درنگی
کوتاه بر دو
خبر؛
اجرای
حکم شلاق و
صدور حکم
اعدام
ح. روشن
در آستانه
چهارمین
سالگرد خیزش
انقلابی «زن، زندگی،
آزادی» هستیم
که با نام رمز
ژینا (مهسا) امینی
آغاز شد و
ایران را
درنوردید و
جهانی را به
تحسین واداشت.
از آن روز
تاکنون
تحولات عظیمی
را پشت سر
گذاشته ایم که
خوانندگان
این مطلب
قطعاً بهتر از
من نگارنده بر
آنها واقف
هستند. در
اینجا فقط
درنگ و تاملی
کوتاه دارم بر
دو خبر که در
روزهای اخیر
منتشر شد. شاید
این دو خبر در
میانه داغ و
سوگ کشتار خونین
معترضان در دی
ماه، ویرانی و
کشتار جنگ تجاوزکارانه
و در میانه
اخبار اعدام
های وحشیانه
هر روزه و همچنین
فقر و فلاکت
اکثریت عظیم
مردم، از اهمیت
فوقالعادهای
برخوردار
نباشد؛ ولی بیربط
به اوضاع
دهشتناک
کنونی نیست.
وضعیت و شرایط
اسف باری که
ناشی از فضای
جنگی تیره است
که آمریکا و
اسرائیل چون
مائده آسمانی
به نظام ولائی
درمانده
تقدیم نمودند
و این هیولای زخمی
از مبارزات
مردم ایران را
ناخواسته تقویت
کردند.
۱- هنوز از
شوک تائید خبر
اعدام ارغوان
فلاحی،
دختر معترض ۲۴
ساله، در
دیوان عالی
نظام آدمکش
ولائی درنیامده
بودیم که خبر
صدور حکم
اعدام لیلا
ابوالحسنی از بازداشتشدگان
اعتراضات دی۱۴۰۴
منتشر شد.
لیلا، مادر دو
دختر نوجوان،
که در ۱۸دی۱۴۰۴
بازداشت و در
زندان دولتآباد
اصفهان محبوس
است، به اتهام
«محاربه» به اعدام
محکوم شده
است. بنا به
گزارشها
پرونده او پس
از اعتراض به
حکم، اکنون در
دیوان عالی
نظام در حال
بررسی است.
گفته میشود
که ابوالحسنی
روز ۱۸دی در
شاهینشهر و
هنگامی
بازداشت شد که
در حال عکس
گرفتن از آتشسوزی
یکی از
فروشگاههای
«افق کوروش»
بود، ولی
دستگاه قضایی
خونریز
جمهوری
اعدامی او را
به دست داشتن
در آتشزدن
این فروشگاه
متهم کرده
است. تردیدی
نیست که صدور
چنین احکام ضدانسانی
برای زنان
نشانه هراس
حکومت زن ستیز
جمهوری
اسلامی از
زنان است. این
احکام نه نشان
از اقتدار
نظام بلکه
نشان
درماندگی و
عجز حکومت در
مقابله با
زنان است که
چون زمین لرزه
ای مهیب بنیاد
حکومت را به
لرزه انداخته
اند. بی تردید
آنکه با از
جان گذشتگی به
خیابان میآید
تا اعتراض کند
از مرگ نمی
هراسد. ولی
چنین انسانهایی
برای مرگ
زندگی نمیکنند
بلکه برای
زندگی حاضرند
بمیرند. به
قول پخشان
عزیزی
زندانی سیاسی
محکوم به
اعدام: «من
آنیام که
برای زندگی میمیرم،
نه آنکه برای
مرگ زندگی کنم. » اکنون
وظیفه ماست که
از حق حیات و
زندگی این مبارزان
در بند که
جانشان در خطر
است به هر شکل ممکن
دفاع کنیم.
نباید گذاشت
صدور و اجرای
چنین احکام
شنیع
غیرانسانی
برای رژیم
جنایتکار بی
هزینه باشد.
فریاد «نه به
اعدام» را
باید بیش از
پیش بلندتر
بکنیم.
خبر دوم که نباید
ساده از کنار
آن گذشت:
۲- حکم ۳۱
ضربه شلاق ندا ددهجانی و ستایش
(بهنوش) سرابی، دو شهروند
اهل قروه و از
بازداشتشدگان
اعتراضات دیماه
۱۴۰۴، روز ۳۱
مرداد اجرا
شد. بر اساس
گزارشهای
منتشر شده،
این دو زن
جسور پس از
حضور در «دادگاه»
کیفری
شهرستان قروه
و اجرای حکم
شلاق،
بازداشت و به
زندان سنندج
منتقل شدند.
بیدادگاهی در
شهرستان قروه
این دو شهروند
شجاع را با
اتهام «اجتماع
و تبانی جهت
ارتکاب جرم
علیه امنیت
داخلی» هر یک
به دو سال زندان
محکوم کرده
بود. اجرای
حکم شلاق بر
تن دو زن معترض
آزاده توسط
جمهوری جور و
جنون و جنایت،
آن هم در قرن
بیست و یکم،
صرفاً نه یک کیفر
بدنی بلکه
مصداق شکنجه
است. البته
پیشتر نیز این
نظام ولائی بر
تن زنان و
کارگران شلاق
زده بود؛ بر
تن رؤیا حشمتی
و کارگران
معترض آق دره.
روایتی که
رؤیا حشمتی از
اجرای حکم شلاقش
در تاریخ
سیزدهم دی۱۴۰۲
نگاشته است
یکی از
درخشانترین
روایت ها از
مقاومت شکوهمند
زنان در مقابل
این نظام زن
ستیز است. رویا
نوشته است: « تعداد
ضربه ها رو
نشمردم زیر لب
میخوندم:
به نام زن،
به نام زندگی
دریده شد
لباس بردگی
شب سیاه ما
سحر شود
تمام
تازیانهها
تبر شود.»
هنگامی که
حکومت برخاسته
از اعماق گور
تاریخ چنین بر
تن زنان معترض
با شلاق حکم
براند یا برای
آنها حکم
اعدام صادر
کند، بی تردید
حکم مرگ خویش
را به دست این
زنان امضاء
کرده است. به
قول معروف
«دیر و زود دارد
ولی سوخت و
سوز ندارد».
اینجاست که در
آستانه پنجمین
سالیاد ژینا
که نامش رمز انقلاب
شد، دو شعار
درخشان «زن،
زندگی، آزادی»
و « نه به اعدام»
را باید بیش
از پیش برجسته
کرد و بلندتر
فریاد زد.
ح. روشن
شنبه ۲۹ اوت ۲۰۲۶
/ ۷
شهريور۱۴۰۵
کانال
تلگرامی
اتحاد فراگیر
چپ انقلابی
https://t.me/etehadefaragir
سایت
اتحاد فراگیر
چپ انقلابی
https://etehadefaragir.org/