رضا
پهلوی؛ طرحهای
کهنه در لباسی
نو
از
شکست پروژه
جنگ تا
فراخوان تازه
«برخیز ایران»
نوید
مؤمن زاده
هر
بار که جریان
سلطنتطلبی،
به نمایندگی
رضا پهلوی، در
تحقق اهداف سیاسی
خود ناکام میماند،
طرحی تازه با
نامی تازه و
ظاهری تازه
عرضه میکند؛
گویی با تغییر
نام و بستهبندی
یک پروژه، میتوان
شکستهای
گذشته را پشت
سر گذاشت و
بار دیگر مردم
را به دنبال
خود کشاند.
فراخوان
تازه رضا پهلوی
با عنوان
«همکاری ملی
برای نجات ایران»
و معرفی بات
تلگرامی «برخیز
ایران»، نمونه
دیگری از همین
رویکرد است. این
بار نیز با
نامی
پرطمطراق، از
همه ایرانیان
دعوت میشود
به شبکهای بپیوندند
که قرار است
در مسیر تغییر
حکومت نقشآفرینی
کند. اما پرسش
این است: چه چیزی
در این طرح
تازه شده است؟
آیا فقط نام و
ابزار ارتباطی
تغییر کرده یا
سیاست و اهدافی
که پشت آن
قرار دارد نیز
دگرگون شدهاند؟
ناکامی
آمریکا و
اسرائیل در
تحقق هدف
سرنگونی
حکومت اسلامی
از طریق جنگ و
تجاوز نظامی
به ایران، برای
سلطنتطلبان
نیز شکستی سیاسی
بود. رضا پهلوی
این جنگ را
فرصتی طلایی
برای رسیدن به
قدرت میدید.
او با اتکا به
حمایت دولتهای
آمریکا و
اسرائیل و امید
به فروپاشی حکومت
اسلامی، خود
را در آستانه
بازگشت به
قدرت تصور میکرد.
اما
جنگ آزادی به
ارمغان نیاورد،
حکومت اسلامی
سقوط نکرد و
مردم ایران هزینه
سنگین ویرانی
و کشتار را
پرداختند.
آنانی که پرچم
اسرائیل و آمریکا
را با افتخار
در تجمعات خود
حمل میکردند
و به حمایت
نظامی این
دولتها دل
بسته بودند،
اکنون با واقعیتی
روبهرو
هستند که با
وعدههایشان
فاصله زیادی
دارد.
با این
همه، ماجرا به
همینجا ختم
نمیشود. آرایش
نظامی تازه
ترامپ و نتانیاهو،
تهدیدهای
مداوم و دمیدن
دوباره در شیپور
جنگ، بار دیگر
امید به
مداخله خارجی
را در میان
سلطنتطلبان
زنده کرده
است. گویی
هنوز هم بخشی
از این جریان،
سرنوشت سیاسی
ایران را نه
در اراده و
مبارزه مستقل
مردم، بلکه در
تصمیم دولتهای
خارجی جستوجو
میکند.
مسئله
فقط شکست یک
محاسبه سیاسی
نیست؛ مسئله شیوهای
است که سلطنتطلبان
برای رسیدن به
قدرت دنبال میکنند.
در این مسیر،
جان و امنیت
مردم،
استقلال سیاسی
کشور و حق
جامعه برای
انتخاب
آزادانه آینده
خود، بارها در
سایه جاهطلبی
سیاسی و وعدههای
بزرگ قرار
گرفته است.
جنگ
و تحریم؛ مردم
ایران قربانی
جاهطلبی سیاسی
جنگ
و تجاوز نظامی،
زندگی مردم را
ویران میکند.
خانهها و زیرساختها
آسیب میبینند،
انسانهای بیگناه
کشته و زخمی میشوند
و دسترسی مردم
به امکانات
ضروری زندگی
دشوارتر میشود.
فشار تحریمها
و محدودیتهای
اقتصادی نیز
بر این وضعیت
میافزاید و بیش
از همه زندگی کارگران،
زحمتکشان،
بازنشستگان و
خانوادههای
کمدرآمد را
تحت تأثیر
قرار میدهد.
وقتی
مردم عادی هزینه
سیاستهای
جنگطلبانه و
فشارهای
اقتصادی را میپردازند،
دیگر نمیتوان
از آزادی و
رهایی آنان
سخن گفت. تحمیل
رنج و محرومیت
بر یک جامعه،
به بهانه تغییر
حکومت، مجاز و
قابل دفاع نیست.
چنین سیاستی
در عمل به
مجازات جمعی
مردم میانجامد.
رضا
پهلوی از جنگ
حمایت کرد و
در کنار سیاستهای
ترامپ و نتانیاهو
ایستاد. این
حمایت، مسئولیتی
سیاسی است که
نمیتوان آن
را با تغییر
عنوانها و
انتشار
فراخوانهای
تازه نادیده
گرفت. کسی که
برای رسیدن به
قدرت به حمایت
دولتهای
خارجی و فشار
نظامی آنان دل
میبندد، باید
پاسخ دهد که
چگونه میتواند
مدعی نمایندگی
آزادی و اراده
مردم ایران
باشد؟
مردم
ایران نه باید
قربانی سیاستهای
حکومت اسلامی
شوند و نه
قربانی جنگ و
تحریمهایی
که زندگی آنان
را هدف قرار میدهد.
آنان حق دارند
آینده خود را
بدون دخالت
دولتهای
خارجی و بدون
تحمیل یک رهبر
موروثی تعیین
کنند. راه
آزادی از
قربانی کردن
مردم نمیگذرد؛
آزادی باید با
حفظ جان، امنیت،
استقلال و
حقوق آنان
همراه باشد.
دو
چهره
استبداد؛
سلطنت و حکومت
دینی
استبداد
سلطنتی و
استبداد دینی،
اگرچه از نظر
تاریخی، ایدئولوژی
و شکل سازمان
قدرت یکسان نیستند،
در یک ویژگی
بنیادی به هم
شباهت دارند:
هر دو قدرت را
در انحصار گروهی
محدود قرار میدهند
و مردم را از
حق واقعی تعیین
سرنوشت سیاسی
خود محروم میکنند.
در
نظام سلطنتی
موروثی، قدرت
به نام پادشاهی
و وراثت توجیه
میشود؛ در
حکومت دینی،
به نام دین و
ولایت فقیه.
در هر دو شکل،
قدرت در برابر
مردم پاسخگو
نیست، آزادیهای
سیاسی محدود میشود
و مخالفان و
منتقدان با
سرکوب روبهرو
میشوند.
تفاوت در لباس
قدرت، ماهیت
استبداد را تغییر
نمیدهد.
تجربه
تاریخی ایران
نشان داده است
که سلطنت پهلوی
نیز با سرکوب
مخالفان سیاسی،
زندان، شکنجه
و محدود کردن
آزادیهای
مردم همراه
بود. حکومت
اسلامی نیز پس
از به قدرت رسیدن،
شکل دیگری از
استبداد را بر
جامعه تحمیل
کرد و سرکوب
را در ابعادی
گسترده ادامه
داد.
نمیتوان
با نادیده
گرفتن گذشته،
سلطنت را بهعنوان
راهحل آزادی
مردم معرفی
کرد.
مردم
ایران برای
کنار زدن یک
شکل از
استبداد
مبارزه نکردهاند
تا بار دیگر
به شکلی دیگر
از حکومت
خودکامه
بازگردند. تغییر
نام حکومت یا
جابهجایی
صاحبان قدرت،
بهتنهایی به
معنای آزادی نیست.
آنچه اهمیت
دارد، پایان
دادن به
انحصار قدرت و
برقراری حاکمیت
دموکراتیک مردم
است.
آزادی،
دموکراسی و
عدالت اجتماعی
با قدرت موروثی
و غیرپاسخگو
سازگار نیست.
آینده ایران
باید بر پایه
حق انتخاب
آزادانه
مردم، برابری
شهروندان،
آزادی تشکلها
و احزاب و
پاسخگویی
صاحبان قدرت
بنا شود؛ نه
بر پایه وراثت
خانوادگی یا
ادعای رهبری
از پیش تعیینشده.
دشمن
مردم کجاست و
راه رهایی از
کدام مسیر میگذرد؟
دشمن
اصلی آزادی و
حقوق مردم ایران،
حکومت اسلامی
و دستگاه
سرکوب آن است.
مبارزه برای
پایان دادن به
این حکومت،
ضرورتی تاریخی
و سیاسی است.
اما مخالفت با
حکومت اسلامی
به معنای پذیرش
سلطنتطلبی،
حمایت از جنگ
خارجی یا
سپردن آینده
کشور به ترامپ
و نتانیاهو نیست.
مردم
ایران برای
رهایی از
استبداد دینی
نباید به دام
استبداد
سلطنتی بیفتند.
همانگونه که
مبارزه با
حکومت اسلامی
نباید بهانهای
برای تجاوز
نظامی و ویرانی
کشور شود،
مخالفت با
مداخله خارجی
نیز نباید به
دفاع از حکومت
اسلامی تعبیر
شود. این دو
مرزبندی، برای
شکلگیری یک
جنبش آزادیخواه
مستقل و
دموکراتیک
ضروری است.
دو
راه سیاسی در
برابر جامعه
قرار دارد:
راهی که قدرت
را از بالا،
با تکیه بر
دولتهای
خارجی و رهبری
موروثی دنبال
میکند؛ و راهی
که بر آگاهی،
سازمانیابی،
همبستگی و
مبارزه مستقل
مردم تکیه
دارد. راه
نخست، سرنوشت
مردم را به
تصمیم و منافع
دیگران گره میزند؛
راه دوم، حق
تعیین آینده
را به خود
مردم بازمیگرداند.
پایان
دادن به حکومت
اسلامی باید
به دست نیروی
آگاه و سازمانیافته
مردم ایران
صورت گیرد؛
مردمی که با
مبارزه مدنی،
نافرمانی مدنی،
سازمانیابی
مستقل و
همبستگی
اجتماعی،
توان تغییر
شرایط را در
دست میگیرند.
این مسیر آسان
نیست و به
زمان، پیوند نیروهای
آزادیخواه و
برنامهای
روشن برای آینده
نیاز دارد؛
اما تنها از
چنین مسیری میتوان
به دموکراسی
پایدار و
عدالت اجتماعی
دست یافت.
آینده
ایران نه با
جنگ و تجاوز
خارجی ساخته میشود،
نه با تحریمهایی
که زندگی مردم
را به نابودی
میکشاند و نه
با بازگشت
سلطنت موروثی.
مردم ایران
برای رهایی از
حکومت اسلامی
به نیروی خود،
به همبستگی و
مبارزه مستقل
خویش نیاز
دارند؛ نه به
ترامپ، نه به
نتانیاهو و نه
به رضا پهلوی.
آزادی
را نمیتوان
از بیرون به
مردم هدیه کرد
و نمیتوان آن
را با قدرت
موروثی جایگزین
ساخت. آزادی
زمانی معنا پیدا
میکند که
مردم خود صاحب
قدرت سیاسی
باشند و
بتوانند
درباره نظام آینده
کشورشان
آزادانه تصمیم
بگیرند.
🌹🌍🌹