یاد
داشت کوتاهی
بر کتاب
«مرا ببین»
، شهین
برهانزهی
نشر
گردون ۲۰۲۶،
آلمان
هوشنگ
نورائی ( ایوب
حسین بر)
«مرا
ببین»، عنوان
پرمعنای کتابی
است که به قلم
شهین برهانزهی،
زنی بلوچ از
بلوچستان،
نوشته شده و
به چاپ رسیده
است. نویسنده
در جایگاه یک
کنشگر پیش میآید
تا کرامت
انسانی زن را
در منطقهای
توسعهنیافته
و رنجدیده از
تبعیض، در
برابر
ساختارهایی
قرار دهد که
نمیخواهند و
نمیتوانند
زن را ببینند.
نقطه
آغاز او «دیدن
خویشتن» است؛
چراکه
خودآگاهی، نیرو
و توان لازم
را برای به
چالش کشیدن
ساختارهای
نابرابر
فراهم میآورد.
او خود را در
مواجهه با
روابط
مرد/پدرسالارانه
مییابد—چه در
بافت مرکز و
چه در سنتهای
پیرامون.
برهانزهی
جسارت شکستن
تابوها را
دارد؛ ازدواج
او با مردی سیستانی
و شیعه، نه
پشتپا زدن به
دغدغههای
مردم
بلوچستان،
بلکه پافشاری
شجاعانه بر
استقلال فردی،
کرامت خویش و
رهایی از قالبهای
تحمیلی است.
او تن به نقشهای
از پیش تعیینشده
نمیدهد و
اجازه نمیدهد
انسانیت اش در
قفسی تنگ
محبوس بماند.
از این منظر،
او عصیانگری
است که ابعاد
گوناگون تبعیض
را به خوبی
درک کرده و در
برابر آن ایستاده
است.
عنوان
«مرا ببین»
دعوتی عمیق و
دوگانه است:
از یک سو حاکمیت
و ساختارهایی
را مخاطب قرار
میدهد که او
را هم به
عنوان یک زن و
هم به عنوان
اقلیت بلوچ
نادیده میگیرند؛
از سوی دیگر،
جامعه سنتی
خود را خطاب
قرار میدهد و
میگوید مرا
ببینید،
چراکه از نرمهای
بازدارنده پیروی
نمیکنم و
جسارت پرسیدن،
زیستن و عمل
کردن دارم. او
هویت را تکبعدی
نمیداند،
بلکه خود را
در پیوند با
لایههای
متکثر و درهمتنیدهای
از هویت انسانی
تعریف میکند
که در آن
مقاومت، کنشی
آگاهانه و رهاییبخش
است.
سراسر
زندگی شهین
برهانزهی
نماد مقاومت و
کنشگری خستگیناپذیر
در عرصه عمومی
است. شگفت آن که
او این صدا را
در شرایطی رسا
و استوار نگاه
داشته که همزمان
در چند جبهه
جنگیده است:
هم در نبرد تنبهتن
با رنج جانکاه
بیماری سخت
جسمانی، و هم
در مواجهه با
فضاهای بسته و
مردسالار در
خانه، زاهدان
و تهران و
فشارهای طاقتفرسای
امنیتی.
حتی
اگر کسی بگوید
این یادداشت
سراسر ستایش
از شهین است،
با افتخار این
داوری را میپذیرم؛
چراکه در
برابر زنی با
این حد از
اراده، جسارت
و استقامت در
دل انبوهی از
دردهای فردی و
ساختاری، کاری
جز ادای
احترام و ستایش
این مقاومت کمنظیر
نمیتوان کرد.
لندن
۲ سپتامبر
۲۰۲۶