Rahe Kargar
O.R.W.I
Organization of Revolutionary Workers of Iran (Rahe Kargar)
به سايت سازمان کارگران انقلابی ايران (راه کارگر) خوش آمديد.
يكشنبه ۱۷ اسفند ۱۴۰۴ برابر با  ۰۸ مارس ۲۰۲۶
 
 برای انتشار مطالب در سايت با آدرس  orwi-info@rahekargar.net  و در موارد ديگر برای تماس با سازمان از;  public@rahekargar.net  استفاده کنید!
 
تاریخ انتشار :يكشنبه ۱۷ اسفند ۱۴۰۴  برابر با ۰۸ مارس ۲۰۲۶

اطلاعیه کمیته مرکزی کومه‌له

در تشریح دلایل عدم امضای سند هم‌پیمانی چند حزب کردستان

 

همان‌طور که اطلاع دارید، پنج حزب از هفت حزب عضو «مرکز دیالوگ احزاب کردستان ایران»، طی بیانیه‌ای مشترک، سند «هم‌پیمانی» میان خود را به امضا رساندند. کومه‌له، به‌عنوان یکی از احزاب شرکت‌کننده در «مرکز دیالوگ»، از همان آغاز روند گفت‌وگوها تلاش نموده است که نقش فعالی در پیشبرد یک دیالوگ سازنده ایفا نماید. با این حال، سند این هم‌پیمانی را امضا نکرده است. از آنجا که شفافیت در برابر مردم کردستان یکی از اصول بنیادین ماست، موظفیم دلایل این تصمیم را با صراحت و به‌طور کامل توضیح دهیم.

۱- هفت حزب گردهم‌آمده در مرکز دیالوگ از نظر برنامه سیاسی، استراتژی، سنت‌های مبارزاتی و پیشینه تاریخی یکسان نیستند. در این میان، جریان ما به‌مثابه یک جریان سوسیالیست به سنت شناخته‌شده‌ای در جامعه سیاسی کردستان تعلق دارد. در این سنت، جنبش کارگران و زحمتکشان کل کشور به‌منزله متحدان جنبش خلق کرد هستند؛ در این سنت، همراهی با سیاست‌های آمریکا و اسرائیل در مورد ایران و کردستان جایگاهی ندارد؛ مقابله با اپوزیسیون دست‌راستی و مشخصاً سلطنت‌طلبان، که آشکارا از هم‌اکنون علیه نیروهای چپ و حقوق ملت‌ها خط‌ونشان می‌کشند، از ارکان سیاست ماست. اما در عین حال، ما این تنوع سیاسی را نه نقطه ضعف، بلکه بخشی از واقعیتی زنده در جامعه کردستان می‌دانیم. از دیدگاه ما، هرگونه همکاری پایدار بین این احزاب تنها زمانی به ثمر می‌نشیند که این تفاوت‌ها به‌طور شفاف در اسناد رسمی، در پروسه‌های همکاری، سازوکارهای تصمیم‌گیری و تعهدات مشترک احزاب سیاسی به‌دقت منعکس شوند. تجربه ثابت کرده است که هر همکاری که بر پایه نادیده گرفتن تفاوت‌های واقعی بنا شود، در مراحل حساس سیاسی دچار بحران و از هم‌پاشیدگی خواهد شد.

۲- از نظر ما، در مسئله همکاری و هماهنگی بین احزاب سیاسی کردستان، پیش از جست‌وجو برای یافتن نقاط مشترک برنامه‌ای ـ که امری مربوط به آینده است ـ باید بر استراتژی، سیاست و تاکتیک‌های مشخص مربوط به شرایط کنونی و سازوکارهای عملی که اموری در دسترس هستند، توافق حاصل شود. برای نمونه، تشکیل نهادهایی مانند «کمیته دیپلماسی مشترک» به‌خودی‌خود مسئله اصلی نیست؛ مسئله اصلی تعیین سیاستی است که فعالیت چنین نهادی را هدایت خواهد کرد. اتحادی که برای مثال در این مورد از وضوح سیاسی بی‌بهره باشد، در عمل ناکارآمد خواهد بود و برداشت‌های متفاوت درباره سازوکار آن می‌تواند خود منشأ بحران شده و همکاری را به بن‌بست بکشاند. این مسئله به‌ویژه در ارتباط با دولت‌ها یا سازمان‌های سیاسی اپوزیسیون جمهوری اسلامی از حساسیت ویژه‌ای برخوردار است.

۳- یکی از محورهای اصلی اختلاف ما، مسئله جایگاه نیروی مسلح در شرایط تحولات سیاسی آینده ایران است. موضع روشن کومه‌له این است که در فردای هر تغییر سیاسی در کردستان، اسلحه نباید در اختیار نیروهای حزبی باقی بماند، بلکه باید طی پروسه زمانی محدودی، با هماهنگی لازم احزاب مسلح فعال در کردستان، در اختیار نهادهای منتخب مردمی قرار گیرد. این اصل برای جلوگیری از رقابت‌های نظامی و تضمین گذار دموکراتیک حیاتی است. حتی متحد کردن نیروهای مسلح احزاب در یک ساختار واحد، اگر هم امکان‌پذیر باشد ـ که البته همین نیز دشوار به نظر می‌رسد ـ نمی‌تواند تضمین کافی برای به‌کار نگرفتن سلاح در مناقشات سیاسی باشد.

۴- از نظر ما، احزاب سیاسی در هیچ شرایطی نباید قدرت سیاسی را از بالای سر مردم در میان خود تقسیم کنند. حاکمیت حق نهادهای منتخب مردمی است و با بهانه «دوره گذار» یا «آماده نبودن مردم» نمی‌توان حق طبیعی مردم برای اعمال حاکمیت مستقیم خود را محدود کرد. هر خلأیی در قدرت که به‌وجود آید باید با تشویق مردم به ایجاد شوراها و نهادهای دموکراتیک در محلات، شهرها، محیط‌های کار، دانشگاه‌ها و غیره پاسخ داده شود، نه اینکه این خلأ را احزاب میان خود پر کنند. احزاب سیاسی لازم است زمینه‌های تحقق حاکمیت مردم، تقویت نهادهای برآمده از رأی آنان و پایبندی کامل به اراده و انتخاب آنها را فراهم کنند.

۵- کردستان ایران دارای جنبش‌های اجتماعی و مدنی نیرومندی است. از نظر ما، غلبه رویکرد نظامی بر سیاست، این سرمایه بی‌بدیل برای آینده این جامعه را تضعیف خواهد کرد. از این‌رو، اگر قرار باشد نیروهای مسلح احزاب در یک «سپاه کردستانی» واحد ادغام شوند، پیش از طرح ایجاد نیروی مسلح واحد لازم است توافق روشنی درباره این پرسش اساسی حاصل شود که چه سیاستی بر چنین نیرویی حاکم است و این نیرو تحت کنترل چه نهادی قرار دارد؟ از نظر ما، چنین نیرویی ناگزیر باید تحت هدایت نهادهای مردمی قرار گیرد، نه زیر فرماندهی احزاب سیاسی؛ چرا که در صورت بروز هر اختلاف سیاسی میان احزاب، این نیروی ظاهراً مشترک و متحد ممکن است ناگهان به گروه‌های مختلف وفادار به احزاب مربوطه تقسیم شود و در نتیجه در خدمت پروژه‌های گوناگون این و آن حزب قرار گیرد.

۶- دشمنان مردم کردستان با استفاده از ابزارهای مختلف در تلاش‌اند تا از طریق مذاکرات جداگانه با احزاب، یا اگر مقدور نشد از طریق تحریک اختلافات ملی و مذهبی میان مردم کرد و ترک، شیعه و سنی و غیره در جامعه کردستان، تفرقه بیفکنند. خنثی کردن این سیاست مستلزم توافق روشن مبتنی بر همبستگی مبارزاتی مردم هم‌سرنوشت در سراسر ایران، مستقل از ملیت، جنسیت و مذهب است. وحدت مبارزاتی مردم کردستان و دیگر جنبش‌های مترقی و پیشرو در جامعه ایران شرطی حیاتی برای پیروزی جنبش انقلابی مردم کردستان است. از نظر ما، هرگونه سند همکاری باید مرزبندی روشنی با جریانات نژادپرست و راست سراسری داشته باشد و متحدین جنبش انقلابی کردستان را در صفوف سایر جنبش‌های پیشرو در سراسر قلمرو جغرافیایی ایران ـ از جمله جنبش کارگری، جنبش زنان، جنبش دانشجویی و جنبش‌های مترقی و رهایی‌بخش سایر ملل تحت ستم ـ جست‌وجو و همراهی کند.

۷- بیشتر نکات سیاسی اساسی که برشمردیم، یا اساساً در پلاتفرم پیشنهادی حضور ندارند یا به‌قدری ناشفاف و قابل تفسیرهای متفاوت طرح شده‌اند که نمی‌توانند مبنای یک هم‌پیمانی پایدار قرار گیرند. از آنجا که اختلاف ما به شکل‌بندی و ساختار سند محدود نبود و به ضرورت وجود شفافیت سیاسی، سازوکار روشن تصمیم‌گیری و تعهدات مشخص در چارچوب همکاری بازمی‌گردد، به همین دلیل ما راه‌حل را در اصلاح این یا آن بند نمی‌بینیم؛ زیرا معتقدیم هر پلاتفرمی باید از ابتدا بر پایه وضوح سیاسی و توافق‌های دقیق تدوین شود؛ در غیر این صورت، به سرنوشت تجربیات ناکام پیشین دچار خواهد شد.

۸- ما ایجاد «مرکز دیالوگ» را گامی مثبت، ضروری و متناسب با اوضاع حساس کنونی می‌دانیم. این مرکز در این ماه‌ها نقش مهمی در ایجاد کانال‌های ارتباطی منظم و ایجاد درجه‌ای از نزدیکی سیاسی ایفا کرده است. تجربه این دوره و نیز سال‌های اخیر نشان داده است که احزاب فعال در کردستان حتی بدون توافق بر سر یک پلاتفرم مشترک مکتوب نیز توانسته‌اند در مراحل حساس، همکاری مؤثر و حرکت‌های سیاسی مهمی را سازمان‌دهی کنند. این سرمایه سیاسی نباید نادیده گرفته شود.

۹- عدم شرکت ما در این «هم‌پیمانی» معین، به معنای کنار کشیدن از همکاری با آن نیست. ما همچنان سیاست همکاری و تلاش مشترک بر سر مصالح عمومی مردم کردستان با احزاب سیاسی فعال در کردستان ایران را در دستور کار خود داریم و از ادامه دیالوگ مستمر و سازنده به این منظور پشتیبانی می‌کنیم. اما اتحادی که بر شالوده سستی و اجتناب از بیان تفاوت‌های واقعی بنا شود، نه‌تنها جنبش کردستان را به پیش نمی‌برد، بلکه در لحظات حساس بار سنگینی بر دوش آن خواهد بود. ما به اتحادی باور داریم که صادقانه و با احترام به تفاوت‌ها ساخته شود.

۱۰- کومه‌له دارای سند مصوب جامعی در مورد همکاری و هماهنگی احزاب سیاسی فعال در کردستان است که به‌زودی بار دیگر و در همین رابطه در اختیار افکار عمومی قرار خواهد گرفت.

 

کمیته مرکزی کومه‌له

سازمان کردستان حزب کمونیست ایران

چهارم اسفندماه ۱۴۰۴

………………………..

توضیح کمیته رهبری کومه‌له

درباره‌ی عدم پیوستن به «هم‌پیمانی» احزاب کردستانی

 

در پاسخ به نامه‌ی دوستان کومه‌له

توضیح کمیته رهبری کومه‌له درباره‌ی عدم پیوستن به «هم‌پیمانی» احزاب کردستانی

دوستان گرامی،

نامه‌ی شما را، که با امضای صد تن از فعالان سیاسی کُرد در خارج از کشور منتشر شده است، با دقت خواندیم و از توجه، دلسوزی و احساس مسئولیتی که در آن موج می‌زند، صمیمانه قدردانی می‌کنیم. نگرانی شما از پراکندگی نیروهای سیاسی کردستان، دغدغه‌ای مشترک است که ما نیز آن را کاملاً درک می‌کنیم. در این نوشته می‌کوشیم دلایل موضع کومه‌له را به‌روشنی و با احترام کامل توضیح دهیم.

١- پنج حزب از هفت حزب عضو «مرکز دیالوگ احزاب کردستان ایران» طی بیانیه‌ای مشترک سند «هم‌پیمانی» را به امضا رساندند. اخیراً یکی دیگر از احزابی که پیش‌تر از پیوستن به این هم‌پیمانی امتناع کرده بود، تجدیدنظر کرد و به آن پیوست. کومه‌له در جریان تمام مذاکرات مرکز دیالوگ حضور فعال داشته و امر دیالوگ متمدنانه را نه فقط برای خود ما بلکه برای جامعه کردستان ضروری می‌داند. در عین تأکید بر تفاوت‌های واقعی در اهداف و شیوه‌ها و استراتژی، ما خواهان روابط سیاسی‌ای با همه جریان‌های سیاسی کردستان هستیم. اما رابطه مطلوب نه فقط برای خود ما بلکه برای جامعه کردستان، یعنی به رسمیت شناختن تنوع گرایشات سیاسی، اجتناب از تشنج میان احزاب، رقابت سالم سیاسی، و پذیرش قضاوت دموکراتیک توده مردم کردستان است.

٢- هفت حزب گردهم‌آمده در مرکز دیالوگ از نظر برنامه‌ی سیاسی، استراتژی، سنت‌های مبارزاتی و پیشینه‌ی تاریخی یکسان نیستند. کومه‌له به‌مثابه‌ی یک جریان سوسیالیست به سنت شناخته‌شده‌ای در جامعه سیاسی کردستان تعلق دارد:

جنبش کارگران و زحمتکشان سراسر ایران را متحد طبیعی جنبش مردم کردستان می‌دانیم.

همراهی با سیاست‌های آمریکا و اسرائیل در قبال ایران و کردستان در استراتژی ما جایی ندارد.

مقابله با اپوزیسیون راست‌گرا، و مشخصاً سلطنت‌طلبانی که از هم‌اکنون آشکارا علیه نیروهای چپ و حقوق ملت‌ها خط‌ونشان می‌کشند، از ارکان سیاست ماست.

هم‌پیمانی با سازمان مجاهدین خلق به‌مثابه‌ی سازمانی با گرایش‌های مذهبی و اقتدارگرا در استراتژی ما نیست.

تجربه نشان داده است که هر همکاری که بر پایه‌ی نادیده‌گرفتن تفاوت‌های واقعی بنا شود، در مراحل حساس سیاسی دچار بحران و فروپاشی خواهد شد. سند این هم‌پیمانی در این موارد فاقد شفافیت لازم است.

٣- از نظر ما، پیش از هر توافق درباره‌ی نقاط مشترک برنامه‌ای ـ که امری مربوط به آینده است ـ باید بر استراتژی، سیاست و تاکتیک‌های مشخص برای شرایط کنونی توافق حاصل شود. فقط به عنوان یک مثال، تشکیل نهادهایی مانند «کمیته دیپلماسی مشترک» به‌خودی‌خود مسئله‌ی اصلی نیست؛ مسئله‌ی اصلی تعیین سیاستی است که فعالیت چنین نهادی را هدایت خواهد کرد. اتحادی که فاقد وضوح سیاسی باشد در عمل ناکارآمد خواهد بود و برداشت‌های متفاوت درباره‌ی سازوکار آن، به‌ویژه در ارتباط با دولت‌ها و سازمان‌های اپوزیسیون جمهوری اسلامی، می‌تواند خود منشأ بحران شود و همکاری را به بن‌بست بکشاند.

۴- یکی از محورهای اصلی اختلاف ما، جایگاه نیروی مسلح در شرایط تحولات سیاسی آینده ایران است. موضع روشن کومه‌له این است که در فردای هر تغییر سیاسی در کردستان، سلاح نباید در اختیار نیروهای حزبی باقی بماند؛ بلکه باید طی پروسه‌ای زمانی محدود، با هماهنگی احزاب مسلح، در اختیار نهادهای منتخب مردمی قرار گیرد. این اصل برای پیشگیری از رقابت‌های نظامی و تضمین گذار دموکراتیک حیاتی است. حتی متحد کردن نیروهای مسلح احزاب در یک ساختار واحد، اگر هم شدنی باشد ـ که البته دشوار به نظر می‌رسد ـ نمی‌تواند تضمین کافی برای به‌کار نگرفتن سلاح در مناقشات سیاسی باشد. پیش از طرح ایجاد «سپاه کردستانی» واحد، باید پاسخ روشنی به این پرسش وجود داشته باشد: این نیرو تحت کنترل چه نهادی است؟ از نظر ما، چنین نیرویی ناگزیر باید زیر هدایت نهادهای مردمی باشد، نه فرماندهی احزاب سیاسی؛ چرا که هر اختلاف سیاسی میان احزاب می‌تواند این نیروی ظاهراً متحد را ناگهان به گروه‌های وفادار به احزاب مربوطه تقسیم کند.

۵- احزاب سیاسی در هیچ شرایطی نباید قدرت سیاسی را از بالای سر مردم در میان خود تقسیم کنند. حاکمیت، حق نهادهای منتخب مردمی است و با بهانه‌ی «دوره‌ی گذار» یا «آماده‌نبودن مردم» نمی‌توان حق طبیعی مردم برای اعمال حاکمیت مستقیم را محدود کرد. هر خلأ قدرتی که به‌وجود آید باید با تشویق مردم به ایجاد نهادهای دموکراتیک در محلات، شهرها، محیط‌های کار، دانشگاه‌ها و مراکز اجتماعی پر شود، نه اینکه احزاب این خلأ را میان خود تقسیم کنند. کردستان ایران دارای جنبش‌های اجتماعی و مدنی نیرومندی است و غلبه‌ی رویکرد نظامی بر سیاست، این سرمایه‌ی بی‌بدیل را تضعیف خواهد کرد.

۶- فاکتور تازه‌ای در این میان آشکار شده که اهمیت همه‌ی آنچه گفتیم را دوچندان می‌کند: دولت آمریکا به‌طور رسمی اعلام کرده که با گروه‌های مسلح کرد ایرانی و احزاب حاکم در اقلیم کردستان تماس گرفته و از آن‌ها خواسته است وارد عملیات نظامی زمینی از منطقه‌ی کردستان علیه جمهوری اسلامی شوند. بنا به گزارش شبکه‌ی سی‌ان‌ان، «سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا، در حال کار روی برنامه‌ای برای مسلح‌کردن نیروهای کرد با هدف تحریک قیام در ایران است.» از قرار معلوم دولت آمریکا بدون هیچ توافق سیاسی با احزاب کرد، صرفاً با تکیه بر اسلحه و پول می‌خواهد آن‌ها را در مسیر تأمین اهداف خود قرار دهد؛ اهدافی که به هیچ وجه با اهداف و منافع مردم ستمدیده‌ی کردستان منطبق نیستند. آمریکا همان‌طور که جنبش روژاوا در سوریه را پس از رسیدن به اهداف خود در دام دولت مرکزی سوریه رها کرد، این هم‌پیمانی را نیز هنگامی که معامله‌اش با جمهوری اسلامی شکل بگیرد، در میدان تنها خواهد گذاشت. اگر پایان جنگ و سازش جمهوری اسلامی با آمریکا قابل تصور باشد، استراتژی‌ای که منافع خود را به سیاست‌های آمریکا گره زده نه تنها به جایی نخواهد رسید، بلکه همچون سمی است که در پیکر جنبش حق‌طلبانه‌ی مردم کردستان تزریق می‌شود. ما نه تنها نمی‌توانیم بخشی از این پروژه‌ی مشخص باشیم، بلکه آن را آغاز فاجعه‌ای برای آینده‌ی جنبش حق‌طلبانه‌ی مردم کردستان می‌دانیم. همین اکنون اگر این احزاب بر پایه توافقاتی که پشت پرده صورت گرفته است، نیروهای خود را در انطباق با سیاست جنگی جهت دیگری وارد میدان کنند، چه کسی مسئولیت عواقب فاجعه‌بار آن را بر عهده خواهد گرفت؟

دوستان عزیز، اتحادی که بر شالوده‌ی سست و اجتناب از بیان تفاوت‌های واقعی بنا شود، نه‌تنها جنبش کردستان را به پیش نمی‌برد، بلکه در لحظات حساس بار سنگینی بر دوش آن خواهد بود. ما به اتحادی باور داریم که صادقانه و با احترام به تفاوت‌ها ساخته شود. باور داریم که وضوح، امروز بهتر از بحران فرداست.

 

با احترام و امید به گفت‌وگوی سازنده‌ی بیشتر،

کمیته رهبری کومه‌له

(سازمان کردستان حزب کمونیست ایران)

۱۵ اسفند ۱۴۰۴

……………………………

بیانیه کمیته مرکزی کۆمەڵە درباره

تلاش برای کشاندن کردستان

 به جنگ زمینی  آمریکا و اسرائیل با جمهوری اسلامی

جنگی که امروز میان جمهوری اسلامی از یک سو و آمریکا و اسرائیل از سوی دیگر جریان دارد، روز به روز ابعاد گستردەتری پیدا می کند و ویرانگرتر می شود. حملات هوایی، آمریکا و اسرائیل برای درهم کوبیدن مراکز و پایگاه‌های نظامی، امنیتی و حکومتی جمهوری اسلامی با شدت ادامه دارد. بخش مهمی از این حملات در شهرها و مناطق مختلف کردستان صورت گرفته است: شهرهای سردشت، بانه، مریوان، سنندج، پاوه، بوکان، مهاباد و دیگر شهرها و مناطق کردستان بارها هدف این حملات قرار گرفته‌اند.

در برابر این وضعیت، رژیم جمهوری اسلامی برای حفظ نیروهای خود به یکی از شناخته‌شده‌ترین و ضدانسانی‌ترین شیوه‌ها متوسل شده است: اسکان دادن نیروهای نظامی و امنیتی در میان مردم. نیروهای سپاه و دیگر ارگان‌های سرکوبگر در مدارس، مساجد و دیگر اماکن عمومی مستقر شده‌اند تا عملاً از مردم به عنوان سپر انسانی استفاده کنند. این وضعیت نشان می‌دهد که در این جنگ، جان و زندگی مردم برای هیچ یک از طرفین درگیری مطرح نیست. از یک سو جمهوری اسلامی برای حفظ بقای خود مردم را سپر انسانی می‌کند و از سوی دیگر دولتهای آمریکا و اسرائیل اهداف نظامی و سیاسی خود را دنبال می‌کنند بی‌آنکه سرنوشت مردم برایشان اهمیتی داشته باشد.

در چنین شرایطی، بحثی که این روزها در رسانه‌ها و محافل سیاسی مطرح می‌شود، نگرانی‌های جدی و واقعی را برای مردم کردستان و نیروهای آزادی‌خواه ایجاد کرده است. گزارش‌هایی منتشر شده اند که نشان می‌دهد آمریکا و اسرائیل در نظر دارند از نیروهای مسلح برخی احزاب کردستانی به عنوان نیروی زمینی در جنگ علیه جمهوری اسلامی استفاده کنند. به گفته مقام‌های آمریکایی و اسرائیلی و نیز برخی منابع سیاسی، طرحی در دست بررسی است که بر اساس آن نیروهای مسلح احزاب کردی بتوانند از خاک اقلیم کردستان وارد مناطق کردنشین ایران شده و کنترل بخش‌هایی از این مناطق را در دست بگیرند.

گفته می‌شود که این طرح ابتدا از سوی دولت اسرائیل و موساد مطرح شده و سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا (سیا) نیز بعدها به آن پیوسته است. حتی گزارش‌هایی از تماس و گفت‌وگو میان مقامات آمریکایی و برخی رهبران ائتلافی از احزاب کردستانی منتشر شده است. در چارچوب این طرح، قرار است از نیروهای مسلح این احزاب به عنوان نیروی زمینی برای پیشبرد اهداف نظامی و سیاسی آمریکا و اسرائیل استفاده شود.

پیامدهای چنین سیاستی برای مردم کردستان بسیار روشن و در عین حال بسیار خطرناک است. ورود نیروهای مسلح این احزاب به داخل شهرهای کردستان، در شرایطی که رژیم در تهران هنوز بر سر قدرت است، عملاً به معنای تبدیل کردن کردستان به کانون اصلی جنگ خواهد بود. در آن صورت، شهرها و روستاهای کردستان به میدان مستقیم نبرد میان جمهوری اسلامی و نیروهای مورد حمایت آمریکا و اسرائیل تبدیل می‌شوند و نخستین قربانیان آن نیز مردم بی‌دفاع خواهند بود.

تجربه‌های تاریخی نیز به روشنی نشان می‌دهد که تکیه بر سیاست‌ها و وعده‌های قدرت‌های بزرگ چه پیامدهای تلخی می‌تواند داشته باشد. در سال‌های ۱۹۹۰ و۱۹۹۱، پس از جنگ خلیج فارس وقتی مردم کردستان با قیام خود اقلیم کردستان را آزاد کردند، علیرغم وعدەهائی که دولت آمریکا به احزاب اپوزسیون کرد داده بود، زمانی که ارتش صدام حملات گسترده خود را آغاز کرد، آمریکا و متحدانش عملاً مردم کرد را تنها گذاشتند. نتیجه آن شد که صدها هزار نفر از مردم کردستان عراق مجبور شدند از خانه‌های خود فرار کنند و در کوهستان‌ها سرگردان شوند؛ بسیاری از کودکان و سالمندان جان خود را از دست دادند.

در سال‌های اخیر نیز تجربه جنبش مردم کرد در سوریه نمونه دیگری از همین واقعیت است. نیروهای کرد در سوریه بارها در معرض رها شدن از سوی متحدان بین‌المللی خود قرار گرفتند و هر بار با تغییر معادلات سیاسی و نظامی، سیاست‌های قدرت‌های جهانی نیز تغییر کرد. این تنها دو نمونه بود اما متاسفانه تاریخ مردم کرد مملو از چنین تجارب تلخ است. این تجربه‌ها برای مردم کردستان درسی روشن دارد: سیاست قدرت‌های بزرگ نه بر اساس تعهدات اخلاقی، بلکه بر اساس منافع لحظه‌ای و معاملات پشت‌پرده شکل می‌گیرد.

افزون بر این، نباید از پیامدهای منطقه‌ای چنین سناریویی نیز غافل شد. در صورت گسترش درگیری‌ها و ورود نیروهای مسلح احزاب کردستانی به جنگ، اقلیم کردستان عراق نیز در معرض خطرات جدی قرار خواهد گرفت. جمهوری اسلامی و گروه‌های حشد شعبی همسو با آن در عراق بارها نشان داده‌اند که آماده‌اند برای اعمال فشار بر مردم اقلیم کردستان به هر اقدامی دست بزنند.

در همین حال نقش دولت ترکیه نیز در این معادلات قابل چشم‌پوشی نیست. دولت ترکیه همواره مسئله کرد را از منظر امنیت داخلی خود نگاه کرده است و از هیچ فرصتی برای محدود کردن و به شکست کشاندن جنبش‌های مردم کرد در منطقه چشم نمی‌پوشد. تحولات کنونی می‌تواند برای دولت ترکیه نیز فرصتی فراهم کند تا با مداخله‌های مستقیم یا غیرمستقیم، در یکی از بزنگاهها ضربه خود را به جنبش عادلانه مردم کردستان وارد کند.

از این رو، تبدیل شدن کردستان ایران به میدان جنگ نیابتی قدرت‌های جهانی و منطقه ای نه تنها کمکی به آزادی مردم نمی‌کند، بلکه می‌تواند فاجعه‌ای بزرگ برای مردم این منطقه و برای کل جنبش آزادی‌خواهانه در ایران به بار بیاورد.

موضع کومه‌له در این میان روشن و صریح است. کومه‌له یک نیروی انقلابی و ریشه‌دار در میان مردم کردستان است که دهه‌هاست در صف مقدم مبارزه علیه جمهوری اسلامی قرار دارد. این مبارزه، واقعی، پرهزینه و مداوم بوده است و هزاران انسان آزاده در این راه جان خود را از دست داده‌اند.   اما همین سابقه مبارزاتی به ما یک درس مهم داده است: آزادی و برابری و رهائی از ستم ملی و هر دستآورد پایدار دیگری، با اتکا به نیروی خود مردم به دست می‌آید. کومه‌له در عین مبارزه جدی و بدون وقفه علیه جمهوری اسلامی، وارد هیچ ائتلاف یا پروژه‌ای که در جهت سیاست‌های آمریکا و اسرائیل باشد نخواهد شد.

ما نه بخشی از پروژه‌های نظامی قدرت‌های بزرگ هستیم و نه اجازه خواهیم داد مبارزه عادلانه مردم کردستان به ابزار بازی‌های ژئوپولیتیک تبدیل شود. مبارزه ما برای آزادی، برابری و حق تعیین سرنوشت مردم است؛ نه برای پیشبرد اهداف دولت‌هایی چون آمریکا و اسرائیل که خود از عاملان پایمال کردن حقوق ملتها و سیاست‌های سلطه‌طلبانه هستند.

از نگاه کومه له سرنوشت مردم کردستان و مردم ایران باید به دست خود آن‌ها رقم بخورد. متحدان واقعی ما کارگران، زنان، جوانان، معلمان، ملتهای تحت ستم و همه نیروهای آزادی‌خواه در سراسر ایران هستند؛ نه دولت‌هایی که هر روز سیاست خود را تغییر می‌دهند و دیروز و امروز برایشان تفاوتی ندارد.  آنچه امروز بیش از هر زمان دیگری اهمیت دارد، حفظ استقلال سیاسی جنبش مردم کردستان و جلوگیری از تبدیل شدن این جنبش به ابزار سیاستهای آمریکا و اسرائیل است. کومه‌له در کنار مردم کردستان و در کنار همه مردم آزادی‌خواه ایران ایستاده است. ما با جمهوری اسلامی مبارزه کرده‌ایم و به این مبارزه ادامه خواهیم داد. اما این مبارزه را در چهارچوب سیاست مستقل و با تکیه بر نیروی خود جامعه پیش خواهیم برد، نه در چارچوب پروژه‌های قدرت‌هایی که سرنوشت ملت‌ها را به عنوان مهره‌های بازی‌های جهانی خود می‌بینند.

 

کمیته مرکزی کومه‌له

(سازمان کردستان حزب کمونیست ایران)

شانزدهم اسفند ۱۴۰۴

…………………………

مطلب فوق را میتوانید مستقیم به یکی از شبکه های جتماعی زیر که عضوآنها هستید ارسال کنید:  

تمامی حقوق برای سازمان کارگران انقلابی ايران (راه کارگر) محفوظ است. 2026 ©