Rahe Kargar
O.R.W.I
Organization of Revolutionary Workers of Iran (Rahe Kargar)
 
به سايت سازمان کارگران انقلابی ايران (راه کارگر) خوش آمديد.
شنبه ۱۶ آذر ۱۳۹۸ برابر با ۰۷ دسامبر ۲۰۱۹
 
 برای انتشار مطالب در سايت با آدرس   orwi-info@rahekargar.net   و در موارد ديگر برای تماس با سازمان از  public@rahekargar.net  استفاده کنید!
 
تاریخ انتشار : شنبه ۱۳ آذر ۱۳۸۹  برابر با ۰۴ دسامبر ۲۰۱۰
فرا رسیدن روزهای دشوار جمهوری اسلامی

فرا رسیدن روزهای دشوار جمهوری اسلامی

 

یوسف لنگرودی

جمهوری اسلامی که با به سرقت بردن انقلاب سال پنجاه و هفت و سپس با سرکوب بی رحمانه دستاورد های آن به قدرت رسید، از همان ابتدا حکومتی ناقص الخلقه وغیر متعارف بود با تضادها وتناقضات بی شمار. هنگامی که مستی ناشی از دست یافتن به قدرت سیاسی، آن هم درکشور بزرگ و پر اهمیت ایران و همچنین بروز جنگ میان ایران وعراق که به قول خمینی برای رژیم اسلامی برکت بود و درعقب نشاندن بسیاری ازرقبا و شرکا از قدرت و قلع و قمع مخالفان سیاسی نقش بسزایی داشت، به پایان رسید، دیگر برای خود رژیم نیز روشن شد که نظام حکومتی اش از پایه و اساس متزلزل و ناکارآمد است. در همه این سال ها مخصوصا به دلیل وجود مقاومت و مبارزات مردمی، حکومت اسلامی هرگز نتوانست به ثبات دست یابد و روی آرامش به خود ببیندحتی به کارگیری خشن ترین شیوه های سرکوب نیز نتوانست حکومت را دررسیدن به این هدف یاری دهد.

اکنون پس ازسال ها این حکومت درشرایطی قرارگرفته که امکان مانور و راه فرارش محدودتر شود و با هرتلاشی که برای نجات خود انجام می دهد، هر چه بیشتردر باتلاق و دامی که خود به وجود آورده، فرو می رود. رژیمی که با دست خودش اقتصاد کشوررا به بحران عمیق کشانید و زیر ساخت های آن را به مرز فروپاشی برده، اکنون راه نجات خود را در اجرای طرح چپاول گرانه حذف یارانه ها می بیند. طرحی به دلیل ترس ازشورش های احتمالی مردمی به شیوه گام به گام و با پنهان کاری پیش می برد.

اگر به همه این ها محاصره اقتصادی فزاینده قدرت های بزرگ و متحدان شان را اضافه کنیم، آن وقت روشن تر خواهد شد که حکومت با چه مشکلات طاقت فرسایی در حوزه مربوط به مسایل اقتصادی روبروست. گام برداشتن شتابان باندها و نهادهای سیاسی - نظامی رژیم به سوی یک اقتصاد مافیایی که نه یک اقتصاد خصوصی متعارف است ونه اقتصاد با برنامه دولتی، هر گونه چشم انداز بهبودی اقتصاد کشور را حتی در چهار چوب معیارهای شناخته شده نظام سرمایه داری به یاس تبدیل کرده است. فرار سرمایه ازکشور، توقف و یا لغو بسیاری از قراردادها با شرکت های خارجی، تعطیلی و ورشکستگی بسیاری از واحدهای تولیدی و بنگاه های خدماتی و اخراج فله ای کارگران و کارمندان و همچنین نرخ بالای بیکاری ازجمله نشانه های وضعیت فلاکت بار اقتصادی کشور است که باید آن را دست پخت نظام سیاسی اقتصادی حاکم برکشور به زعامت ولی فقیه دانست.

درعرصه سیاست خارجی و مسئله هسته ای نیز جمهوری اسلامی با سیاست های ابلهانه، خود را به شدت درانزوا قرار داده است. همین اسناد سایت ویکی لیکس که این بار گزارش های محرمانه مربوط به مسایل دیپلماتیک را افشا کرده و از طریق رسانه ها درمعرض عموم قرارداده، به خوبی گویای دشمنی بی حد و مرزی است که دولت های مرتجع عربی همسایه ایران علیه رژیم فاشیستی جمهوری اسلامی دنبال می کنند. دشمنی پنهان و خصومت آشکار دولت های عربی خلیج فارس با رژیم اسلامی چیز جدیدی نیست. اگر چه تاکنون تصور می شد که آنان لااقل با تهاجم نظامی علیه ایران موافق نیستند زیرا ازآن بیم دارند که آتش جنگ دامن آن ها را نیزبگیرد. با اسناد افشا شده توسط ویکی لیکس معلوم شده که آن ها از آن درجه از آمادگی برخوردارند و تا آن حد از دشمنی با حکومت اسلامی رسیده اند که خودشان به مشوقان پر حرارت حمله نظامی آمریکا( و احتمالا حتی اسراییل) به ایران تبدیل شدند. آن ها خود را آماده کرده بودند تا عواقب ناگوار چنین تهاجمی را نیز بیردازند. بر اثر همین سیاست های دیپلماتیک زیانبار بوده که حکومت، حتی روسیه را بیش از بیش از خود دور ساخت و به سوی غرب هل داد. در جنگل دیپلماسی بین المللی جمهوری اسلامی تقریبا بی یارو یاور و بدون متحد مانده است. در دنیای دیپلماسی و سیاست بین المللی تنها ماندن و در انزوا قرار گرفتن هزینه های سنگینی دارد که نمی توان ازپرداخت زیان های آن شانه خالی کرد. وقتی از احمدی نژاد درباره اظهارات جنگ طلبانه سران کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس که توسط سایت ویکی لیکس افشا گردیده، سئوال شد او پاسخ داد: " این اسناد فاقد ارزش حقوقی است، کشورهای منطقه و ایران همه با هم دوست و برادریم". و سخنگوی وزیرخارچه اش نیز اظهار داشت :" این اقدام نوعی طراحی بسیار مشکوک به نظر می رسد." این پاسخ ها هر دلیلی داشته باشد ضعف شدید رژیم ولایت فقیه و انزوای آن در حوزه بین المللی انکارناپذیر است. همان ضعف و انزوایی که باعث شد حکومت حتی قادر به پیش بردن و دفاع از منافع ایران برسر تقسیم عادلانه دریای مازندران در برابر کشورهای ساحلی آن نباشد.

بزرگترین مصیبت حکومت را باید بی اعتباری شدید آن نزد مردم ایران دانست. رژیمی که دریک دوره ای مخصوصا در دهه اول به قدرت رسیدنش، با توسل به عوام فریبی و مستضعف پناهی و سوءاستفاده ازاعتقادات مردم توانسته بود موقعیت خود را تا حدودی تحکیم کند و بحران های زیادی را پشت سر بگذارد، حالا از هیچ گونه حمایت مردمی برخوردار نیست و در همین سال گذشته با ناآرامی میلیونی مردم ایران مواجه شد. ناآرامی ای که پایه های استبداد ولایت فقیه را به شدت لرزاند و با فریادهای مرگ بر دیکتاتور نشان داد که جوانان، دانشجویان،زنان، مردان، کارگران و زحمتکشان سراسر کشور از رژیم ولایت فقیه تنفر دارند وآن را نمی خواهند. حکومت اسلامی اما در برابر اراده و خواست مردم، به سرکوب عریان و فاشسیتی آنان روی آورد. حکومت اگرچه توانست با توسل به قهر عریان، مردم را به طور موقت از خیابان ها دور سازد اما در هر قدمی که بر می دارد، به خشم و تنفر مردم علیه خود هر چه بیشتردامن می زند و حالا کاررا به جایی رسانیده که اعتماد مردم را به هیچ وجه نمی تواند ترمیم کند و درعمل ملتی را دربرابر خود قرار داده است.

همه این موارد نشان می دهد که رژیم ولایت فقیه از هرسو تحت محاصره و تنگنا قرار گرفته و زمین زیرپایش هرچه بیشترسست وغیرقابل اعتماد می گردد. دوره مشقت بار برای رژیم اسلامی آغاز شده و راه های گریز و مانورش بیش ازبیش محدود می شود. بدیهی است نمی توان زمان سقوط یک نظام سیاسی را تعیین کرد اما همه چیز حکایت ازآن دارد که رژیم زخم های عمیق و غیر قابل جبرانی برداشته و با چالش های پیچیده ای برای حفظ موجودیت خود روبروست . جمهوری اسلامی آینده ندارد و بی آیندگی آن شاید تنها موردی باشد که اکثریت مردم و جریانات سیاسی در حال حاضر بر سرآن توافق دارند.

دهم آذرماه هزاروسیصدوهشتاد ونه

 

 

 

 

 

 

 

 

 

مطلب فوق را میتوانید مستقیم به یکی از شبکه های اجتماعی زیر که عضوآن هستید ارسال کنید:  

© 2019 Copyright: All rights reserved