Rahe Kargar
O.R.W.I
Organization of Revolutionary Workers of Iran (Rahe Kargar)
به سايت سازمان کارگران انقلابی ايران (راه کارگر) خوش آمديد.
شنبه ۲ اسفند ۱۴۰۴ برابر با  ۲۱ فوريه ۲۰۲۶
 
 برای انتشار مطالب در سايت با آدرس  orwi-info@rahekargar.net  و در موارد ديگر برای تماس با سازمان از;  public@rahekargar.net  استفاده کنید!
 
تاریخ انتشار :شنبه ۲ اسفند ۱۴۰۴  برابر با ۲۱ فوريه ۲۰۲۶

 

اعلامیه هیئت اجرائی سازمان کارگران انقلابی ایران(راه کارگر)

 

با همۀ توان علیه جنگ!

 

ابرهای تیره جنگ، آسمان ایران و غرب آسیا را فرا گرفته است. دولت فاشیستی ترامپ با سیاست های نواستعماری جدید ، تسلط بر منابع انرژی جهان را در دستور کار خود قرار داده است.  تسلط بر نیمکره غربی با تسلط بر ونزوئلا و تهدید کوبا، مکزیک، کلمبیا و دخالت آشکار در انتخابات السالوادور آغاز شده است. تعیین تکلیف وضعیت ایران، مهمترین کشورِ حساس ترین منطقه جهان، در دستور کار قرار گرفته است. گسیل سنگین ترین تجهیزات مدرن و ویرانگر نظامی و چندین ناو هواپیمابر با ناوگروه های همراه به خلیج فارس و دریای عمان که شامل یک سوم قدرت  نظامی آمریکا می باشد و تجهیز وسیع اسرائیل، بیانگر آمادگی جنگی بسیار بالاست. بعید است که این حجم از تجهیزات تنها برای ترساندن و فشار برای رسیدن به توافق پای میز مذاکره  باشد. به نظر می رسد تصمیم به جنگ و تجاوز نظامی به ایران گرفته شده است، هر چند ادامه مذاکرات و موضع گیری های متناقض و نامشخص ترامپ، روشن نمی سازد که مجموعه تلاش های دیپلماتیک تلاشی برای توافق است یا برنامه ریزی فریب و خرید زمان برای آمادگی کامل نظامی.

در آن سوی ماجرا، حاکمیت فاشیستی جمهوری اسلامی نیز خود را برای رویاروئی نظامی آماده کرده است. عزم جنگیدن در رهبری نظام اسلامی، خود را در کشتار بیرحمانه و بسیار ددمنشانه ۱۸ و ۱۹ دی ماه نشان داد. واکنش ترامپ به اعتراضات مردمی در ایران و تشویق مردم به تسخیر مراکز دولتی و هم زمان فراخوان رضا پهلوی در تکرار سخنان ترامپ و طرح دروغین این ادعا که حدود پنجاه هزار نیروی سرکوب از رژیم جدا شده و به وی و گارد جاودان پیوسته اند و قدرت سرکوب رژیم فلج شده است، بخش هائی از توده های کارد به استخوان رسیده را دچار این توهم ساخت که رژیم جمهوری اسلامی در حال سقوط است و لحظه قیام و به زیر کشیدن حاکمیت اسلامی فرا رسیده است. طبعاً مواردی مانند اعلام حساب ایکس فارسی منتسب به موساد در رسانه‌هائی مانند World Israel News و The Jerusalem Post  در ۲۹ دسامبر ۲۰۲۵ که در آن گفته شد بود:«ما با شما هستیم. نه فقط از راه دور و زبانی، ما در میدان با شما هستیم »، یا پیام مایک پمپئو- از روسای سازمان "سیا" و وزیر خارجه در دولت اول ترامپ درحساب ایکس- به مناسبت سال نو در دوم ژانویه  که در آن اعلام کرد: «سال نو مبارک به هر ایرانی در خیابان‌ها، و همچنین به هر مامور موسادی که کنارشان راه می‌رود. رژیم ایران در مشکل است … شورش‌ها در ده‌ها شهر و بسیج در محاصره»  و یا سخنان تامیر موراگ (Tamir Morag) خبرنگار سیاسی/دیپلماتیک شبکه تلویزیونی کانال ۱۴ اسرائیل و از طرفدارن بنیامین نتانیاهو در چهاردهم ژانویه، مبنی بر آن که «عوامل خارجی در حال مسلح کردن معترضان در ایران با سلاح‌های گرم هستند که دلیل کشته شدن صدها نفر از نیروهای رژیم است» و اضافه کرده «هر کسی آزاد است حدس بزند چه کسی پشت این ماجراست.» بهترین بهانه و توجیه برای قتل عام بیرحمانه اعتراضات مردمی را در اختیار رژیم جمهوری اسلامی قرار داد. تغییر سیاست آمریکا از "مهار" جمهوری اسلامی به "تغییر رژیم" و تلاش آمریکا و اسرائیل در بهره برداری از اعتراضات مردمی، باعث شده تا استراتژی جنگی رژیم اسلامی خصلتی کاملآ تهاجمی به خود بگیرد. باید بر این نکته تاکید کنیم که گرفتار شدن ایران در چنین وضعیت به شدت خطرناک و ویرانگری، از نتایج سیاست های ایدئولوژیک و "امت" محور و تقابل گرایانۀ هسته سفت قدرت در سیاست بین المللی، ماجراجویی های منطقه ای و حتی تکیه بر پروژه بی ثمر و بی نتیجه «انرژی هسته ای» است. فرصت سوزی های رهبر رژیم ، حتی با همین ساختارهای معیوب جمهوری اسلامی، برای "مدیریت" تنش ها و تقابل ها و یافتن راه خروجی برای حل مناقشه بی ثمر دشمنی با آمریکا و بویژه طرح شعار ضدانسانی "نابودی اسرائیل"، هدیه گرانبهایی به فاشیست های اسرائیلی و حالا به فاشیست های آمریکایی داده است تا سیاست نابودی تمدنی ایران و حتی تجزیه کشور را در دستور کار خود قرار دهند.

در شرایطی که احتمال یک جنگ منطقه ای ویرانگر، ایران و غرب آسیا را در وضعیت بشدت ناآرام، نامطمئن و نگران کننده ای فروبرده است، کوبیدن بر طبل جنگ و حمایت از بمباران ایران، که نه به نفع مردم ایران است، نه به نفع مردم آمریکا ، مردم منطقه و حتی مردم اسرائیل ، از هر دهانی که بیرون بیاید، یک فریاد ضد انسانی، بیشرمانه و جنایتکارانه است، حتی اگر در زرورق "بشردوستانه" پوشانده شده باشد. آغاز جنگ و بمباران ایران، زیرساخت های کشور را حداقل به ۱۰۰ سال قبل باز می گرداند. ویرانی های عراق و لیبی، کشورهایی که مردمانش نتایج تجاوزات و "جنگ بشردوستانه" را دیده اند، باید برای همگان درس عبرتی باشد. ویرانی های به جا مانده از تجاوز نظامی آمریکا و غرب در عراق ، لیبی و افغانستان نه تنها باعث مرگ چند صد هزار نفر از مردم این کشورها شده، بلکه بیست سال پس از این دخالت های به اصطلاح "بشردوستانه"، مردم این کشورها با مشکلات کمبود آب آشامیدنی، برق و گاز، بیمارستان های مجهز، دست و پنجه نرم می کنند و حتی از امنیت حداقلی هم محروم هستند. جدا از ویرانی زیرساخت ها، جنگ ویرانگر و بمباران ایران، در گام نخست، خیزش انقلابی و اعتراضات مسالمت آمیزمردم را منجمد می سازد، قدرت دستگاه های سرکوب رژیم فاشیستی اسلامی را مستحکم تر ساخته و دست نیروهای هارتر و فاشیستی تر درون نظام اسلامی را برای سازماندهی جنایات جدید بازتر می کند. حتی اگر زیر بمباران های شدید، حاکمیت مرکزی تضعیف گردد، شبکه ها و باندهای مافیایی محلی و بویژه سپاه های محلی، قدرتمندتر شده و سرنوشت لیبی در انتظار ایران خواهد بود.

بسیاری از طرفداران تجاوز خارجی، بویژه هورا کشان ایرانی شعار "ترامپ بزن!" و برخی از رهبران احزاب کُرد، بر این نکته تاکید می کنند که مردم ایران بدون کمک و دخالت خارجی توان در هم شکستن قدرت فاشیستی و بشدت متمرکز جمهوری اسلامی را ندارند. آنها در ارزیابی خود از قدرت مردم ایران به سختی در اشتباهند. مردم ایران در بیش از یک صد سال اخیر با مبارزات مسالمت آمیزشان، بارها نشان داده اند که تا چه میزان توانسته اند قدرت های استبدادی را عقب برانند؛ انقلاب مشروطیت، محصول مبارزات یک پارچه ، متحد و مسالمت آمیز مردم ایران، شاه قدر قدرت قاجار را به عقب نشینی واداشت  و او را مجبور کرد تا فرمان مشروطیت را امضاء کند. دخالت روس ها با به توپ بستن مجلس و کودتای انگلیسی سوم اسفند ۱۲۹۹، تمامی دستاوردهای این اولین انقلاب دمکراتیک در آسیا را نابود کرد. مبارزات دمکراتیک و مسالمت آمیز مردم در۱۳۳۱ توانست بر قدرت دولت ملی دکتر مصدق بیافزاید و قدرت شاه را محدود کرده و حتی او را فراری دهد. محمد رضا شاه تنها با کودتای انگلیسی ـ آمریکایی  ۲۸ مرداد۱۳۳۲ به قدرت بازگشت. انقلاب مردم در بهمن ۱۳۵۷، انقلابی مردمی، مسالمت آمیز و توده ای بود، که با ۹ تا  ۱۱درصد حضور مردم در خیابان ها و اجتماعات اعتراضی، بالاترین حضور مردم در تمامی انقلابات جهانی را به نمایش گذاشت. دخالت قدرت های خارجی از جمله با رسانه های مزدورشان، سبب شد این انقلاب مردمی به دست یک جریان فاشیستی بیافتد و چند دهه فاشیسم اسلامی را بر کشور حاکم گرداند. خیزش انقلابی ژینا در ۱۴۰۱ یکی از مسالمت آمیزترین و زیباترین جنبش های انقلابی با شعار زیبا و جهانی شده «زن، زندگی، آزادی» است که توانست حجاب، مهمترین پرچم  و سمبل  حاکمیت اسلامی را در هم بشکند، چهره شهرها را دگرگون سازد، فضا و مناسبات مردمی حتی در خانواده ها را مدرنیزه کند و راه پیشروی را هموار سازد. توجه کنیم که گردهم آیی ها و سوگواری های مسالمت آمیز مردم بر مزار شهیدان خیزش دی ماه۱۴۰۴  نیز به خوبی نشان می دهد تا چه حد تاکتیک پیشرو و مردمی «نافرمانی مدنی» می تواند در فلج  کردن نیروی سرکوب رژیم نقش داشته باشد. این نمونه ها نشان می دهد که تاکتیک درخشان «نافرمانی مدنی»، که هزینۀ شرکت در مبارزه را به شدت پائین می آورد ، امکان توده ای شدن حرکت های مردمی را فراهم می سازد و دست ارگان های سرکوب را می بندد، تا چه حد کارساز، مؤثر و گسترش دهنده جنبش های مردمی است. از این رو تکیه بر تاکتیک های جدا از توده ، فرمان های از راه دور برای اشغال ساختمان های دولتی، تشویق به مسلح شدن های زودهنگام و آویزان شدن به قدرت های خارجی، بازی در زمین رژیم اسلامی و ارگان های سرکوبگر است. این شیوه ای است که جریانات راست اپوزیسیون در پیش گرفته اند و از این طریق به جنبش مردم ایران آشکارا خیانت می کنند. تاریخ این داغ ننگ و خیانت را بر چهره شان حک خواهد کرد.

ما بر این باوریم که در این شرایط به شدت خطرناک، همه نیروهای ضد جنگ و ضد تجاوز خارجی وظیفه دارند بر همآهنگی ها و همراهی های خود برای جلوگیری از این جنگ خانمانسور بیافزایند. نیروهای ضد جنگ ایرانی خارج از کشور می توانند با بسیج افکار عمومی مترقی جهان، فشار مضاعفی بر دولت ها وارد آورند تا در گام نخست با این جنگ همراهی نکند، برای جلوگیری از وقوع این جنگ ویرانگر وارد عمل شوند و حداقل علیه آن موضع بگیرند. از یاد نبریم که بخشی از افکار عمومی مترقی جهان، که نام ایران برایشان با شعار زیبای «زن، زندگی، آزادی» پیوند خورده بود و در دو سال گذشته در خیابان های شهرهای اروپایی و آمریکایی علیه نسل کشی نژادپرستانه در غزه تظاهرات کرده بودند، از برافراشته شدن پرچم اسرائیل در برخی از تظاهرات ایرانیان طرفدار جنگ بهت زده شده اند. می توان و باید با سازماندهی اقدامات مشترک در شهرهای گوناگون جهان، این لکه ننگ را از جامعه ایرانیان خارج از کشور پاک کرد.

ما معتقدیم که باید تمامی نیروها و سازمان های سیاسی ایرانی  مدافع جنگ و تجاوز خارجی را افشاء کرد و از همکاری با آنها خودداری نمود. طرفداری از جنگ و تجاوز خارجی و حمایت از سیاست های توسعه طلبانه فاشیسم اسرائیلی ـ آمریکایی به بهانۀ دشمنی با فاشیسم اسلامی، خیانتی آشکار به مبارزات دمکراتیک ، مسالمت آمیز و انقلابی مردم ایران است. این را باید با صدای بلند اعلام کرد. دست ها در دو سوی جبهه روی ماشه قرار گرفته و دوران میان دو صندلی نشستن به پایان رسیده است. باید با تمام قوا علیه همه جنگ طلبان وارد میدان شد و با صدای بلند اعتراض کرد. از دل این جنگ ویران گر، انقلاب مردمی متولد نمی شود، ویرانی، کشتار، آدمخواری و جنایات وصف ناپذیر، ایران را دهه ها به عقب باز خواهد گرداند. بر این حقیقت آشکار نباید چشم فروبست. با همه توان علیه جنگ!

سرنگون باد رژیم جمهوری اسلامی

زنده باد آزادی، دموكراسی و سوسیالیسم

هیئت اجرائی سازمان کارگران انقلابی ایران (راه کارگر)

شنبه ۲ اسفند ۱۴۰۴ برابر با  ۲۱ فوريه ۲۰۲۶

مطلب فوق را میتوانید مستقیم به یکی از شبکه های جتماعی زیر که عضوآنها هستید ارسال کنید:  

تمامی حقوق برای سازمان کارگران انقلابی ايران (راه کارگر) محفوظ است. 2026 ©