Rahe Kargar
O.R.W.I
Organization of Revolutionary Workers of Iran (Rahe Kargar)
به سايت سازمان کارگران انقلابی ايران (راه کارگر) خوش آمديد.
سه-شنبه ۲۱ بهمن ۱۴۰۴ برابر با  ۱۰ فوريه ۲۰۲۶
 
 برای انتشار مطالب در سايت با آدرس  orwi-info@rahekargar.net  و در موارد ديگر برای تماس با سازمان از;  public@rahekargar.net  استفاده کنید!
 
تاریخ انتشار :سه-شنبه ۲۱ بهمن ۱۴۰۴  برابر با ۱۰ فوريه ۲۰۲۶

 

مداخله خارجی، نقدا سرکوب را تشدید کرده است!

 

جمشید مهر

 

کشور ما  آبستن تحولات بزرگ و عمیقی است. افزایش حضور نظامی آمریکا در خلیج فارس و به ویژه ورود ناوهای هواپیمابر، زیردریایی‌ها و هواپیماهای همراه  با آنها می تواند ، نشانه روشنی از تشدید احتمال حمله نظامی  امریکا به ایران  و سایه جنگ باشد. بر این پایه خطر مداخله خارجی بیش از پیش تشدید شده است.

خیرش انقلابی دی ماه ۱۴۰۴، آتشفشان خشم مردمی است که حاکمیت اسلامی زندگی شان را تباه و آنان را به ورطه هلاکت و کشور را به لبه پرتگاه رانده است. بخش اعظمی از مردم به زیر خط فقر فرو غلطیده اند. «شورش گرسنگان » در حالی که امید نانی هم در بساط نیست، به سرعت سراسری و گسترده گردید. چنین رویدادی به هیچ وجه اتفاقی نیست. اکنون سال هاست که  اکثریت عظیم مردم چشم انداز امید بخشی که با بودن این نظام که شاید فردا، معیشت و زندگیشان، سامان یابد و تبعیض و نابرابری کاهش یابد، ندارند. این اکثریت عظیم از این نظام به جان آمده اند و به چگونگی رهائی از آن می اندیشند. این خیزش تداوم جنبش انقلابی «زن، زندگی، آزادی » است. گستردگی دامنه این خیزش در سراسر کشور نشانۀ عمق و چشم انداز خواست های مردم و مبارزه شان برای زندگی بهتر و شایسته انسانی است.

اکنون حکومتی که خود مسبب این ویرانی و بی آیندگی، فقرفراگیر و مزمن، بی خانمانی فزاینده مردمان است، در بحرانی دم افزون و همه جانبه فروافتاده است. این نظامی است درمانده که در بن بست قرار گرفته و به پایان خط رسیده است. چنین نظامی در این وضعیت ، تنها شرط بقا خود را در کشتار مردمان وخشونتی بی مهار یافته است.

در این حال عده ای گمان می برند و بر این طبل می کوبند که مداخله خارجی می تواند از درد و رنج مردمان در این نبرد بکاهد و نقطه پایانی بر عمر این حکومت بگذارد. از این رو خواهان مداخله خارجی و نجات بخشی از سوی مداخله گر می شوند.

 

آیا مداخله خارجی می تواند کشور ما را نجات دهد؟

 

یکم: باید توجه داشت که با جمهوری اسلامی نمی توانند همان گونه که با حکومت های ونزوئلا و مادرو ویابا سوریه رفتار شد ،عمل کنند. جمهوری اسلامی از ساختارقدرت پیچیده تر و هنوز از پایه اجتماعی قابل توجهی برخوردار است.

ابتدائی ترین نتیجه مداخله خارجی (حتی طرح و بیان این مساله ) آن خواهد بود که نقدا و فورا سرکوب رژیم گسترده تر شود. به عبارتی یک ائتلاف ناگفته میان رژیم و مداخله کننده ایجاد می شود. حتی اگر این موتلفین خود از این مساله آگاه نباشند.

در حال حاضر قبل از هر مساله ای، موضوع کنترل خیابان اهمیت اساسی دارد و رژیم می تواند در سرکوب مردم ، هر اتهام دورغین و یا این اتهام که معترضین، «عمال خارجی» اند را به هرکسی که به خیابان بیاید نسبت دهد. بدیهی است که این امر دامنه سرکوب را گسترده تر می کند. این که سلطنت طلبان و رضا پهلوی خواستار مداخله امریکا و اسرائیل هستند، بیان یک نوع ائتلاف  منفی( نا خواسته) میان آنها و حکومت است. فراموش نکنیم که در شرایط کنونی ، در ایران مداخله خارجی (تحریم ها و مداخله اقتصادی، مداخله نظامی امریکا و اسرائیل، مداخله سیاسی و...) وجود دارد.

اکنون می دانیم حکومت بخصوص بعد از جنگ ۱۲ روزه گروه زیادی را به اتهام ارتباط با اسرائیل و امریکا اعدام کرده است ، که از شمار و نام ، نشان آنها مطلع نیستیم . اما می دانیم کشتار ها بسیار وسیع بوده است.

هم اکنون رژیم نه تنها مردم و همه تشکل ها و تجمع ها و اعتراضات را سرکوب می کند و به خاموشی می کشاند، بلکه همزمان نیز به سرکوب و تصفیه بخشی از نیروهائی در درون خود که اندک زاویه ای با هسته سخت قدرت دارند، روی آورده است.

 

دوم:شکاف عمیق و تفرقه در صفوف مردم، قطعی ترین نتیجه مداخله خارجی است!

 

بی تردید مداخله کننده ، منافعی در مداخله دارد. مهم تر این که مداخله کننده ، جایگزین سازی مطلوب خود را نیز شکل می دهد. جایگزین شدگان معمولا نه تنها با حاکمیت مردم ، با آزادی، برابری و دموکراسی همراه  نیستند بلکه افرادی فاسد و جانبدار تبعیض نیز هستند. در این زمینه تجارب بسیاری وجود دارد.نمونه های(۱)عراق و افغانستان ، تجارب آموزنده ای در این مورد هستند.

به یاد داشته باشیم مداخله امریکا در کشور پهناوری مانند ایران نمی تواند  بدون جنگ زمینی به سرنگونی حکومت  بیانجامد . روشن است که لشکر کشی و جنگ زمینی، امری تقریبا ناشدنی و نمی تواند صورت گیرد. بنابراین مداخله خارجی به معنای بمباران ونابودی زیر ساخت های کشورخواهد بود. چنین اقدامی بسیار خسارت بار، ویرانگر و پیامد های بسیار وخیم خواهد داشت و دست رژیم را برای سرکوب بیشتر باز می گذارد.

علاوه بر این مداخله خارجی ، موجب تفرقه و شکاف های بزرگ در صفوف مردم ایران خواهد شد.

به یاد داشته باشیم در «حافظه تاریخی» ایرانیان هر نوع مداخله خارحی، نتایج  شوم ومصیبت باری را یادآور می شود . ایرانیان، هیچگاه براندازی حکومت دکتر محمد مصدق را فراموش نکرده اند واین مساله درحافظه توده ای مردم ماندگار شده است .

«عباس امانت» در کتاب «تاریخ ایران مدرن» (۲)یاد آوری می کند، که مداخله خارجی و براندازی حکومت دکتر مصدق در ذهنیت توده ای ایرانیان یا «تاریخ عمیق» و «حافظه عمیق» (Deep memory) ایرانیان هیچ گاه فراموش نخواهد شد. این موضوع در ذهنیت ایرانیان ماندگار شده و نقطه عطفی بوده است.

به همین گونه  « فواذ جرجیس(۳) کارشناس صاحب نام خاور میانه Fawaz A. Gerges» تاریخ نویس و استاد تاریخ خاورمیانه در مدرسه اقتصاد لندن نیز در کتابش (غرب و شکست دموکراسی در خاورمیانه) به این مساله اشاره ای روشن دارد. او یادآوری می کند که «کودتای ۲۸ مرداد در ایران توسط انگلیس و امریکا ، حرکتی بود که دموکراسی را در خاورمیانه خفه کرد .»

در هر حال فراموش نکنیم مساله مداخله خارجی در حافظه ایرانیان و در خاطره عمیق آنها نقش مصیبت باری داشته و همچنان خواهد داشت. هم اکنون بخش بزرگی از مردم ایران به تجربه می دانند که نه تنها مداخله بلکه تهدید خارجی نقدا دست حاکمیت را برای سرکوب بیشتر ، بازترکرده و می کند.

بیاد داشته باشیم هر نیروی مداخله گر، خواه نا خواه منافع خود را پی می گیرد و سعی می کند که حکومت دلخواه خود را شکل دهد. به ویژه در کشوری مانند ایران که امکانات عظیمی برای توسعه و پیشرفت دارد چنین موضوعی  یک امرقطعی است. ایران، بالقوه ، هم از لحاظ امکانات و منابع طبیعی و ژئوپلیتیک وهم از نظر نیروی انسانی، کشوری بسیار مهم  است. کشور هائی مانند ایران در سطح جهانی کم شمارند. به عبارتی، کمتر کشوری در وضعیت ایران وجود دارد.  به یاد داشته باشیم که ایران و ترکیه دو کشوری هستند که هیچگاه مستعمره نشده اند. ضمنا یاد آوری این نکته نیز جالب است که اخیرا یک پژوهش نشان می دهد، ایران در میان ده کشوری قرار دارد که همیشه دوام داشته و هیچ گاه مستعمره کشور دیگری نبوده است.

 

بررسی نتایج مداخله خارجی در دو کشور همسایه و همچنین در لیبی دردوره ی اخیر گویای تجاربی آموزنده است.

 

عراقواقعا کشوری ثروتمند و دارای ذخایر و منابع طبیعی بسیار عظیمی در جنوب این کشور است. تاریخ عراق ، تاریخ آغاز تمدن درخاورمیانه و حتی جهان است. ولی اکنون در نتیجه مداخله امریکا به روز مصیبت باری افتاده است. بیش از ۲۰ سال از مداخله در عراق می گذرد. اوضاع این کشور آموزنده است.

نتیجه مداخله خارجی درافغانستان اسفناک تر است و نهایتا هم مداخله کنندگان طالبان را با دیگربرسر کار آورده اند.

 

آیا در ایران تمایل عمومی برای مداخله وجود دارد؟

 

بی تردید شدت درد و رنج مردم پس از۴۷ سال استبداد دینی ، تخریب همه بنیان ها اقتصادی ، سیاسی ، اجتماعی و مدنی ، سرکوب سیستماتیک مردم و هر نوع تشکل در سطوح مختلف ، بی آیندگی ، بیکاری ، فقر مزمن و مداوم ، بی عدالتی ، تیعیض ونایرابری ، عده ای را از سر استیصال و درماندگی برآن می دارد  که به امید نجات ، به سرابی  هولناک رو بیاورند. اما تجربه و آموزه های تاریخی معاصر کشور مان حتی یک نمونه نجات بخش و مبتنی بر آزادی و دموکراسی از پی مداخله خارجی  وجود ندارد.

به یاد داشته باشیم که در حکومت های دیکتاتوری، گفتمان های حکومت، از سوی مردم منفور است و طرد می شوند. در این حکومت ها روانشناسی توده ای ، چون قانون آونگ عمل می کند. به این معنا که ، هرچه دیکتاتور و حکومت می گوید، مردم بر عکس آن عمل می کنند.

جمهوری اسلامی خود را طرفدار «استقلال »می داند و در عین حال حاکمیت مردم را آشکارا نفی می کند. بنابراین مردم بر ضد گفتمان حکومت و بر گفتمان دیگری انگشت می گذارند. از این رو برخی که نسبت به توان و أراده تودۀ مردم بی اعتنا هستند ، ساده دلانه نجات را در مداخله قدرت های دیگر می دانند.

مدافعان مداخله خارجی دریک موضوع اشتراک نظردارند و آن بی اعتبار دانستن توان و اراده توده های سازمان یافته برای برپائی دنیائی بدون استبداد، ستم ، استثمار ، نابرابری برپایه آزادی، دموکراسی کرامت و همبستکی انسانی است. آنها تلاش دارند بر خلاف تمامی آموزه های تاریخی  به مردم بگویند، که اراده توده ها ناتوان از تغییر سرنوشت خویش است .آنها می خواهند القا کنند که اراده مردم ناتوان از آفرینش تحولات عمیق و دموکراتیک و بنیادی برای برپائی دنیائي بهتر و انسانی است. از سوی دیگر القا می کنند که مداخله خارجی حتی به قیمت ویرانی ها  و کشتار گسترده ما را نجات خواهد داد.

آنها که مداخله خارجی را بهر دلیل  توجیه می کنند و آن را عاملی در تخفیف درد و رنج مردم می دانند، در اولین گام توانائی و اراده مردم را نادیده می انگارند و آنرا تضعیف می کنند.

 

*****************************************

زیرنویس:

(۱)ـ خواست مداخله‌ی خارجی از رنج واقعی می‌آید، اما   : نگاه کنید به تار نمای زیتون

عراق پس از ۲۰۰۳:

برآوردهای مبتنی بر ثبت رویدادها نشان می‌دهد بیش از ۱۰۰ هزار غیرنظامی در سال‌های نخست پس از اشغال کشته شدند. برخی برآوردهای اپیدمیولوژیک کل تلفات (غیرنظامی و نظامی) را چند صد هزار تا بیش از یک میلیون نفر تخمین می‌زنند.

 

لیبی پس از ۲۰۱۱:

در جنگ سرنگونی قذافی و درگیری‌های پس از آن، ده‌ها هزار نفر کشته شدند و کشور به میدان رقابت میلیشیاها و مداخله‌گران خارجی بدل شد.

 

افغانستان

 (۲۰۰۱–۲۰۲۱):
در بیست سال جنگ و شورش، برآوردها از بیش از
۱۷۰ هزار کشته سخن می‌گویند (شامل غیرنظامیان، نیروهای دولتی و شورشیان). با خروج نیروهای خارجی، دولت فروپاشید.

 

(۲) - عباس امانت،کتاب«تاریخ ایران مدرن».

 

(۳) -فواذ جرجیس)(Fawaz A. Gergesتاریخ نویس و استاد تاریخ خاورمیانه در لندن در پاسخ و رد مدعای برنارد لویس در کتابش (What really went wrong?)

نام فرعی کتاب (غرب و شکست دموکراسی در خاورمیانه)و یا

(The West and the Failure of Democracy in the Middle East )

توضیح می دهد که کودتای ۲۸ مرداد در ایران توسط انگلیس و امریکا ،حرکتی بودکه دموکراسی را در خاورمیانه خفه کرد.

در همین رابطه، جمال عبدالناصر نیز زمانی که افسر ارتش مصر بود در کتابش در باره جنگ اسرائیل و اعراب توضیح می دهد که حکومت مصدق الهام بخش ما بود.

 

فواذ جرجیس، استاد روابط بین‌الملل در مدرسه اقتصاد لندن - گفت‌وگوی ویژه

فوا‌ذ جرجیس، پژوهشگر مسائل سیاسی در گفت و گو با کیوان حسینی، سرنگونی حکومت مصدق و کودتای ۲۸‌مرداد ۱۳۳۲ را نقطه عطفی در تاریخ معاصر ایران و گرایش جامعه به رادیکالیسم می‌بیند.

فواز جرجیس، استاد روابط بین‌الملل در مدرسه اقتصاد لندن - گفت‌وگوی ویژه - YouTube

 

 

 

 

مطلب فوق را میتوانید مستقیم به یکی از شبکه های جتماعی زیر که عضوآنها هستید ارسال کنید:  

تمامی حقوق برای سازمان کارگران انقلابی ايران (راه کارگر) محفوظ است. 2026 ©