آسمان بیدفاع
و زمین سوخته
ایران
بگذارید
این وطن
دوباره وطن
شود
بگذارید
دوباره همان
رویائی شود که
بود.
لنگستون
هیوز ترجمه شاملو
حجم
و ابعاد فاجعه
تجاوز نظامی
آمریکا و
اسرائیل به ایران
عزیزمان عظیم
تر از آن است
که در قالب
کلمات بتوان بیان
کرد. از همان
کشتار کودکان
بیگناه یک
مدرسه ابتدائی
در میناب در
آغاز حمله در
روز نهم اسفند
گرفته تا حمله
به بیمارستان
ها، مراکز
درمانی ، خانههای
مسکونی و زیر
ساخت های کشور
هر روز ابعاد
وحشیانه و رذیلانه
تری به خود
گرفته است. در
این شرایط
هولناک جنگی،
نه پناهگاهی
هست نه آژیر
خطری و نه حمایتی
و نه پدافندی.
مردم بی دفاع
از هر دو سوی
داخلی و حمله
خارجی در آتش
خانمانسوز
جنایتکاران می
سوزند. در چنین
شرایط
دهشتناکی جان
دهها هزار
زندانی محبوس
در زندان ها –
چه سیاسی و چه
قربانیان آسیب
های اجتماعی –
بیش از پیش در
خطر است که حتی
امکان فراز از
مرگ را هم
ندارند.
خانوادههای
این زندانیان
نیز بیش از پیش
دلنگران
سلامتی و وضعیت
عزیزان در
بندشان هستند
و این فشار
روحی مضاعف و
غیرقابل توصیفی
را بر آنها
تحمیل می کند.
بیش
از یک هفته
است که رژیم سیاه
ولائی اینترنت
را قطع کرده و
راههای
ارتباطی را
بسته است.
اندک خبرها و
پیام هایی که
از شهروندان
به بیرون درز
پیدا می کند
حاکی از دلهره
و اضطراب
وحشتناک است.
هر پیامی نیز
با قید "اگر
زنده ماندم"
همراه است. و این
تاکید حاکی از
آن است که
معلوم نیست آیا
برای تماس دیگر
زنده خواهند
ماند یا نه. یعنی
آنان که از
کشتارهای
هولناک رژیم
خونریز ولائی
جان بدر برده
بودند حالا با
سایه شوم مرگ
با موشک ها و
بمب های آمریکا
و اسرائیل
مواجهند که هر
روز و هر ساعت
تهدیدشان می
کند.
سرکوبگران
مسلح رژیم جنایتکار
ولائی هم که
بعد از ترور
خامنه ای و نایل
شدنش به «فیض
شهادت» توسط شیطان
بزرگ هارتر از
پیش شده اند
عربده کشی می
کنند و هر
مخالف جنگ را
به عنوان
سرباز دشمن خارجی
مورد تهدید
قرار می دهند.
این جانیان با
راه انداختن ایست
بازرسی ها و
کاروان های
موتوری و سواری
الله اکبر گویان
و حیدر حیدر
کنان خیابانهای
شهر را به قرق
خود درآوردهاند
تا ارعاب ایجاد
کنند. اما با این
وجود، حقیقت دیگری
نیز در این
فضای جنگی ویرانگر
در جریان است
که خیلی امیدوار
کننده و تحسین
برانگیز است.
حقیقتی که
محمد حبیبی،
سخنگوی شورای
هماهنگی تشکل
های صنفی
فرهنگیان ایران
آن را چنین بیان
کرده است: «اینترنت
قطع است و
زندگیِ ما زیر
موج انفجارها
میگذرد. در این
تاریکی،
شجاعانهترین
کارِ ما
«مراقبت از یکدیگر»
است. ما صدای
هم میشویم؛
در محلهها
هسته همیاری
میسازیم،
مراقب
سالمندانیم و
آب و غذا را با
هم شریک میشویم.
نجات ما در
همبستگی است.»
در
چنین زمانه
خانمانسوز
خون و خاکستر
که زمین و آسمان
کشور عزیزمان
می سوزد، شاهد
شرم آورترین و
ننگین ترین
رقص و پایکوبی
وقیحانه ی
جماعتی بی
وجود در خیابان
های کشورهای
خارج هستیم که
می گویند «ترامپ
بزن که متشکریم»!
علی الخصوص
رضا پهلوی، این
پیرکودک حقیر
و پست، که از
ترامپ فاشیست
تشکر کرده
است. وی در
مصاحبه اخیر
خود با شبکه
فاکس گفت:«من
به میلیونها
نفر در داخل و
خارج کشور میپیوندم
که از ترامپ
برای این
مداخله بسیار
ضروری که ما
را بیش از هر
زمان دیگری به
پیروزی نهایی
و آزادی نزدیک
میکند، تشکر
میکنند!» اینها
نیز به همان
اندازه
جنايتکاران
رژیم ولائی و
متجاوزان
نفرت انگیز و
پلید هستند و
ننگ ابدی از
دامن شان هرگز
زدوده نخواهد
شد. آزادی و
دموکراسی
هرگز از دل ویرانی
با موشک و بمب
حتی در صورت
سقوط یک نظام
دیکتاتوری
بوجود نیامده
است. این حقیقت
انکارناپذیر
را تجربههای
خونبار تاریخی
بارها ثابت
کرده است. اما
هر استدلال
اقناعی برای این
جماعت بی وجود
که منافع خود
را در فنا و ویرانی
کشور توسط
موشک و بمب می
دانند، یاسین
به گوش خر
خواندن است.
گرچه قیاس این
جماعت رذل با
هر حیوانی توهین
به آن حیوان
است.
حالا
دیگر حقیقت
ماجرای تجاوز
نظامی به ایران
از زبان ترامپ
و دیگر مقامات
آمریکایی بیان
شده است.
ترامپ از«تسلیم
بی قید و شرط»
و«تغییر نقشهٔ
ایران پس از
جنگ» سخن میگوید.
و حتی با
وقاحت تمام
گفته است که
رهبر بعدی ایران
را باید او تعیین
کند. مدیر
اجرائی کاخ سفید
نیز با وقاحت
گفته است: «ما
تمام نفت ایران
را مصادره
خواهیم کرد». این
جنایتکاران
از کشتار و ویرانی
هولناک غزه یاد
گرفتهاند که
هر چقدر نسل
کشی کنند و هر
چقدرهم تمام زیر
ساخت ها را ویران
کنند مادامی
که حاکمند
مصون از
مجازات هستند.
اما تاریخ از
آنها بعنوان
جنایتکاران
جنگی یاد
خواهد کرد.
پایان
سخن را از
محمد مالجو،
اقتصاددان و
پژوهشگر مقیم
ایران، عاریه
میگیرم که به
درستی یادآور
شده است: «جنگ
ابزاری نیست
که فقط حکومت
را هدف بگیرد،
جامعه را میبلعد.
خانهها، بیمارستانها،
کارخانهها،
مدرسهها،
شبکهٔ برق و
آب و گاز و همهٔ
سازوکارهای
زندگی
روزمره، نیز
روح و روانمان،
زیر آوار میرود.
کسانی که در
همین سرزمین
زندگی میکنند،
بهای این ویرانی
را میپردازند
نه شما که از
فاصلهٔ امن
نظارهگر هستید....
تاریخ نشان
داده است که
آزادی پایدار
فقط از دل
توان جامعه
برای بازسازی
سیاسی و
سازماندهی
درونی برمیآید،
نه از دل موشکها
و آرزوهای
کسانی که از
دور نظاره میکنند.»
️یاشار
جاوید
۱۷
اسفند ۱۴۰۴ / ۸
مارس ۲۰۲۶