Rahe Kargar
O.R.W.I
Organization of Revolutionary Workers of Iran (Rahe Kargar)
به سايت سازمان کارگران انقلابی ايران (راه کارگر) خوش آمديد.
دوشنبه ۱۷ فروردين ۱۴۰۵ برابر با  ۰۶ آوريل ۲۰۲۶
 
 برای انتشار مطالب در سايت با آدرس  orwi-info@rahekargar.net  و در موارد ديگر برای تماس با سازمان از;  public@rahekargar.net  استفاده کنید!
 
تاریخ انتشار :دوشنبه ۱۷ فروردين ۱۴۰۵  برابر با ۰۶ آوريل ۲۰۲۶

ارزیابی هیئت اجرائی سازمان کارگران انقلابی ایران (راه کارگر)

 

فروپاشی توهم پیروزی برق آسای متجاوزان،

ویژگی های ساختار قدرت جمهوری اسلامی،

جنبش مردمی ایران و جایگاه اپوزیسیون

 

الف ـ فروپاشی توهم پیروزی سریع متجاوزان و تاثیرات آن

 

تجاوز نظامی آمریکا  و اسرائیل وارد دومین ماه شده است. با تداوم جنگ، واقعیات روی زمین بیش از پیش برجسته شده است. تصورات اولیه متجاوزان و مزدوران داخلی شان به شکلی حیرت آور در هم شکسته است. علیرغم ضربات گسترده با کشتن رهبر رژیم و بخش اصلی فرماندهان نظامی و بمباران های وسیع مراکز نظامی و امنیتی و حتی پست های بازرسی (همچون تاکتیک قطع سرانگشتان مجاهدین در اقدامات تروریستی خرداد۱۳۶۰) ، رژیم جمهوری اسلامی از هم نپاشید و حملات خود را آغاز کرد. این رویارویی های نظامی تاکنون نتایجی در برداشته که باید به برخی از ابعاد توجه داشته باشیم تا تصوری واقعی از عرصه نبرد بدست بیاید:

 

۱ـ پاسخ های جمهوری اسلامی ، ضربات اساسی بر پایگاه های آمریکا در تمامی کشورهای عربی حاشیه جنوبی خلیج فارس وارد ساخته و به عبارتی چشم های راداری این پایگاه ها تا حد قابل ملاحظه ای را کور کرده است. این وضعیت سبب شده تا اثربخشی موشک های شلیک شده هم به این پایگاه ها و هم به اهداف نظامی و امنیتی در اسرائیل و متحدان آمریکا بیش از گذشته باشد. در جنگ پهپادهای ارزان قیمت و موشک های ردگیری گرانقیمت، انبار های موشک های ردگیری به شدت کاهش یافته است. جنگ نامتقارن جمهوری اسلامی علیه آمریکا، ایده تاکنونی  برتری تسلیحات گرانقیمت آمریکا و نقش آنها در پیروزی سریع را مورد تردیدهای اساسی قرار داده است.

 

۲ ـ سیاست چشم در برابر چشم باعث شده تا حملات موشکی جمهوری اسلامی به شیخ نشین های حوزه جنوبی خلیج فارس، این کشورها را بشدت بحرانی سازد. این شیخ نشین ها که سال ها خاک و پول خود را در اختیار آمریکا قرار داده و اجازه داده اند از خاک کشورشان به ایران حمله شود، اکنون به طور طبیعی به داخل جنگ کشیده شده اند  بدون آنکه توان اثرگذاری بر آن داشته باشند و یا بتوانند از خود دفاع کنند. آنها که حق حاکمیت خود را در قبال تضمین های امنیتی به آمریکا واگذار کرده اند، اکنون با واقعیت های سخت زمینی روبرو شده اند. به احتمال زیاد، آن ها باید هزینه های تجاوز آمریکا به ایران را نیز بپردازند. حملات اسرائیل به میدان گازی عسلویه، با واکنش متقابل جمهوری اسلامی همراه شد و میدان های نفت و گاز در قطر ، امارات و بحرین به آتش کشیده شد. به دیگر سخن مهمانداری شیخ نشین های حوزه جنوبی خلیج فارس، تلاش های چند دهه ای آنها برای رشد و رونق در منطقه و ادعاهای فراوان در عرصه های مالی، تکنولوژیک و توریسم شان ، به یک باره با بحران بسیار گسترده ای روبرو شده است. این وضعیت جدید بسیاری از کارشناسان سیاسی و یا استادان دانشگاه های این کشورها را به ضرورت بازاندیشی سیاست های تاکنونی دولت های منطقه رسانده است. نگرانی اکثر این کشورها آن است که سلاح های گرانقیمت آمریکایی و ضمانت های پرهزینه آمریکا نتوانسته امنیتی در برابر همسایه بزرگ شمالی بدست دهد که با سلاح های بومی تجهیز شده است. این نگرانی زمانی تشدید می شود که جمهوری اسلامی از این جنگ بدون فروپاشی و تغییر اساسی در ساختار قدرت سیاسی اش بر ایران حکومت کند.

 

۳ ـ کتنرل جدی و هدفمند تنگه هرمز از سوی جمهوری اسلامی و ناتوانی آمریکا و دیگر کشورها در بازگشایی آن، نه تنها باعث گسترش بحران انرژی در جهان شده بلکه طرح توافق ایران و عمان برای کنترل و اخذ عوارض از کشتی ها به مسئله ای جدی تبدیل شده است. اعلام این امر که از این پس کنترل هوشمند تنگه از سوی ایران انجام می گیرد و اخذ عوارض از کشتی ها ، همچون اخذ عوارض از عبور کشتی ها از کانال سوئز، تنگه بسفر، تنگه پاناما و .. انجام خواهد گرفت ، جهان را با واقعیت جدیدی روبرو ساخته است. این جمله یک خبرنگار آمریکایی که نوشت :«حالا همه فهمیدند که چرا نام این خلیج، خلیج فارس است» معنای استراتژیک جدیدی را تعریف کرده است. تقاضای ترامپ از اروپائیان برای باز کردن تنگه هرمز یا اعلام التیماتوم های مکرر و بی حاصل نشان از واقعیت جدیدی دارد که تاثیرات بلندمدتی بر نظم منطقه ای در خلیج فارس و بر مناسبات بین المللی و اقتصاد جهانی  بر جای خواهد گذاشت.

 

۴ ـ شلیک دو موشک به سوی جزیره دیه گو گارسیا در ۴ هزار کیلومتری ایران، هر چند سپاه آن را بر عهده نگرفته ، یک تحول جدید و جدی در معادلات نظامی به حساب می آید. این شلیک دوربرد بدان معناست که کل اروپا تا لندن ممکن است زیر ضرب موشک های جمهوری اسلامی قرار گیرد. این نکته از سوی تحلیل گران نظامی اروپا مورد توجه قرار گرفته است. به نظر می رسد بسیاری از تحلیلگران نظامی غرب و شرق اکنون با واقعیت توان موشکی ایران به شکل تازه و تجربه شده ای روبرو می شوند. تداوم این شلیک ها علیرغم بمباران های مداوم شهرک های موشکی و پایگاه های پرتاب  موشک از سوی آمریکا و اسرائیل، به یک معمای نظامی مبدل گشته است. با این پرتاب دوربرد، عملا محدودیت برد ۲هزار کیلومتری تعیین شده از سوی علی خامنه ای، با مرگ او کنار گذاشته شده است. این بدان معناست که به احتمال زیاد فتوای حرام بودن ساخت بمب اتم نیز می تواند به بهانه مرگ او کنار گذاشته شود. بی جهت نیست که مجلس شورای اسلامی در حال بررسی طرح خروج ایران  از ان پی تی ، (پیمان منع گسترش سلاح های هسته ای) است و پاره ای از نمایندگان مجلس، عدم محکومیت بمباران تاسیسات و نیروگاه های هسته ای ایران از سوی آژانس انرژی هسته ای سازمان ملل را دلیلی برای بی فایده بودن حضور در ان پی تی می دانند. آنها بر این عقیده اند که ایران علیرغم اجرای تمامی تعهدات این پیمان، از مزایای آن و حمایت های بین المللی آن برخوردار نیست و دلیلی برای ماندن در این پیمان وجود نخواهد داشت.

 

۵ ـ شلیک موفقیت آمیز موشک به شهر هسته ای دیمونا  در جنوب اسرائیل که بیش از یک صد زخمی نیز بر جای گذاشت، زنگ هشدار را در اسرائیل، آمریکا و منطقه به صدا درآورده است. این شلیک پس از حملات اسرائیل به تاسیسات اتمی نظنز صورت گرفت.  انتخاب دیمونا به عنوان مرکز اتمی اسرائیل این پیام را به  اسرائیل و آمریکا داده که ایران قادر است با در هم کوبیدن سایت های هسته ای اسرائیل و آزاد سازی تشعشعات اتمی در منطقه،  از سلاح هسته ای اسرائیل علیه خودش استفاده کند. از نشریه معاریو نقل شده است که سازمان انرژی اتمی اسرائیل به صورت غیرمستقیم از ایران خواسته در این رابطه از خود خویشتنداری نشان دهد. منصور فرهنگ، اولین نماینده جمهوری در سازمان ملل در دولت بازرگان در مصاحبه خود با بی بی سی تاکید می کند: بمباران سایت هسته ای دیمونا در اسرائیل، موجب آزادسازی تشعشعات اتمی خواهد شد که فاجعه ای انسانی را به دنبال خواهد داشت. پس از این شلیک هشدار گونه، حملات به سایت های هسته ای ایران پس از توقفی چند روزه مجددا از سر گرفته شده است. به نظر می رسد سیاست اسرائیل بر نابودسازی توان هسته ای ایران حتی به قیمت ایجاد فاجعه در کشور اسرائیل استوار شده است. برنامه ریزی ارتش امریکا برای خارج کردن ۴۵۰ کیلوگرم اروانیم با غلظت بالا از ایران نیز در این راستا انجام می گیرد. به نظر می رسد جمهوری اسلامی قصد دارد پس از پایان جنگ به سیاست تاکنونی خود در زمینه هسته ای پایان داده و سیاست "ابهام هسته ای" در پیش گیرد. بسیاری از تحلیل گران غربی با مقایسه نحوه برخورد آمریکا به کره شمالی و ایران، اتخاذ این سیاست از سوی جمهوری اسلامی را محتمل می دانند.

 

۶ ـ در کنار واکنش های جمهوری اسلامی به حملات آمریکا و اسرائیل، نیروهای نزدیک به رژیم اسلامی یا همسو با آن همچون حزب الله لبنان ، گروه های شیعه عراقی و انصارالله  نیز وارد نبرد شده اند. اسماعیل قاآنی فرمانده سپاه قدس در توئیتی در این باره نوشت: «نتانیاهو خواب توسعه کمربند امنیتی را در منطقه می دید، اما آتش هوشمندانه و شجاعانه برادران حزب الله در شمال و انصارالله درجنوب، وعده های دروغ رژیم به شهرک نشینان را برملا کرد. آرزوی فرماندهان شهید مقاومت محقق شده است: "اتاق جنگ جبهه مقاومت یکی است". به نظم جدید منطقه عادت کنید». شلیک های منظم و نگران کننده حزب الله حتی به تل آویو و حیفا ، نشاندهنده آن است که تصور نابودی حزب الله و یا زمین گیر شدن آن تا چه پایه بی اساس بوده است. تلاش اسرائیل با هدف خالی ازسکنه کردن جنوب لبنان، تسخیر و ضمیمه کردن   آن در راستای ایجاد اسرائیل بزرگ با مقاومت شدید حزب الله  و تحمیل تلفات زیاد بر ارتش اسرائیل همراه شده است . این مقاومت نشان می دهد که حزب الله از فرصت چندساله برای تجدید سازمان و تجدید آرایش نیروهای خود به شکل کاملا حساب شده و پنهانی بهره برده است. ورود حزب الله به نبرد تاثیرات گسترده ای بر زندگی مردم اسرائیل در شمال این کشور گذاشته و باعث آوارگی بخشی از آنها شده است. تداوم این موشک باران ها علیرغم بمباران های گسترده لبنان در حال حاضر و در چند سال گذشته نشان می دهد که اسرائیل با مشکل جدی به نام حزب الله نیز روبروست. از سوی دیگر حملات مداوم نیروهای شبه نظامی شیعه در عراق به گونه ای انجام گرفته که ناتو تمامی نیروهای خود را از عراق خارج ساخت و اکنون آمریکا نیز اصلی ترین پایگاه خود در این کشور را تخلیه کرده و نیروهای خود را به اردن منتقل ساخته و تنها پایگاهش در اربیل همچنان پابرجاست. خروج نیروهای آمریکایی و ناتو از عراق در بحبوحه جنگ کنونی یک پیروزی بزرگ برای نیروهای شیعه عراقی است که بخشی از آن نیز به حساب جمهوری اسلامی واریز خواهد شد. در یک جمع بندی می توان گفت که اعلام مرگ زودهنگام "محور مقاومت" و بر پایه آن سازماندهی جنگ بر توهم تضعیف شدید جمهوری اسلامی در وضعیت کنونی جنگ نقش داشته است.

 

۷ ـ مجموعه شرایط کنونی بحران تصمیم گیری در آمریکا را بشدت بالا برده است. تداوم و گسترش جنگ علیرغم بمباران های شدید سراسر ایران در کنار جنگ انرژی که جهان را با خود درگیر کرده و در آمریکا نیز روز به روز بیشتر حس می شود، دونالد ترامپ را در یک دو راهی خطرناک گرفتار کرده است. این که او در یکی از سخرانی هایش گناه اصلی آغاز جنگ را بر دوش هگست وزیر جنگ اش انداخت، بیانگر آن است که او در دچار تناقض شدید دریافتن راهی برای برون رفت از این بحران دائماً گسترش یابنده شده است. تداوم جنگ علیرغم ادعای پیروزی های اولیه با برجسته شدن بحران انرژی ، بحران بورس ، مالیه و دلار، تردید در مورد این جنگ را نه تنها در میان دمکرات ها بلکه در میان جمهوریخواهان بیش از پیش گسترش داده است. نتایج نظرسنجی ها نیز نشان از نارضایتی گسترده مردم از تداوم این جنگ دارد. روشن است که نارضایتی مردم می تواند تاثیرات گسترده ای بر انتخابات میان دوره ای نوامبر امسال بر جای بگذارد. علاوه بر نظرسنجی ها، تظاهرات هشت میلیونی آمریکائیان در شهرهای گوناگون این کشور در مخالفت با جنگ  آمریکا علیه ایران بیانگر رشد و گسترش نارضایتی از سیاست های دولت ترامپ است. بحران در پایه حمایتی ترامپ، نارضایتی عمومی مردم و شکاف در جبهه ماگا از یک سو و شکاف میان آمریکا و متحدان اروپایی اش جهان را با وضعیت جدیدی روبرو ساخته است. ممانعت اسپانیا از استفاده از پایگاه های هوائی اش در جنگ علیه ایران و عدم همکاری کشورهای اروپایی و حتی انگلیس در این جنگ، مسئله حضور آمریکا در ناتو را بشدت زیر سئوال برده است. مارک روبیو وزیر خارجه آمریکا در این رابطه گقته است :« اگر نتوانیم در زمان نیاز از پایگاه های ناتو استفاده کنیم، ناتو به یک خیابان یک طرفه تبدیل شده است. چه دلیلی دارد در ناتو بمانیم». اکنون ترامپ برای تصمیم گیری در مورد جنگ کنونی که هیچ پشتیبانی جز اسرائیل ندارد، بر سر یک دوراهی گرفتار آمده است: اعلام پیروزی و پایان دادن به آن که می تواند اسرائیل را در وضعیت نگران کننده ای قرار دهد، یا گسترش آن از طریق اعزام تفنگداران دریایی آمریکا برای اشغال جزیره خارک و تلاش برای بازگشایی تنگه هرمز. این احتمال با مخالفت های جدی در میان ژنرال های با تجربه آمریکا روبرو شده است تا جایی که وزیر جنگ آمریکا هگست، دوازده تن از عالی رتبه ترین ژنرال ها را از کار برکنار کرده و آنها را به بازنشستگی اجباری فرستاده است. بر این پایه است که التماتوم های مکرر ترامپ برای بمباران زیرساخت های برق و انرژی ایران تلاشی است برای یافتن کشورهای میانجی و برقراری نوعی تماس با جمهوری اسلامی و یافتن راه فرار آبرومندانه یا آماده شدن برای شرکت در یک قمار اقدام زمینی مرگبار.

 

۸ ـ اکنون بیش از پیش روشن شده است که تجاوز نظامی آمریکا به ایران با فشار اسرائیل و بر پایه ارزیابی های کابینه نتانیاهو صورت گرفته است.  تصور پیروزی سریع که نتانیاهو به ترامپ فروخته است و حتی بخشی از اپوزیسیون راست به آن دامن زده بود، اکنون با واقعیت سخت روبرو شده است. برجسته شدن نقش اسرائیل در کشاندن آمریکا به جنگ با جمهوری اسلامی، که تمامی روسای جمهور پیشین آمریکا در برابر آن مقاومت می کردند، جایگاه اسرائیل در افکار عمومی مردم آمریکا و حتی در میان بخشی از طبقه سیاسی این کشور را بشدت تحت تاثیر قرار داده است. روشن است که به دنبال جنایات اسرائیل در نسل کشی مردم غزه و اکنون کشاندن آمریکا به یک جنگ پرهزینه و غیرقابل دفاع، موقعیت این کشور در ساختار سیاسی آینده آمریکا و در میان افکار عمومی این کشور به شدت کاهش خواهد یافت. چنین تحولی در کنار انزوای شدید اسرائیل در کل جهان، در آینده نه چندان دور تاثیرات راهبردی بر موجودیت این کشور خواهد گذاشت. از سوی دیگر کشانده شدن آمریکا به جنگی پرهزینه و غیرقابل دفاع با ایران و تاثیرات آن بر انرژی جهان، باعث ایجاد شکاف گسترده ای میان آمریکا و اروپا شده است. چنین وضعیتی جایگاه هژمونیک آمریکا را بشدت تحت تاثیر قرار داده و به احتمال زیاد به نقش دلار در اقتصاد جهانی نیز ضربات جبران ناپذیری وارد خواهد ساخت. در یک کلام، هر چند آمریکا در عرصه نظامی دست بالا را دارد اما از نظر سیاسی در این جنگ شکست خورده است. به زیر سئوال رفتن هژمونی آمریکا در شرایط عروج چین به عنوان یک ابر قدرت ، جهان را با یک نقطه عطف بیسابقه روبرو ساخته است. به نظر می رسد اگر جنگ کانال سوئز نقطه آغاز فروپاشی تسلط انگلستان بر جهان بود، جنگ تنگه هرمز آغاز فروپاشی قدرت هژمونیک آمریکا بر جهان خواهد بود.

 

ب ـ ویژگی های ساختار قدرت سیاسی جمهوری اسلامی

 

۱ـ تاب آوری جمهوری اسلامی در برابر حملات سنگین آمریکا و اسرائیل با حمایت تمامی کشورهای عربی منطقه و در مجموع چهل کشور جهان و عدم فروپاشی آن علیرغم ارزیابی های اپوزیسیون راست و بسیاری از تحلیل گران سیاسی، این سئوال جدی را مطرح می سازد که چرا این ارزیابی ها اشتباه از آب درآمده است. واقعیت این است که اقتصاد آمریکا و اقتصاد جهان و حتی مردم اسرائیل و کشورهای عربی حوزه جنوبی خلیج فارس تاوان این اشتباه محاسبه را به شکل سنگینی پرداخت می کنند. به نظر می رسد علیرغم نفوذ گسترده ای که موساد و سیا به صورت مستقل در ساختار های جمهوری اسلامی داشته اند و علیرغم اطلاعاتی که از کانال گروه های ایرانی همسو و وابسته به خود دریافت کرده اند، نتوانسته بودند ارزیابی روشنی از میزان تاب آوری حکومت از یک سو و توان نظامی مستقل آن بدست دهند. بسیاری از تحلیل گران سیاسی در ارزیابی های خود ، خصوصیت های ساختار قدرت جمهوری اسلامی را نادیده گرفته اند. ما همواره و از آغاز شکل گیری جمهوری اسلامی بر این نکته تاکید کرده ایم که ساختار قدرت در جمهوری اسلامی، ساختاری است متکی بر یک جنبش فاشیستی فعال با پایه توده ای ایدئولوژیک و بسیار سازمانیافته. علاوه بر آن، این جنبش فاشیستی از دل توده ای ترین انقلاب جهان بیرون آمده  که تجربه جنگ هشت ساله، در هم شکستن شورش مسلحانه مجاهدین و سرکوب اعتراضات توده ای را نیز در کارنامه خود دارد. حکومت اسلامی، رژیمی است که از دل بحران های متنوع و گسترده داخلی و خارجی جان سالم بدر برده است. از این رو، تصور آنکه چنین رژیمی با جنگ مسلحانه، حمله نظامی و یا شورش های ضربتی و غیر توده ای فروبپاشد، یک تصور ساده انگارانه است. توهمی که از سوی اپوزیسیون راست به قدرت های جهانی فروخته شد و نتایج آن امروز بیش از پیش آشکار شده است.

 

۲ ـ جنگ کنونی پاره ای از ویژگی های ساختاراستبداد فاشیستی با چنین تجربه ای در رویارویی با بحران های سیاسی را برجسته ساخت که اشاره به پاره ای از آنها می تواند روشنگر باشد:

اول ـ جمهوری اسلامی از ساختار پیچیده ، منعطف و قابل جایگزینی برخوردار است،

 دوم ـ توان علمی ، فنی و نظامی کشور بیش از آن است که در ارزیابی های اولیه از سوی سازمان های اطلاعاتی کشورهای گوناگون مطرح شده است.

 سوم ـ علیرغم تحریم های بسیار گسترده که در تاریخ بیسابقه است، کشور توانسته است با اتکا به دانش عملی بومی اش در بسیاری از عرصه های صنعتی، علمی، نظامی و آموزشی و بهداشت و درمان به دستاوردهای قابل اتکایی دست یابد و در این عرصه ها از استقلال بالائی برخورد گردد.

 چهارم ـ در شرایط حساس  کنونی پایه حمایتی جمهوری اسلامی علیرغم رویگردانی اکثریت عظیم از مردم از رژیم، حاضرند برای حفظ نظام مطلوب شان وارد عمل شوند و هزینه بپیردازند. توجه داشته باشیم که هم در جنگ دوازده روزه و هم در جنگ کنونی، علیرغم ترورهای بسیار گستردۀ رهبران و فرماندهان رژیم و خانواده های شان ، شاهد تزلزل و فروپاشی در ساختارهای قدرت جمهوری اسلامی حتی در میان رده ها و کادرهای میانی نیستیم.

 پنجم ـ ضربات سنگین به کادر رهبری رژیم، عملآ باعث حذف رهبران سالمند و جایگزینی آنها با کادرهای جوان شده است. از سوی دیگر با حذف کادرهای قدیمی تر، وزن تعهد مکتبی نسبت به تخصص و دانش علمی کاهش یافته است. به دیگر سخن ضربات آمریکا و اسرائیل در جنگ دوازده روزه و جنگ کنونی باعث جوانگرایی اجباری در رده های حکومتی شده که تمامآ کادرهای جوان و تحصیل کرده و مجهز به دانش سیاسی روز هستند.

ششم ـ در شرایط جنگی کنونی نقش اپوزیسیون درونی رژیم به پائین ترین حد خود کاهش یافته و این بخش از نیروها تمامی انتقادات خود را به کناری گذاشته اند.

 هفتم ـ با تاب آوری جمهوری اسلامی عملا وزن سپاه و ارتش در معادلات سیاسی کشور را بشدت بالا برده است. تسلط سپاه و نظامیان به گونه ای است که حالا دیگر دولت تنها در نقش تامین کننده و تدارک چی مایحتاج مردم عمل می کند و عرصه سیاست توسط سپاه اداره می شود. ناروشن بودن وضعیت مجتبی خامنه ای نیز بیانگر آن است که سپاه با انتخاب او توانسته تمامی اهرم های قدرت را در دست بگیرد. تسلط بخش نظامی امنیتی بر تمامی عرصه ها و سازماندهی گسترده بسیج و تلاش برای کنترل هر نوع مخالفت علنی سیاست سرکوبگرانه تاکنونی را بشدت تشدید کرده است. موج گسترده دستگیری ها، پیام های تهدید آمیز تلفنی ، ارسال پیامک ها و شتاب یافتن اعدام زندانیان سیاسی قبلآ دستگیر شده به اتهام "همکاری با دشمن در شرایط جنگی" بیانگر تشدید سرکوب است. به بیان دیگر، تجاوز نظامی آمریکا و اسرائیل و فضای جنگی متاثر از آن، تمامی جنبش های مدنی و مسالمت آمیز مردم را در زیر ضربات سهمگین خود در هم شکسته است. بزرگترین بازنده این جنگ جنبش مدنی مردم ایران است.

 

ج ـ  جنبش مردمی ایران و جایگاه اپوزیسیون

 

۱ـ تداوم حملات و بمباران های اسرائیل و آمریکا و روشن شدن اهداف شوم آن ها برای نابودی ایران با شعار بازگرداندن ایران به عصر حجر، حجم خسارت ها به مراکز غیرنظامی و علمی همچنین آسیب های جدی به آثار باستانی،  حمله به خانه های مسکونی، بیمارستان ها، دانشگاه ها ، کارخانه های دارو سازی، صنایع فولاد و پتروشیمی، پل های ارتباطی، استفاده از بمب های قدیمی غیرهوشمند و ویرانگر برای ایجاد ارعاب، کشته شدن چندین هزار نفر از مردم بیگناه و تهدید بمباران نیروگاه های برق و برگرداندن ایران به عصر حجر، بخش بزرگی از مردم را از توهم هدف گیری های نقطه ای و دقیق و آزادی سازی تمیز و بی خطر بیرون آورده است. واکنش های اندکی که با وصل چند دقیقه ای اینترنت به خارج از کشور منتقل می شود، بیانگر این تغییر دیدگاه در بخش هایی از مردم است. هر چند هنوز بخشی از مسخ شدگان خارج نشین امید خود به وعده های  دو قصاب بین المللی را از دست نداده اند. برجسته شدن اهداف شوم آمریکا و اسرائیل در حمله به ایران، جایگاه نیروهای ایرانی متحد آنها را در میان مردم به میزان زیادی تحت تاثیر قرار داده است. می توان بر این نکته تاکید کرد که روشن شدن اهداف ضدایرانی ترامپ و نتانیاهو در تجاوز به ایران، پرونده سیاسی اپوزیسیون راست؛ چه سلطنت طلبان ، چه مجاهدین ، چه جمهوریخواهان وابسته به غرب و چه احزاب ملی آویزان به قدرت های خارجی را در آینده ایران با وضعیت تازه ای در میان افکار عمومی روبرو ساخته و جایگاه سیاسی آنها در میان مردم با سئوالات جدی روبرو شده است.

 

۲ ـ با پایان جنگ که به احتمال زیاد باید بر اساس مذاکرات جدید صلح و بر پایه توازن قوای جدید صورت گیرد، با یک جمهوری اسلامی جدید روبرو خواهیم بود.  رژیمی که از اعتماد به نفس بیشتری برخوردار شده و می تواند مدال دفاع از تمامیت ارضی ایران و در هم شکستن توطئه های شوم اسرائیل و امریکا را نیز بر سینه بزند. با تثبیت قدرت منطقه ای ایران بویژه در قبال کشورهای حوزه جنوبی خلیج فارس و در برابر دیگر قدرت های منطقه ای، قادر خواهد بود بر موج ناسیونالیسم ایرانی نیز سوار شده و حمایت آن را نیز جلب کند.  در صورتی که بر پایه توافقات جدید به رفع تحریم ها و یا کاهش آن دست یابد، آنگاه با رژیمی روبرو خواهیم بود که از توان اقتصادی برای راضی کردن بخش هایی از مردم برخوردار خواهد بود. روشن است که چنین رژیمی در برابر اقدامات و اعتراضات مردمی و بویژه در برابر فعالان سیاسی و مدنی با توحش بیشتر و حق به جانب تری رفتار خواهد کرد. اما علیرغم این وضعیت، به دلیل رویگردانی توده ای مردم از رژیم اسلامی، اگر این رژیم دست به اصلاحات از بالا نزند و تلاش کند سیاست های تاکنونی خود در قبال مردم را به پیش برد، خیلی زود با واکنش های گسترده مردمی روبرو خواهد شد. بالا بودن نفرت مردم از رژیم اسلامی عنصری است که پس از پایان جنگ نیز پابرجا خواهد ماند. از سوی دیگر درست در شرایطی که ساختار اصلی قدرت زیر ضربات سهمگین ترورهای اسرائیل، بخش بزرگی از کادرهای باتجربه خود را از دست داده ، اپوزیسیون درونی رژیم توانسته است بخش اعظم کادرهای باتجربه خود را حفظ کند. همین عنصر می تواند در فردای پایان جنگ همچون اهرمی برای فعال شدن بخش هایی از اپوزیسیون درونی رژیم عمل کند. به دیگر سخن در فردای پایان جنگ، در صورت عدم تلاش برای ایجاد اصلاحات سیاسی از بالا، به تدریج با موج اعتراضات توده ای روبرو خواهیم بود. از آن جا که در جریان جنگ به اعتبار اپوزیسیون راست و وابسته ضربات جدی وارد شده، این یک احتمال واقعی است که جنبش مردمی، در عروج مجدد خود، عمدتا بر نیروی خود  و بر سازمان های صنفی و سیاسی خود متکی شود. چنین وضعیتی می تواند زمینه مناسبی برای رشد و گسترش شعارهای نیروهای چپ باشد که دل در گرو خواست های توده ای مردم دارند و این خواست ها را به دقت فرموله می کنند. می توان امیدوار بود که ایران پس از پایان جنگ، به تدریج بر ریل خیزش توده ای «زن، زندگی، آزادی» بازگردد. برای سرعت بخشیدن به این روند، نقش و حضور نیروهای چپ می تواند کمک کننده باشد.

 

۳ ـ شکست سیاست تجاوز نظامی برای به زیر کشیدن جمهوری اسلامی علیرغم سرمایه گذاری های چند دهه ای آمریکا و اسرائیل، پروژه براندازی  به شیوه ضربتی را با بحران جدی روبرو ساخته است. اگر به دستاوردهای جنبش مدنی و مسالمت آمیز مردمی ، متکی به تاکتیک نافرمانی مدنی در ده سال گذشته نظری بیاندازیم، روشن می شود که این مسیر، درست ترین راه برای غلبه بر استبداد دینی پیچیده در ایران بوده است. تلاش های سرنگونی ضربتی چه به صورت طرح های سازماندهی شده هجده و نوزدهم دی ماه با دخالت مستقیم ترامپ و فراخوان حمایتی رضا پهلوی و چه تهاجم نظامی تمام عیار دوازده روزه و چه جنگ ویرانگر کنونی نشان داده است که نه تنها ظرفیت پیروزی نداشته بلکه عملا باعث قوام و استحکام حکومت اسلامی شده است. مردم ما این تجربه را در ترورهای آنارشیستی سازمان مجاهدین در دهه شصت نیز تجربه کرده اند. اقدامات تروریستی و جدا از توده مجاهدین، نه تنها به قیمت جان ده ها هزار تن از فرزندان این مرز و بوم تمام شد، بلکه پایه های حکومت اسلامی را نیز مستحکم تر ساخت؛ همان گونه که توصیه های شاپور بختیار و بخشی از اپوزیسییون آن زمان به صدام حسین برای حمله به ایران و جنگ هشت ساله باعث استحکام حاکمیت اسلامی شد. بر این پایه اکنون بیش از پیش روشن می شود که جنبش انقلابی مردم ایران اگر بخواهد از شر استبداد خشن دینی نجات یابد، راهی جز ادامه مسیر تجربه شده خود برای سازماندهی صنفی، مدنی و سیاسی و تکیه بر تاکتیک تجریه شده نافرمانی مدنی و بسیج عدد بزرگ برای ایجاد شکاف در بالای حاکمیت و به عقب راندن آن ندارد. از این رو تنها راه مبارزه با این رژیم و به عقب راندن آن تکیه بر تاکتیک نافرمانی مدنی و سازماندهی های مردمی است. تجربه بسیار موفق جنبش انقلابی «زن، زندگی، آزادی» و دستاوردهای قابل لمس و قابل شمارش آن می تواند چراغ راهنمای خوبی برای همگان باشد.

 

۴ ـ حال که اپوزیسیون راست آویزان به قدرت های سلطه جو، بشدت رسوا شده و مردم نتایج درخواست ها و سیاست ها و دعوت نامه های آنها به ترامپ و نتانیاهو را دیده اند، اکنون که حتی نمایندگان شاخه های گوناگون جمهوریخواهان با شرکت در نمایش هایی مانند "کنگره آزادی ایران" بی اعتقادی خود به قدرت مردم را نشان داده اند، بهترین فرصت برای اردوی گسترده چپ فراهم آمده تا با اعتقاد عمیق به قدرت بیکران مردم، راه های پیوند با جنبش مردمی را بجوید، به سازمانیابی مستقل آن ها در همه زمینه ها کمک کند، به نقش و جایگاه عنصر دمکراسی در سازمانیابی مردم پی ببرد و با تاکید بر خواست های بسیار روشن و بیواسطه  اقشار گوناگون به تجدید آرایش خود بپردازد. درست است که در پایان جنگ ، اگر رژیم بتواند با تاب آوری در زیر ضربات جنگ، تسلط خود بر ایران را حفظ کند، ممکن است دست به خشونت های بیشمار بزند، اما نارضایتی گسترده از یک سو و ناتوانی رژیم در پاسخ گویی به خواست های اساسی مردم ، تداوم این سیاست سرکوبگرانه را با مشکلات جدی روبرو خواهد ساخت. بنابراین اردوی چپ باید خود را برای حضور فعال در فردای پس از جنگ آماده سازد و با پایان دادن به بعضی از توهمات خود، راه تاثیرگذاری بر جنبش مردمی را از نو بیاموزد.

سرنگون باد رژیم جمهوری اسلامی

زنده باد آزادی، دموكراسی و سوسیالیسم

هیئت اجرائی سازمان کارگران انقلابی ایران (راه کارگر)

یکشنبه ۱۶ فروردين ۱۴۰۵ برابر با  ۵ آوريل ۲۰۲۶

 

مطلب فوق را میتوانید مستقیم به یکی از شبکه های جتماعی زیر که عضوآنها هستید ارسال کنید:  

تمامی حقوق برای سازمان کارگران انقلابی ايران (راه کارگر) محفوظ است. 2026 ©