Rahe Kargar
O.R.W.I
Organization of Revolutionary Workers of Iran (Rahe Kargar)
به سايت سازمان کارگران انقلابی ايران (راه کارگر) خوش آمديد.
سه-شنبه ۲۳ دی ۱۴۰۴ برابر با  ۱۳ ژانويه ۲۰۲۶
 
 برای انتشار مطالب در سايت با آدرس  orwi-info@rahekargar.net  و در موارد ديگر برای تماس با سازمان از;  public@rahekargar.net  استفاده کنید!
 
تاریخ انتشار :سه-شنبه ۲۳ دی ۱۴۰۴  برابر با ۱۳ ژانويه ۲۰۲۶

 

چالش های پیش روی  خیزش انقلابی در ایران

 

هوشنگ نورائی(ایوب حسین بر)

 

با مسدود کردن ارتباطات رسانه ای،  رژیم شرایط را برای شدیدترین نوع کشتار و سرکوب در ایران بوجود آورده است.  گزارشات محدود رسانه های معتبر از اجساد انبار شده و بیمارستانهای پر از زخمی و کشته خبر می دهند. خامنه ای و بدنبال او رادان، سپاه، اژه ای، قالیباف و پزشکیان بکرات  از تشدید  سرکوب معترضان تحت عناوین  "تروریست ها" و "اغتشاشگران" سخن گفته اند. 

این در حالی است که بنا به بعضی گزارشات فعالیت های اقتصادی و تامین معیشت ابتدائی  با از کار افتادن ماشین های  نقد پردازی  بانکها و دشواری بیرون کشیدن پول نقد عملا از میان رفته و یا بسیار دشوار شده است.  بنا به بعضی گزارشات  فروشگاهها و اجنسی های مسافرتی برای کالا و خدمات خود تنها پول نقد  با ارز خارجی می خواهند. خطوط مسافرتهای هوائی  بخارج لغو شده است و عملا امکان مسافرت بخارج از میان رفته و در داخل محدود شده است.  وقتی  موسسات خدمات رسانی دولتی پول نقد و آنهم به ارز خارجی طلب می کنند و بانکها هم ازکار افتاده باشد  دشوار است بتوان از وجود دولت صحبت کرد بلکه در اینجا دولت خود بصورت یک باند مسلح تبهکاری در آمده است که بطور خصوصی بمنابع  پولی  و کالا  دسترسی دارد.

اعتراضات بسمت خیزش  گسترده انقلابی رفته بطوریکه  بین معترضان با دست خالی  و نیروهای امنیتی   با سلاح گرم درگیری بوجود آمده است.  از روی تصاویری که از روز جمعه و شنبه می بینیم،  بسیاری از خیابانها و میدان ها بصورت صحنه های «جنگی» دیده می شوند.  این وضع عملا نتیجه خشونت بیحساب دستگاه امنیتی  و توسل معمول و ساده معترضان در دفاع از خود هست . ایجاد راهبندانی ها،  پرتاب اشیا  برای جلوگیری از حملات نیروی سرکوب، و  در اوج خشم هم  هجوم بر سمبل های قدرت رژیم در راستای دفاع  از خود است.

گزارش ها از حداقل ۶۰۰ کشته  خبر داد اند هر چند میزان دقیق کشتارها و  سرکوبها  با توجه به انسداد کامل اینترنت و مشکل ارتباطات قابل راست آزمائی نیست چون  انسداد ارتباطات بمنظور  پنهان کردن ابعاد  کشتارها و محدود کردن ارتباطات و توان سازماندهی های داخلی معترضان  بکار رفته است،

آیا در چنین وضعی حاکمیت تنها در حد اسکلتی است که با یک حمله خارجی سقوط کند؟ و یا منتظر است و انتظار دارد که با یک حمله خارجی و سرکوب بسیار بیرحمانه تر،   بقای خود را با استفاده از کارت ناسیونالیستی دفاع از میهن، با  بسیج بیشتری،  امکان پذیر کند؟

  احتمالا جائی که دستگاه سرکوب منابع لازم را در اختیار دارد بتواند  بقایش را به تاخیر بیندازد  ولی  در شرایطی که  مشروعیت آن بشدت  از میان رفته است ،  توان بسیج تحت عنوان جنگ برای میهن را هم ندارد .

در چنین حالتی رژیم بی میل نیست تا جنگ خارجی در شکل محدودی از جانب ترمپ ـ نتانیاهو رخ بدهد. هرچند ترمپ اهل  بلوف،  خودستائی و تهدید است اما  امکان وارد شدن در یک حمله  غیر ممکن نیست چون ادامه کشتارها  با حیثیت خود ترمپ تلاقی کرده است و او بارها گفته است که در شرایطـادامه کشتار به رژیم ایران حمله می کند.  ولی شواهد نشان می دهند که ترمپ متوجه دشواری حمله هست چون حتی اگر حمله نظامی محدود باشد رژیم امکان وارد کردن صدماتی به تاسیسات و نیروهای آمریکائی را در کشور های همسایه و حتی با فاصله دورتر دارد . تلفات جانی حتی محدود برای نیروهای آمریکائی بمعنی ضربه بر حباب بلوف زنی ترمپیسم  است.  نه ترمپ ونه نتانیاهو بهیچوجه هم مایل نیستند نیروی نظامی بداخل ایران بفرستند و به اتکای بمبارانهای هوائی  امکان جارو کردن رژیم هم کم است.

در ضمن کشور های همسایه هم نمی خواهند وارد درگیری بشوند  و بخاطر پایگاههای آمریکائی در خاک خود  صدمه ببینند.  بنابراین  ترمپ سخت در صدد این است که با حفظ رژیم کنونی و چشم بستن بتمام کشتارها و بلوفهایش بنوعی سازش با همین رژیم برسد،  با این شرط که  مقامات بالای رژیم بنمایندگی خامنه ای در مرحله اول بپذیرند که شخص ترمپ را  در کاخ سفید ملاقات کنند و مستقیما بر سر شرایط با او به توافق برسند.

در حالت مصالحه از بالا بین مقامات رژیم ترمپ،  ممکن است جنبش فروکش کند چون بخاطر انتظارات ازخارج و نیز تکیه به رضاپهلوی که تنها با امید بخارج وارد صحنه شده است بشدت سرخورده و پراکنده  شود. با توجه شرایط ،رضا پهلوی سیستم سلطنتی را بعنوان آلترناتیو سیاسی بیش وکم جا انداخته است و لی بشدت فاقد بنیان های نیرومند روشنفکری و عقلانی است ، عملا در ایجاد یک هژمونی فراگیر ناتوان است .  تقریبا همه نیروهای غیر سلطنت طلب خود علیرغم سمپاتی نسبت به اعتراضات داخل از همراهی با سلطنت طلبان خود داری می کنند.

حتی در شرایطی که خیزش انقلابی در ایران گسترده است در ایران هم تشکلی برای سازماندهی و رهبری وجود ندارد و سلطنت طلبان از شعار های زندانیان سیاسی آزاد گردند و نیز زن زندگی آزادی هراس دارند چون آزادی زندانیان سیاسی ممکن است  آلترناتیو نیرومندی در مقابل رضا پهلوی ایجاد کند و  زن زندگی آزادی هم زنان ودموکراسی  را بر جسته می کند.

رضا پهلوی هم، علیرغم پتانسیل  رادیکال معترضان برای تغییرات بنیادی، از تعمیق جنبش بشدت هراس دارد و سازش از بالا را برای یافتن یک جایگاه در قدرت مد نظر دارد، بویژه در توافق با نیروهای نظامی در ایران. واین هم چیزی است که با اهداف ترمپ همپوشانی می کند ولی دادن جایگاه بخود رضا پهلوی  هنوز مورد پذیرش چون و چرای ترمپ که او هم بدنبال دست راستی ترین نیروهاست، نیست . 

در خارج از کشور بطور  روشنی مشارکت همگانی در اعتراضات  شکل نگرفت و برای بسیاری از ایرانیان شعار ها و سوابق سلطنت طلبان ایران برای آنان بیانگر احتمال بر آمد یک دیکتاتوری دیگر است که به هیچ گونه ارزش دموکراتیک و حقوق بشری پای بند نیست. برای اقوام هم نظام شاهنشاهی  در  ایران نماد سرکوب و کشتار بوده است و تمرکز گرائی سیاسی مورد ستایش سلطنت طلبان بمعنای اعمال سلطه گری و سرکوب دیده می شود.   

 در مورد دخالت نظامی خارجی می توان گفت که بر اساس  تجربه هائی که در افغانستان، عراق،  لیبی، سوریه و یمن دیده شده است  جتی  اگر چنین دخالتی به یک  تغییر سیاسی در بالا منجر شود، ولی  باحتمال زیاد جنگهای داخلی و بشدت مصیبت بار  را برای مدت بسیار طولانی بدنبال خواهد آورد.  جنگ داخلی هم منجر به صدها هزار و یا حتی میلیونها آواره و هزاران وی ا دهها هزار کشته خواهد شد . با توجه به خصلتی که دستگاه امنیتی و نظامی ایران دارد و وجود دسته های  مذهبی-نظامی سنتی و ریشه دار بر آمد  دسته های بسیار متعدد مسلح   و وارد کردن کشور به یک جنگ داخلی طولانی بسیار زیاد است. ساختار جمعیتی و نا رضایتی بسیار شدید جمعیت های قومی و منطقه ای  و گرایش شدید به واگرایی بمثابه یک استراتژی و یا نوعی وسیله محافظت از خود هم عوامل دیگری  برای تشدید این جنگ داخلی خواهند بود. 

 از این جهت نیات و مقاصد بسیار سلطه طلبانه و شدیدا ارتجاعی و ضد دموکراتیک را  نباید نادیده گرفت و   خواهان دخالت ترمپ ـ نتانیاهو شد   ولی در شرایطی که سرکوب و کشتار بوسیله رژیم در ایران ادامه دارد، اولویت انتقاد ها از رژیم جمهوری اسلامی نباید منحرف شود.

 در هر حال می بینیم که شرایط در ایران بسیار پیچیده شده است ولی دو عامل اساسی برای جارو کردن رژیم هنوز غایب اند: شکاف در بالا بویژه در میان نیرو های سرکوب و  دوم پیدایش یک حاکمیت دوگانه.

شکاف در میان نیروهای امنیتی  و پیوستن بخشی از آنها به معترضان  توان سرکوب رژیم را بشدت زیر سوال خواهد برد ولی هنوز چنین چیزی در ایران اتفاق نیفتاده است. دو عامل  این شکاف را ممکن می کند اولا گستردگی هرچه بیشتر اعتراضات که همه محله ها را  در همسایگی نیروهای نظامی فرا بگیرد  و دوم زمانی که رژیم از نظر اقتصادی در تامین  و بسیج آنها ناتوان بشود.

نبود حاکمیت دوگانه بمعنی یک نوع حاکمیت و سازمان یافته در مقابل حاکمیت رسمی است و می تواند مناطق و محله هائی را کنترل و به نحوی اداره کند.

بنظرم  با آنکه تمام عوامل دیگر از نظر داخلی و خارجی وجود داشت و دارد نبود این دو عامل هم در جنبش زن زندگی آزادی و هم این جنبش، با وحود تفاوت هائی که این دو باهم دارند،  در بقا ی رژیم نقش اساسی دارند. اینکه چرا امکان ریزش در میان نیروهای نظامی و امنیتی در رژیم جمهوری اسلامی رخ نداده است نیازبه مطالعه ساختار خاص این سیستم  و توانائی رژیم در تامین اقتصادی و ایدئولوژیزه کردن  آنها دارد. 

لندن ۱۲ ژانویه ۲۰۲۶

مطلب فوق را میتوانید مستقیم به یکی از شبکه های جتماعی زیر که عضوآنها هستید ارسال کنید:  

تمامی حقوق برای سازمان کارگران انقلابی ايران (راه کارگر) محفوظ است. 2026 ©