حکایت
ما و روایت
آنها
( اندر
حکایت منصوره
شجاعی)
محمود
خلیلی
تابستان
1361 بود که از
طریق بچه هایی
که برای بازجویی
به 209 می رفتند
مطلع شدیم یک
عده که در یک
میهمانی
دستگیر شده
اند را در
راهروهای 209
دیده اند که
شامل زن و مرد
و پیر و جوان
بوده اند. بر
اساس صحبت
هایی که شده
بود شایعه شده
بود در یک میهمانی
که ظاهرا" غذا
دلمه بوده
اینها دستگیر شده
اند. از آن
زمان به بعد
این افراد به
گروه دلمه
معروف
شدند(حتی بعضی
از خود این
افراد هم ضمن
معرفی خود می
گفتند در
رابطه با گروه
دلمه دستگیر
شده اند). سال 1361
وقتی زنده یاد
رفیق حسین حاج
محسن* وارد
اتاق ما شد(اتاق
42 سالن 4
آموزشگاه) و
پس از شناخت
کافی برای ما حکایت
گروه دلمه را
تعریف
کرد(البته
خودش در این
رابطه دستگیر
نشده بود) از
رفیق جانفشان
فدایی ویدا
گلی آبکناری
گفت که در آن
میهمانی سیانور
خورده بود و
بعد از دستگیری
بخش مهمی از
رهبران راه
کارگر مثل
روزبه و مهران
شهاب الدین
گفت و اشاره
ای داشت به
بازداشت پدر،
مادر خانواده
و پروین گلی
آبکناری همسر
مهران شهاب
الدین و سایر
اقوام نزدیک
آنها. ما تازه
فهمیدیم چه
کسانی در آن
ضربه دستگیر
شدند.
سالهای
متلاطمی را
پشت سر می گذاشتیم
سالهایی که
زنان زندان
بار تمام
فشارها و
سرکوب ها را
به دوش می
کشیدند. در
دورانی که ما(مردان)
حالت تدافعی
داشتیم زنان
زندان با مقاومت
تهاجمی خود با
رژیم مقابله
می کردند از حکایت
اعتصاب غذا تا
چادر رنگی و
قیامت(قبرها)
و...
زمستان
سال 1366 در سالن
یک زندان
گوهردشت خبر
خودکشی پروین
گلی آبکناری پخش
شد. با ابتکار
زنده یاد رفیق
حسین حاج محسن
و سایربچه های
راه کارگر
مراسمی برای
او در سلول 11
برگزار کردیم
که زنده یاد
حسن صدیقی **متن
تهیه شده ای
را قرائت کرد.
این
خاطرات را
نوشتم تا جو
مقاومت و
ایستادگی در
دهه 60 را یاد
آوری کنم،
الغرض
:اخیرا"
اطلاعیه ای از
طرف تعدادی از
زنان زندانی
سیاسی دهه 60 در
رابطه با
افاضات منصوره
شجاعی
منتشرشد که در
آن تنها
اشاره ای کوتاه
به بخشی از
واقعیات طی
شده در زندان
آن دوران(دهه 60)
شده است.
مبارزه و
مقاومت در
ابعاد و شیوهای
مختلف
نشاندهنده
روح پویا و
زنده زنان و
مردانی بود که
در برابر سخت
ترین و غیر
انسانی ترین
شکنجه ها
ایستادگی
کرده بودند
ودر عین تنوع دیدگاه
و تعلق فکری
متفاوت در
برابر سیستم
سرکوب و شکنجه
زندانبان با
زاویه های
مشخص به مقابله
ایستادند و
مقاومت را
زندگی کردند.
مطمئنا هیچکس
بهتراز
زندانیان
مقاوم آن دوران
(به ویژه زنان)
نمی تواند
تصویر واقعی
ای از آنچه بر
زندانیان
گذشته است را
ارائه دهد.
قصد
واکاوی شخصیت
فردی منصوره
شجاعی را ندارم
که از طریق
امکاناتی که
برای او فراهم
شده است در
همه زمینه ها
خود را اکتیو
نشان می دهد و
گاها" با
وارونه جلو
دادن حقایق و
سیاست یکی به
میخ یکی به
نعل به تحریف
و جعل حقایق
می پردازد آن
هم در جایی که
هنوز
زندانیان
سیاسی آن دهه
زنده اند و
آثاری که به
آن اشاره می
کند موجود
است. نمونه
بارز و آخرین
فعالیت و خوش
رقصی او یورش
به زندانیان
سیاسی دهه 60
بویژه زنان
زندانی و
وارانه جلو
دادن یک واقعه
است. اگر
امروز با این
افراد برخورد
نشود مطمئنا"
تاریخ و وقایع
زندانهای دهه
60 به سبک و سیاق
بازجویان و
عوامل جمهوری
اسلامی نگاشته
خواهد شد.
*رفیق حسین
حاج محسن یکی
از فعالین راه
کارگر و از
کوهنوردان
معروف گروه
شروین که در
حادثه ای که
برای شروین در
حین صعود پیش
آمد او هم
پاندول شده
بود که نجات
پیدا کرد. رد
طنابی که سینه
و گردن و کتف
او را بریده
بود نمایان
بود. او در
شهریور 1367 با
طناب دار
جمهوری
اسلامی به خیل
جانفشانان
پیوست.
**رفیق حسن
صدیقی نوه
دکترغلامحسین
صدیقی وزیر
کشور دکتر
مصدق، خواهر
زاده ابراهیم
یزدی از سران
نهضت آزادی و
وزیر امور خارجه
جمهوری
اسلامی،
برادر عاتقه
رجایی(همسر
محمد علی
رجایی )
زندانی سیاسی
زمان شاه و از
فعالین راه
کارگر. رفیق
حسن 5 روز بعد
از برگزاری
مراسم پروین
گلی آبکناری
به همان سبک
(خوردن داروی
نظافت) خودکشی
کرد که من در
نوشته های
قبلی مفصل آن
را توضیح
دادم.
محمود
خلیلی
24 بهمن 1403
……………………
واکنشها
به بیانیه
اعتراضی علیه
مقاله "آواز و
آوازههای
زنان زندان اوین"
نازلی
پرتوی
سایت
آسو از نشر
اعتراضیهی
جمعی از زندانیان
زنِ سرموضعی
دههی شصت به
مقالهی «آواز
و آوازههای
زنان زندان اوین»
(https://t.me/schabname/12316)اجتناب
کرد؛ رادیو
زمانه مقالهی
مربوطه را دستنخورده
گذاشت و سایت
«کار» مقاله را
از صفحهی خود
برداشت.
در
متن اصلاح شدهی
اخیر –نشر در
سایت آسو –
پاراگراف
مورد اعتراض
ما از مقالهی
حذف و جملهی
«و گاهی از بهتزدگی
از خودکشی
کسانی چون پروین
گلی آبکناری»
جایگزین شدهاست.
بهعلاوه
منصوره شجاعی
در زیرنویس
نوشت:
«چند روز
بعد از انتشار
این نوشته،
خانم منیره
برادران و جمعی
از زنان همفکر
ایشان معترض
شدند که در
بخشی از مطلب،
در نقل قولی
از کتاب خانم
برادران،
منظورشان را
نادرست برداشت
کردهام. بدون
داوری در بارهی
این برداشت،
برای پرهیز از
هر سوءتفاهمی،
نقل قول خانم
برادران و
اشاره به کتاب
ایشان را از
مطلب حذف
کردم»
منصوره
شجاعی در همین
دو جملهی
طولانی، بار دیگر
دست به تحریف
زدهاست! آیا
امضاءکنندگان
اعتراضیه «جمعی
از زنان همفکر»
منیره
برادران
بودند که به
«برداشت نادرست»
منصوره شجاعی
از نقل قولی
که از کتاب منیره
برادران
آورده شده
بود، اعتراض
کردند؟!
نه. این
باز هم تحریف
است. امضاءکنندگان
دنبالهرو و سیاهیلشکر
کسی نبوده و نیستند.
آنها هویت سیاسی
و استقلال نظری
خود را دارند
و با همان هویت
–یعنی زندانیان
زن سرموضعی
دههی شصت- بیانیه
را امضاء کردهبودند.
برخلاف نظر
منصوره شجاعی،
آنها از سر «همفکری»
با منیره
برادران دست
به اعتراض
نزدند بلکه به
نقل جعلآمیز یک
واقعهی تاریخی
-که خود
شاهدان زندهاش
بودند- اعتراض
کردند. خواست
آنان «داوری»
منصوره راجع
به نوشتهی منیره
برادران و به
«برداشت
نادرست» او از
کتاب منیره
برادران نبود!
با این
حساب اعتراض
ما به قوت خود
باقیست.
منصوره شجاعی
موظف است با
همهی سایتهایی
که متن تحریفامیزش
را نشر دادهاند
تماس بگیرد و
آن را حذف کند
و نقدی بر آن
بنویسد؛ از
زندانیان زن
سرموضعی دههی
شصت رسما
عذرخواهی کند
و از خوشرقصی
برای گرایشاتی
که در تلاشند
تا مبارزات
دههی شصت را
تخطئه کنند
دست بردارد.
امید
ما این است که
رسانههای
مجازی نیز
مسئولیت بیشتری
به گردن بگیرند
و مثل سایت
آسو، حق
معترضان برای
درج نظرشان را
به مطالبی که
نشر میدهند
به رسمیت
بشناسند و در
خفا و تبانی
با نویسنده،
تحریف و تهمتها
را مالهکشی
نکنند!
بقول
شاملو: دنیای
غریبی است
نازنین!
برای
اطلاعات بیشتر
به لینک زیر
مراجعه کنید:
https://t.me/schabname/12316
…………………….