Rahe Kargar
O.R.W.I
Organization of Revolutionary Workers of Iran (Rahe Kargar)
به سايت سازمان کارگران انقلابی ايران (راه کارگر) خوش آمديد.
جمعه ۱ فروردين ۱۴۰۴ برابر با  ۲۱ مارس ۲۰۲۵
 
 برای انتشار مطالب در سايت با آدرس  orwi-info@rahekargar.net  و در موارد ديگر برای تماس با سازمان از;  public@rahekargar.net  استفاده کنید!
 
تاریخ انتشار :جمعه ۱ فروردين ۱۴۰۴  برابر با ۲۱ مارس ۲۰۲۵

بیانیە تحلیلی انجمن صنفی معلمان کوردستان

(سنندج، سقز و زیویه، مریوان و سروآباد)

بە مناسبت سال ۱۴۰۴

 

سالی که گذشت

 

دولت‌های مختلف و گام‌های نامیمون بە سوی اضمحلال نظام آموزشی در ایران

 

بە رسم سنت دیرینە مردمان جامعە متکثر، متنوع و چند ملیتی ایران، در سال نو برای همە آرزوی سربلندی، پیروزی و شادکامی داریم و با نگاه بە سالی کە گذشت و تحلیل وضع موجود سعی داریم چراغی بە سهم خود در این تاریکی فقر و استبداد بر افروزیم تا آیندگان را بە سوی آیندەای بهتر رهنمون باشد.

سال ۱۴۰۳ در حالی آغاز شد کە فضای تخریبی مدارس تخریبی تر و مدارس با کمبودشدید معلم روبرو بود، طوری کە برای جبران دەها هزار نیروی مورد نیاز، مدیران آموزش و پرورش دست بە دامان بازنشستگان شدند و برای وادار کردن همکاران شاغل جهت پوشش کلاسهای درس قول پرداخت بە موقع و ماهانە اضافەکاری و حق‌التدریس دادند، اما با این حال بعضا در برخی مدارس خصوصا مدارس حاشیەای بعضی از کلاسها قریب دو ماە فاقد معلم بودند و بسیاری از دروس هم بر عهدە معلمان غیرمرتبط گذاشتە شد تا صرفا کلاسها بدون نیروی آموزشی نباشند. طبعا درک آسیب‌های ناشی از این اقدامات در ابعاد آموزشی و تربیتی منحصر بە متخصصان این حوزە نیست بلکە اکثر فرهنگیان، دانش آموزان و اولیای آنها این آسیب‌ها را درک می‌کنند و از نزدیک با آن مواجەاند.

در سالی کە گذشت وزیری امورات بزرگترین نهاد آموزشی کشور را بر عهدە گرفت کە نە تنها درکی از آموزش و آموزش بە روز ندارد بلکە بر سنت اسلاف خود سعی در توسعە دایرە ایدئولوژیک کردن مدارس از راە وادار کردن دانش‌آموزان بە مسالە عبادی نماز داشت کە اساسا امری شخصی است و از راە استخدام طلاب سعی در پیشبرد اهداف غیر آموزشی خود نمود، اقداماتی کە شکست آن از قبل آشکار بود، طوریکە برخی طلاب در نیمە سال زحمات ناشی از تدریس را تاب نیاوردند و حقوق معلمی هم چنگی بە دل نزد و کلاسها را خالی گذاشتند و درپی کاری سادەتر و نان و آب دارتر از آموزش وپرورش بر آمدند.

محتوای کتب درسی همچنان سبب نارضایتی معلمان، خستگی دانش آموزان و اعتراض آنها و بیشتر والدین بود. عملا کلاسهای درس و محتوای آموزشی کتب درسی نشان دهندە فاصلە حاکمیت با نسل نو و نگاە آنها بە جهان و آرزوهایشان است، چنانکە حتی با گذاشتن افراد حوزوی در برخی مدارس دخترانە برای کنترل آنچە حجاب اسلامی و ترویج نماز می‌‌خواندند مرادشان حاصل نشد و بە شکستی دیگر انجامید، عجبا کە همچنان بر این راە ناصواب اصرار و ابرام می‌ورزند!!

در اکثر کشورهای جهان خصوصا در کشورهای پیشرفتە تنها متولی امر آموزش کە ردیف بودجە مشخص و مکفی دارد آموزش و پرورش است اما در ایران چندین نهاد دیگر بدون اندک تاثیر‌گذاری دارای ردیف بودجە هستند و بخش زیادی از همان بودجەای کە بە آموزش و پرورش اختصاص می‌یابد صرف تبلیغات و پروپاگاندای حاکمیت در مناسبت های مختلف می‌شود کە حاصلی جز هدر دادن پول و سرمایەهای کشور نداشتە و آسیب‌های ناشی از این بی توجهی در زوایای مختلف آن در کوتاە مدت و بلند مدت گریبان جامعە را خواهد گرفت.

در سال گذشتە نە تنها بە این پرسش مردم و فعالاین صنفی کە عاملین و آمرین شیمیایی کردن مدارس در جریان جنبش  ژینا چە کسانی بودند پاسخی دادە نشد بلکە چندین مسمومیت دیگر در مدارس دخترانە در شهرهای مختلف اتفاق افتاد و مسئولین و نهادهای امنیتی بجای جوابگویی بە مردم باردیگر بە پاک کردن صورت مسالە روی آوردند و سوال کنندگان از آن وضعیت اسفبار مدارس در جریان جنبش «ژن، ژیان، ئازادی» (زن، زندگی، آزادی ) را با انگ و اتهام امنیتی روانە زندان کردند.

توسعە مدارس پولی و بی توجهی بە مدارس دولتی، در آزمونهای مختلف از جملە کنکور خود را نشان داد. طبق آمارهای رسمی بالاتر از ۸۰% قبولی های کنکور در دانشگاههایی کە دارای شاخص‌های بهتر آموزشی بودند بە مدارس خاص اختصاص یافت و قاطبە مردم، فعالین صنفی و دانش آموزان با یاس و سرخوردگی ناظر این تبعیض و نابرابری و عدم توازن در این رقابت بودند.

در آزمون پرلز کە بە سنجش سواد خواندن و نوشتن می‌پردازد خبر از وضعیت بد و رتبە بسیار پایین ایران در این آزمون می‌دهد کە بدون شک مانع تراشی برای تدریس بە زبان مادری یکی از عوامل مهم آن می‌باشد، در آزمون تیمز نیز کە بە یادگیری ریاضیات می‌پردازد درمیان ۶۴ کشور جهان،ایران رتبە ۵۴ را دارد این دو آزمون نشان‌دهندە افت تحصیلی همە جانبە در بین دانش آموزان است.

باز هم ترک تحصیل دانش‌آموزان در مقاطع مختلف رکورد زد و بە اعتراف مسئولین از یک میلیون فراتر رفت، آمارهای غیر رسمی بر ارقامی بە شدت بالاتر اشارە دارند.

این وضعیت نظام آموزشی نوعی سوق دادن بە سوی جوامع "کاست" ی است کە آموزش را بە کالایی دور از دسترس و تجملی تبدیل می‌کند

طوری کە هر خانوادەای اگر دەها میلیون تومان خرج فرزندش نکند از قافلە رقابت عقب می‌ماند و سرخوردگیهای ناشی از آن هم دانش آموز و هم خانوادەها را درگیر می‌کند و بە بازتولید فقر، نابرابری و بزە اجتماعی می‌انجامد. نمونە واقعی و دردناک آن قتل دانشجوی دانشگاە تهران (امیر محمد خالقی) برای قاپیدن یک گوشی یا لپ ‌تاب در اطراف کوی دانشگاە توسط سارقین بود.

در فضای مجازی هر روز می‌توان دەها مورد از این سرقتها را دید کە حتی بە مادران سالخوردە هم رحم نمی‌کنند، مشخصا وضعیت کنونی و ناامنی‌های موجود بخشی از آن بە عدم توجە بە آموزش کشور و ترک تحصیل میلیونی دانش آموزان بر می‌گردد و در مقیاسی وسیعتر بە فلاکتی کە دامان مملکت را گرفتە است. سارقان خردەپا محصول شرایطی هستند کە اختلاسگران ملیلیارد دلاری از سویی و فاصلە سرسام آور طبقاتی از سوی دیگر ایجاد کردەاند. اکنون زنگهای هشدار دلسوزان، فعالین صنفی، مدنی و سیاسی برای بیدار کردن مسئولان اثرات خود را از دست دادە است، لاجرم باید ناقوسها را بە صدا در آورد.

سرکوب معلمان و اتهامات تکراری، اجتماع و تبانی، تبلیغ علیە نظام و تشویش اذهان عمومی چنان ساییدە شدە و فاقد اثرند کە هر کسی با این عناوین و اتهامات در بیدادگاەها قرار می‌گیرد مردم خود را با آنها همدل نشان می‌دهند. احکام سنگین معلمان البرز، فارس، خوزستان و پروندە سازیهای مختلف توسط تیم فاقد عقل و اندیشە آموزشی در آموزش و پرورش استان کوردستان از انفصال، اخراج، بازنشستگی پیش از موعد و .... حتی صدای مسئولان استانداری را هم در آورد و از ارقام پروندەسازی بین ۴۰۰تا ۱۶۰۰پروندە سخن بە میان می‌آید و همچنان مسئولان نا کارآمدی‌هایشان را در پوشش امنیتی پنهان می‌کنند و خوش خدمتی برای مافوق چون مریدانی حلقە بە گوش را در منتها درجە آن بەانجام می‌رسانند تا از این نمد گندیدە و فاسد بوروکراسی موجود کلاهی برای خود بدوزند.

بازنشستگانی کە عمر و جوانی خود را با همە کمبودها عاشقانە صرف آموزش و تربیت فرزندان این سرزمین کردند چنان مورد بی اعتنایی قرار گرفتەاند کە انگار باری بر دوش دولت هستند!! در حالیکە ارقام ناچیز پاداش بازنشستگی از حقوق آنها در ایام اشتغال کسر شدە و اکنون با منت و در چندین قسط پرداخت می‌شود کە عملا در برابر تورم لجام گسیختە هیچ گرهی از مشکلات زندگی آنها نمی‌گشاید. اما آنچە قابل توجە است این است کە برای دەها بار در سال گذشتە خیابان را محل اعتراض و مطالبەگری حق‌طلبانە خود قراردادند و الگویی برای دیگر بازنشستگان کشوری و لشکری شدند. سەشنبەهای اعتراضی آنان نامی ماندگار در تاریخ حق‌خواهی و مطالبەگری خواهد بود.

دانش آموزان نخبە در کرمان با اتوبوسی مستهلک بە قربانگاە فرستادە می‌شوند و داستان تلخ مرگ آرزوهایشان در آتش بی مسئولیتی مدیرانی کە جز کنترل و نگاە امنیتی بە آموزش، آموزشی ندیدەاند دود می‌شود! چنانکە دختران شین‌آباد سوختند و بچەهایی کە در روستای نشکاش هورامان بر روی مین رفتند و چشمهایشان برای همیشە تاریک و پاهای کوچکشان از رفتن باز ماند و دەها مورد دیگر کە هیچگاە هیچ مسئولی را تکان نداد بلکە جاپایشان برای ندانم کاریها و فضاحتهایی کە بە با آوردەاند را چە بسا محکمتر کردە و وقیحانەتر مناصب بر سبیل مناسکی گرفتند کە جامعە بە خوبی بە روند آن آگاە است.

حقوق ناچیز معلمان و افزایش بەنام ۲۰% در سال پیش رو از هم اکنون کە در آخرین روزهای سال ۱۴۰۳هستیم در مقابل تورم بالای۴۰% و آزاد شدن فنر افزایش قیمت طلا و ارز، معلمان را بیشتر از پیش بە زیر خط فقر راندە و بە فلاکت نزدیک کردە کە امکان خیزیش دوبارە جنبش معلمان در سال آتی و شعلەور شدن آتش خشم آنها و برگشتن بە خیابان دور از انتظار نخواهد بود و این همگام با دیگر اقشار خصوصا سایر مزد بگیرانی خواهد بود کە رنج ناشی از فقر و بیکاری نەتنها سفرە آنها را کوچک کردە بلکە بە تهدیدی غذایی برای خانوادەهایشان تبدیل شدە است.

کمبود و بحرانهای گوناگون در حوزەهای مختلف کە تحت عناوینی چون ناترازی، ورد زبان مسئولان شدە است حاصل ناکارآمدی سیستماتیک حاکمیت در ابعادی گستردە است. ناترازی بخش انرژی، بیشتر از همە حوزە آموزش کشور را تحت تاثیرات منفی خود قرارداد و بە کرات مدارس را بە تعطیلی کشاند، تصمیمی کە درجە اهمیت بزرگترین نهاد دولت را نزد مسئولان بە خوبی نشان داد و نشان داد کە آموزش اولویت چندم آنها هم نیست! ولی تجمع و تحصن قانونی معلمان کە با تعطیلی دو الی سە روزە کلاس های درس انجام گرفت و هدف آن توجە بیشتر بە آموزش کشور و معیشت و کرامت معلمان بود در جهت اخلال در امر آموزش تعبیر شد و جرم انگاری گردید و این هنر نداشتە حضرات در مدیریت بزرگترین دستگاە دولتی کشور را بە خوبی هویدا کرد. البته بە جهت اینکە مسئولان کشوری و استانی فرزندانشان در مدارس خاص و پولی تحصیل می‌کنند درک این شرایط برایشان دشوار است و اساسا از این موضوع ذهنیتی ندارند.

 

 

 

 

 

مطلب فوق را میتوانید مستقیم به یکی از شبکه های جتماعی زیر که عضوآنها هستید ارسال کنید:  

تمامی حقوق برای سازمان کارگران انقلابی ايران (راه کارگر) محفوظ است. 2025 ©