند، و هم زمان نیروهای سرکوبگر خود را متحد نگهدارد و  انگیزه های آن ها را تقویت کند. تجارب گوناگون نشان می دهد که وقتی این امکان برای شان فراهم شده که فرد و یا جمعی را به شبکه های خارج از کشور مرتبط اعلام کنند، آن وقت با شدت و حدت بیشتری به سرکوب آنها روی آورده اند. به طور مثال، محمد نوری زاد، سال ها به فعالیت تبلیغی و علنی علیه دستگاه ولایت و ارگان های سرکوب مشغول بود. وضعیت به گونه ای بود که برخی به دیدۀ شک از او سئوال می کردند که چرا  شما را دستگیر نمی کنند. اما زمانی که شبکه نیروهای رژیم چنجی در خارج کشور تلاش کردند محمد نوری زاد و یارانش را به شکل مزورانه ای بغل کنند ، نه تنها همه آنها به اتهام ارتباط با بیگانه دستگیر شدند، بلکه به حبس های بسیار طولانی نیز محکوم گشتند و می دانیم که  شدت عمل علیه آنها و خانواده های شان بسیار بیرحمانه است. در مورد گوهر عشقی نیز همین ماجرا به عینه اتفاق افتاد. وقتی نیروهائی در خارج از کشور بنیاد ستار بهشتی شکل دادند و تلاش کردند با این مادر داغدار در ارتباط قرار گیرند، آنگاه شدت عمل نیروهای امنیتی علیه این مادر شجاع، شکل و شمایل دیگری به خود گرفت و حتی قصد جان این مادر داغدار را کردند. حال همین وضعیت را در مورد فعالان صنفی معلمان و سندیکای شرکت واحد مشاهده می کنیم. علیرغم اثبات مبارزات علنی، صنفی و توده ای این تشکل های صنفی و مستقل،  با مسافرت دو معلم فرانسوی، و تماس آنها با فعالان صنفی،  بهانۀ رذیلانه ای بدست بازجویان و شکنجه گران افتاده تا فعالان صدیق را به مدت پنج ماه تمام در زیر بازجوئی و شکنجه های طاقت فرسا قرار دهند و حتی از دادن ملاقات به آنها نیز خودداری کنند.

وقتی دستگاه های امنیتی رژیم تا این حد روی ارتباطات فعالان داخل کشور با تشکل های سندیکائی دیگر کشورها و یا تشکل های دمکراتیک خارج از کشور حساس هستند، آن وقت می توان میزان حساسیت آن ها روی تماس فعالان احزاب و جریانات برانداز خارج از کشور با فعالان و کنشگران داخل را مشاهده کرد. روشن است که برخی از سازمان های غیرمسئول، که شعارشان این است که "مبارزه هزینه دارد"، نسبت به این خطر با بی مبالاتی تمام رفتار می کنند. جریاناتی  که با تمامی آشنایان اعضا و هواداران شان در داخل کشور تماس تلفنی می گیرند تا آنها را به هواداری از خود وادارند. و یا سازمان های کردی  که پیشمرگه های مسلح را در شرایطی که دوران نبرد مسلحانه نیست به داخل کشور می فرستند تا "فعال" بودن  حزب، سازمان و گروه خود را به رخ بکشانند و پس  از شهادت بیش از هفتاد نفر از بهترین فعالان و کادرهایشان، توقف و یا درحقیقت شکست پروژه هایشان با این بهای عظیم انسانی به آن ها تحمیل می شود. آری این ها جریانات غیرمسئولی هستند که  نسبت به جان فعالان و کنشگرانی که در خط  مقدم مبارزه  در کشور قرار دارند بی اعتناء هستند.

وقتی که چنین حساسیت بالائی از سوی نهادهای امنیتی روی ارتباطات مستقیم، شخصی و فردی میان فعالان خارج با داخل وجود دارد و این امر می تواند بهانه ای برای دستگیری، شکنجه و حبس برای فعالان داخل کشور به دست پلیس امنیتی و دستگاه های گوش به فرمان قضائی بدهد، مبادرت به چنین امری، عدول از اولیه ترین اصول مبارزاتی است. روشن است که این استدلال که گویا ارتباط از طریق شبکه های اجتماعی بی خطر هست، استدلال قابل دفاعی نیست.  تمامی ارتباطات شبکه های اجتماعی که از سیستم اینترنت گذر می کند، تحت کنترل صددرصدی دستگاه های امنیتی رژیم است. تمامی گلوگاه های اینترنت داخل و خارج در اختیار دستگاه های مخابراتی دولت است که امکان کنترل امنیتی بر آن کاملا وجود دارد. بنابراین از این زاویه اساسآ دیوار میان داخل و خارج فرو نریخته است و در چنگال کنترل جهنمی دستگاه های امنیتی رژیم است. این خوش باوری راحت طلبانه که گویا امکان کنترل بر شبکه های گسترده ارتباطی وجود ندارد، از بی اعتنائی به جان فعالان داخل کشور نشآت می گیرد.

به این نکته کلیدی هم باید با دقت توجه کرد. تجربه تاکنونی نشان داده است که فعالان عرصه های گوناگون مبارزاتی در داخل کشور با هوشیاری، دقت، تلاش و آگاهی بسیار بالا، تمامی عرصه های مبارزاتی را به پیش برده اند و در واقع هیچ نیازی به "رهنمود" های گاه بی بنیان و دور از واقعیت های زنده و جاری مبارزاتی در داخل کشور، از سوی فعالان خارج از کشور، که از دور دستی بر آتش دارند، ندارند. گاه این بیان را در کلاپ هاوس ها، برخی از فعالان داخل کشور با بیانی محترمانه، اما سرراست و روشن بیان کرده اند. بویژه زمانی که با  پیشنهادات عجیب و غریبی از سوی فعالان خارج از کشور روبرو می شوند که حتی شناختی از تحولات در عرصه های زندگی روزمره و جاری کشور و فضای مبارزاتی محیط های گوناگون ندارند و تنها بر پایه تصورات و گاه توهمات خود، این حق را برای خود قائل هستند که در هر مورد اظهار نظر "کارشناسی" هم بکنند.

آنچه که مبارزان و فعالان  و جنبش های داخل کشور به آن نیاز دارند، و کاری است که  فعالان خارج از کشور می توانند به آن توجه کنند؛ پخش گسترده اخبار مبارزات آنها، بسیج  افکار عمومی بین المللی در حمایت از آنها، جلب همیاری ها و حمایت های سندیکاها و اتحادیه های کارگری سراسر جهان از مبارزات کارگران و زحمتکشان ایران، انتقال تجارب مبارزاتی هم سرنوشتان شان در دیگر کشورها، و در یک کلام پشتیبانی همه جانبه و حمایت همه جانبه است و نه دخالت همه جانبه و غیرضرور و گاه به شدت مضر.

 و نکته پایانی،  واقعیت این است که فعالان خارج از کشور که برخآ چندین دهه از فضای زنده و روزمره مبارزاتی در داخل کشور دور بوده اند، هیچ اشراف واقعی بر راه و رسم مبارزه جاری ندارند. روشن است که بسیاری از فعالان سیاسی در خارج از کشور دانش علمی ، تجارب شخصی و یا حرف هائی برای گفتن دارند که در این عرصه ها نیازی برای ارتباط شخصی، مستقیم و فردی ضرورت ندارد. تمامی این دانش و تجارب را می توان از طرق گوناگون به صورت علنی و عمومی بیان کرد. ارتباط شخصی، مستقیم و فردی که خصلتی تشکیلاتی به خود می گیرد،  زمانی  ضرورت خواهد داشت که بخواهیم در مبارزه جاری شرکت مستقیم داشته باشیم. تجارب تاکنونی بحث های میان فعالان داخل و خارج در کلاپ هاوس ها نشان داده است که فعالان خارج از کشور، اطلاعات بسیار پائینی از شکل و ویژگی های مبارزه جاری داخل کشور دارند و دخالت آنها در این عرصه گاه بسیار مضر و غیرمفید است. درحالی که در زمینه مسائل عمومی و روندها و انتقال تجارب مبارزاتی در دیگر کشور ها می توانند بسیار مفید نیز واقع شوند.

واقعیت این است که مبارزات جاری صنفی، مدنی، مطالباتی و سیاسی در داخل کشور نیاز به حمایت همه جانبه دارد و نه دخالت همه جانبه خطر آفرین. اگر نمی توانیم یار شاطرباشیم ، بار خاطر نباشیم.

سه شنبه ۲۲ شهريور ۱۴۰۱ برابر با  ۱۳ سپتامبر ۲۰۲۲

مطلب فوق را میتوانید مستقیم به یکی از شبکه های جتماعی زیر که عضوآنها هستید ارسال کنید:  

تمامی حقوق برای سازمان کارگران انقلابی ايران (راه کارگر) محفوظ است. 2022 ©