اعتراضات
گسترده تر در
سیستان و
بلوچستان
هوشنگ
نورائی (ایوب
حسین بر)
این
بار دامنه
اعتراضات
سراسری ایران
با سرعت به سیستان
وبلوچستان نیز
کشیده شده
است. این
اعتراضات بعد
ازروز جمعه در
زاهدان شروع
شد و خصلتی
ساختار
شکنانه، بر ضد
خامنه ای و دیکتاتوری،
داشت. اما این
نکته مهم است
که در روز های
بعد نیز
گزارشاتی از
حرکات اعتراضی
در زابل و در
مهرستان، و نیز
زاهدان (همین
طور حمله ای
به یک کیوسک
پلیس در خاش)
وجود
داشت. یعنی
محدودیت زمانی
و ارتباط خاص
با روز جمعه و
ارتباط با
نمازگزاران
شکسته شده بود
و اعتراضات در
شکل های خیابانی
و شعاردهی
شبانه، به
روزهای دیگری
نیز گسترش یافته
بود. خارج شدن
روتین مناسک
گونه قبلی
نهادهای مذهبی
را هم از
اعتبار سابق می
اندازد.
حرکت
جمعه زاهدان
هم که در آن
شعارهای دینی
الله اکبر بسیار
کمرنگ بود از
این جنبه اهمیت
داشت که به
فاصله چند روز
و نه چند هفته
و نه در
ارتباط با
واقعه ای محلی
همچون ماهو
شروع شد. بر همین
اساس نیروهای
خالص گرای قومی
ومذهی و حتی
بعصی از نیروهای
متمایل به حاکمیت
بدلال متفاوتی
می خواستند
ارتباط
اعترضات ۱۴۰۱
زاهدان و خاش
را از
اعتراضات زن
زندگی آزادی
جدا و کاملا
درونزا
بدانند.
مورد
زابل اهمیت بسیار
زیادی دارد
چون برای
دستگاه امنیتی
سیستان، و از
جمله زابل،
مهمترین شهر سیستان،
بمثابه یک
قلعه امن دیده
شده است. در
جمعیت اعتراصی
زابل مردم با
لباس بلوچی و غیربلوچی
در کنار هم دیده
می شوند و
شعار ساختار
شکنانه می
دهند. این بمعنای
شکستن سیاست
جداسازی بلوچ
و غیربلوچ می
تواند باشد.
علاوه بر این
اعتراضات
زابل می تواند
این موج را به
زاهدان که جمعیت
سیستانی وغیر
بلوچ زیادی
دارد نیز
گسترش بدهد و
پیوند بلوچ و
غیر بلوچ، سنی
و شیعه را تقویت
و به روزهای غیر
جمعه و بدور
از نهاد های
مذهبی توسعه
بدهد.
از
آنجا که بخشی
از نیروهای
امنیتی هم از
سیستان دست چین
شده اند و
موقعیت های
مهمی در استان
دارند، کار
آنها در
برخورد با موج
جدبدی از
اعتراضات
متفاوت
دشوارتر و
امکان سرکوب را
با توجه به
ترکیب جمعیت
و ارتباط بیشتر
با سیستان و دیگر
نقاط کشور سخت
ترخواهد کرد.
انزوائی را
که بلوچ ها را
آسیب پذیر می
کرد به این
صورت می
تواند کاهش پیدا
کند.
با
آنکه در نقاط
دیگر کشور
تعداد قابل
توجهی از
معترضان
کشته، زخمی
ودستگیر شده
اند، در این
استان هنوز
گزارشی از
کشته شدن کسی
دیده نشده ولی
عده ای از
معترضان دستگیر
شده اند.
۵
ژانویه ۲۰۲۶-
لندن
امروز
زاهدان
خاطرات سال ۱۴۰۱
را زنده کرد و
به این شعار
برگشت که "نه
می بخشیم و نه
فراموش می کنیم".
این مهمترین
بزرگداشت و
احترام به
قربانیان خونین
زاهدان و خاش
است که بسیاری
از فرصت
طلبان بر سر
گرفتن امتیاز
به مردم گفتند
جنایات را
فراموش کنند.
بنابر این به
آنها که بنفع
ستمگران فاسد
دعوت به
فراموشی
کردند و بر
سفر های رنگین
باآنها
نشستد و
معامله کردند
نباید اعتماد
کرد.
اکنون
در آغاز
همبستگی
مبارزه مردم
دردمند
وزحمتکش بلو
چ با مبارزات
سراسری مردم ایران
هستیم. مبارزه
ای که بنوعی
چه بسا متنوع
تر، می تواند یاد
آور و ادامه
جنش «زن، زندگی،
آزادی» باشد.
رسیدن به
دموکراسی،
برابری و
عدالت، نفی
اعدام، رفع
هر گونه ستم و
تبعیض دینی و
قومی و جنسی و
نیز دستیابی
به رفاه عمومی
و محیط زیست
سالم از طریق
حداکثر
مشارکت در یک
سیستم نا
متمرکز سیاسی
اهداف والائی
است که لازم
است دنبال
شوند.
باید
توجه کرد و
تجربه هم نشان
داده است که
رسیدن به حق
برابر شهروندی
و داشتن آزادی،
حتی آزادی دینی،
در چارجوب یک
حاکمیت دینی
ممکن نیست واز
این جهت ایجاد
یک حکومت
سکولار و
دموکراتیک
ضروری است. و
جنبش زن زندگی
آزادی مبانی
استرتژیک
مبارزات را
برای جارو
کردن این سیستم
فاسد سرمایه
داری رانتی
پایه گذاری
کرد.
اکنون
که مبارزه
آغاز شده است
این وظیفه
مبارزان شجاع
و درد مند و
آگاه است که
در ارتباط ورهمبستگی
با مبارزات
ترقیخواهانه
کشور و مستقل
از نهاد های
سنتی و بشدت
ارتجاعی و
محافظه کار و
افراد فرصت
طلب، فاسد و
تبهکار دست
بسازماندهی سیاسی
و مدنی، مثلا
کمیته های نیم
مخفی محلی از
افراد مطمئن و
مبارز، در سیستان
و بلوچستان
بزنند، تا
مبارزات را
رهبری کنند. و
در همان حال یک
لحظه هم نباید
غافل بود که
رژیم هنوز نیروی
کافی برای
سرکوب و کشتار
دارد.
من
شخصا بعنوان یک
فرد غیر حزبی
و منتقد این سیستم
از جمهوریخواهی
و سوسیا لیسم
دموکراتیک
حمایت می کنم
و معتقدم
اهداف فوق
الذکر را می
توان در چنان
چهارچوبی
تحقق بخشید.
واقع بینی
انتقادی بمعنی
گذر انقلابی
از وضع موجود
ضمن پرهیز از یک
اراده گرائی بی
سر انجام و
اغلب سکتاریستی
است.
قراردادن
خیالبافی های
نوستالژیک
نسبت به
گذشته، که
عمدتا از
جانب نیروهای
دست راستی تبلیغ
می شوند از
ابتدا روند رسیدن
به اهداف بالا
را کند یا بی
اثر می کنند.
اما در هر
صورت هدف سیاسی
اول و مرجح با
اتکا به نیروی
خود، باید
جارو کردن
جمهوری اسلامی
ایران باشد.
لندن ۲
ژانویه ۲۰۲۶