Rahe Kargar
O.R.W.I
Organization of Revolutionary Workers of Iran (Rahe Kargar)
به سايت سازمان کارگران انقلابی ايران (راه کارگر) خوش آمديد.
سه-شنبه ۱۰ خرداد ۱۴۰۱ برابر با  ۳۱ می ۲۰۲۲
 
 برای انتشار مطالب در سايت با آدرس  orwi-info@rahekargar.net  و در موارد ديگر برای تماس با سازمان از;  public@rahekargar.net  استفاده کنید!
 
تاریخ انتشار :سه-شنبه ۱۰ خرداد ۱۴۰۱  برابر با ۳۱ می ۲۰۲۲
موضوعات سیاسی هفته

نگاهی به رویدادهای سیاسی هفته

 

همبستگی مردمی؛ فروپاشی متروپل؛ رسوائی امپراتوری دروغ

قدرت نمائی امنیتی در برابر فعالان صنفی

و درماندگی در برابر نفوذ  امنیتی قدرت های مخالف!

برجام نافرجام

ارژنگ بامشاد

همبستگی مردمی؛ فروپاشی متروپل؛ رسوائی  امپراتوری دروغ

 

سقوط یکی از برج های دوقلوی متروپل در خیابان امیری آبادان در دوم خرداد ماه، و زیر آوار ماندن تعداد زیادی از هموطنان مان ، مردم آبادان و خوزستان و سراسر ایران را سوگوار کرد. هر چند مقامات رژیم در گام نخست به جای نیروهای امدادی، نیروهای ضدشورش به شهر فرستادند، اما مردم چهارگوشه کشور به کمک مردم آبادان شتافتند. مقامات رژیم بدون بیرون آوردن تمامی گیرافتادگان در زیر آوار، قصد داشتند که برج دیگر را نیز ویران کنند تا خطری از آن در آینده ایجاد نگردد. این امر با واکنش خشمگینانه مردم روبرو شد و حاکمیت مجبور به عقب نشینی گشت.

 

فروپاشی برج متروپل متعلق به حسین عبدالباقی، نشان از بی اعتنائی کامل در ساخت و ساز به قوانینی است که نظام مهندسی بر آن تاکید می کند. هر چند بارها از سوی نظام مهندسی هشدار داده شده و خطر ریزش را مطرح کرده بود، اما به این هشدارها بی اعتنائی شد. سازمان نظام مهندسی در فروردین و اردیبهشت در گزارش خود شرایط این ساختمان را بسیار بحرانی اعلام کرده  و آورده بود: «می‌توانیم ۱۰روزه سازه متروپل را به‌صورت ایمن تخریب کنیم». حتی چند ساعت قبل از ریزش، کارگران به حسین عبدالباقی تلفن زده و خطر قریب الوقوع ریزش را هشدار داده بودند که با واکنش خشمگینانه او روبرو شده و کارگران را به توهم زدگی متهم کرده بود. اما علیرغم این هشدارها، این برج ده طبقه بر سر کارگران و مردمی که در طبقات پائین مشغول کار بودند، آوار شد.

 

زد و بندهای میان حسین عبدالباقی و مقامات شهرداری، استانداری، انتظامی و سپاه استان و مرکز، عامل چنین فاجعه ای بوده است. گفته می شود خواهر عبدالباقی‌ها، عروس شمخانی دبیر شورای امنیت ملی است و حسین عبدالباقی ارتباطات مالی با پسر محسن رضایی دارد. اگر چنین باشد بی جهت نیست که استانداران و مقامات شهری خوزستان دست به سینه در خدمت حسین عبدالباقی قرار داشتند. بر اساس همین خبر ،محمد رضا مهاجر در توئیتر خود تحت عنوان: «چرا شمخانی سکوت کرده است؟» آورده است: «ای کاش حضرت شمخانی یک بار از برج عاج‌ پایین بیان و توضیح بدن که این ادعا درباره نسبت خانوادگی‌شون با آقای عبدالباقی صحیحه یا نه؟ حالا چرا مهمه؟ چون به نظر می‌رسه تعارض منافع مانع از به نتیجه رسیدن برجامه». جالب آن است که پس از این اخبار، خبرگزاری تسنیم در خبری ارتباط دبیر شورای امنیت ملی با حسین عبدالباقی را رد کرد.

 

جدا ازعلل فروپاشی برج متروپل، سیاست خبررسانی و موضع گیری پیرامون آن از سوی مقامات رژیم فاجعه بار بود. این بار نیز صدا و سیمای ولایت نقش اصلی در امپراتوری دروغ را بر عهده گرفت. در همان ساعات اولیه خبر دستگیری حسین عبدالباقی از سوی دادستانی اعلام شد. اما پس از چند ساعت خبر رسید که جسد او در زیر آوار پیدا شده و جالب آن است که تمام مدارک او سالم و تمیز مانده بود و گفته شد که صورتش قابل تشخیص نبوده است. اما در فیلمی که صدا و سیما پخش کرد، براداران او در سردخانه، جسد را "شناسائی" کرده اند. و جالب تر آن که پس از چند ساعت اعلام شد که بر اساس آزمایش DNA  جسد شناسائی شده است در حالی که نتیجه چنین آزمایشی حداقل سه تا چهار روز طول می کشد. نکته مهم آن است که کارگران حاضر در محل وقوع حادثه، شهادت داده اند که در موقع فروریزی برج متروپل، حسین عبدالباقی در آنجا نبوده و آنها تلفنی با او تماس گرفته اند. به جز این شواهد، یک ساعت پس از سقوط برج، یکی از همسایه های حسین عبدالباقی او را هنگام خروج از خانه اش دیده است. به نظر می رسد که مقامات رژیم در اقدامی هماهنگ، او را فراری داده اند تا سرنخ شبکه های مافیائی در حکومت کور شود. اما نکته دیگری که بسیار مهم است، اعتراف رئیس صدا و سیما، پیمان جبلی در نشست با دانشجویان دانشگاه شریف است که گفته بود:« ما برای متروپل، شبکه خبر را به خط کردیم. از همه جا خواهش و تقاضا و جاهایی دستور بود که حتی یک ساعت و دو ساعت [به موضوع بپردازید] و بس است دیگر». و مهم تر از همه آنکه که علی خامنه ای رهبر رژیم در نشست با اعضای مجلس شورای اسلامی، در باره همه چیز سخن گفت اما یک تسلیت خشک و خالی نیز به مردم آبادان نگفت و پیرامون این حادثه که مردم ایران را سوگوار کرده، موضع گیری نکرد و آوار شدن چنین ساختمانی بر سر مردم برایش اهمیت نداشت و حاضر نشد به بپردازد. در این میان شهرداری تهران با همراهی دیگر نهادهای حکومتی  در استادیوم صدهزار نفری آزادی، مراسم فاشیستی «سلام فرمانده» با حضور زنان و مردان برگزار کرد. مراسمی که با اعتراض مردم داغدار آبادان و دیگر شهرهای خوزستان روبرو شد که شعار می دادند: « آبادان خونریزیه، تهران عروسیه».

مجموعه این فعل و انفعالات نشان می دهد که باندهای مافیائی قدرت، همگی به کانون اصلی قدرت، دستگاه ولایت، متصل هستند و دستگیری و محاکمه بخشی از افراد حکومت و افشای فساد آنها بدان دلیل است که آنها با مرکز اصلی قدرت زاویه داشته اند.

 

اما مهمترین نکته در این میان، حمایت گسترده مردم دیگر شهرها از آبادان و همدردی با آنهاست. مردم شهرهای خرمشهر، اندیمشک، شاهین شهر، اهواز، بهبهان، بوشهر، یزد و قم با تظاهرات شبانه خود همبستگی، همدردی و همراهی خود با مردم آبان را نشان دادند. این گردهم آئی های حمایتی خشم حکومت را نیز برانگیخت که به تدریج و با رشد این تظاهرات اعتراضی، نیروهای سرکوب را وارد میدان کرد و با تیراندازی به سوی مردم تلاش کرد تا مانع گسترش این اعتراضات و همبستگی ها بشود.

 

آوار شدن یکی از برج های متروپل بر سر مردم نشان داد که ؛

اول ـ سیستم تو در توی فساد اداری و چپاول اموال عمومی در نظام ولایت فقیه کاملآ نهادینه شده است.

دوم ـ جان مردم برای مسئولان و سران رژیم و بخصوص برای رهبر رژیم، هیچ ارزشی ندارد . آنها نشان دادند که مردم را دشمن تلقی می کنند و همچون نیروهای اشغالگر بر ایران حکومت می کنند و هیچ دلبستگی به این مردم و به این کشور ندارند.

سوم ـ  در این شرایط سخت همبستگی  مردم شهرها و استان های گوناگون کشور با مردم آبادان  بسیار بالا و ستایش برانگیز است. همین همبستگی همچون خاری در چشم حاکمان کشور است که آن را توطئه ای علیه خود تلقی می کنند و با هر حادثه ای نیروهای ضدشورش را  به میان مردم می فرستند.

چهارم ـ هر روزی که از  ادامه این استبداد غارتگر دینی می گذرد،  بر رنج و درد مردم می افزاید، بنابراین بدون در هم شکستن این هیولای چند سر و ایجاد حاکمیتی  برخاسته از ارادۀ  خودِ  مردم و پاسخگو به آن ها، این کشور روی آرامش به خود نخواهد دید.

 

قدرت نمائی امنیتی در برابر فعالان صنفی

و درماندگی در برابر نفوذ  امنیتی قدرت های مخالف!

 

ترور سردار صیاد خدائی از سرداران سپاه که گفته می شود در سوریه فعال بوده است، در کنار انفجار در منطقه نظامی ـ امنیتی پارچین توسط پهپاد انتحاری، نشان می دهد که اقدامات تروریستی و خرابکارانۀ اسرائیل در ایران به امری عادی تبدیل شده است. دستِ باز نیروهای امنیتی و تروریستی اسرائیل در ایران، حفره های امنیتی در ساختارهای قدرت را به خوبی نشان می دهد. وقتی کاترین اشکدم تا بالاترین نهادهای تصمیم گیری قدرت در جمهوری بالا می رود، وقتی فخری زاده علیرغم هشدارهای وزارت اطلاعات، ترور می شود، وقتی درست یک هفته پس از دستگیری گروه های جاسوسی اسرائیل یک سردار دیگر در روز روشن در مرکز تهران ترور می شود، می توان از شکست تمام عیار نهادهای امنیتی رژیم اسلامی سخن گفت. سازمان های امنیتی که هنرشان دستگیری فعالان صنفی و اعضای سندیکاهای معلمان فرانسه در تهران به عنوان جاسوس است، طبعآ نمی توانند در برابر حملات مستمر موساد و دیگر سازمان های امنیتی منطقه و جهان واکنشی از خود نشان بدهند.

دستِ باز نهادهای امنیتی اسرائیل در جمهوری اسلامی یک حقیقت را بیش از پیش برجسته می سازد. روشن است که بی اعتقادی وابستگان به نهادهای امنیتی رژیم از یک سو و بحران درونی آن ها از سویی دیگر زمینه ای ایجاد کرده که برخی از آن ها به راحتی در خدمت نهادهای امنیتی خارجی درآیند. طبیعی است کسانی که از زمان دقیق رفت و آمدهای افراد بسیار مهم و حساس برای رژیم همچون فخری زاده و صیاد خدائی اطلاع دارند یا از حفره های امنیتی پیرامون آنها آگاه هستند، افراد عادی نیستند، بلکه افرادی از نهادهای امنیتی رژیم هستند. چنین وضعیتی نشانه آن است که بحران تا بالاترین رده های رژیم رشد کرده و نگرانی از آینده خود، بسیاری را به فکر راه های فرار و تامین آینده خود کشانده است.

 

نکته دیگری که می باید مورد توجه قرار گیرد این است که ممکن است سازمان های امنیتی قدرت های خارجی گاه از ارتباطات خود با بعضی از جریان های اپوزیسیون ایرانی در این راستا بهره گیرند. روشن است که اگر چنین ارتباطاتی وجود داشته باشد، چنین همکاری  و همپیمانی، از سوی مردم ایران با نفرت روبرو خواهد بود. جنبش مردم ایران همواره بر استقلال خود پای فشرده است. شعار استقلال یکی از اصلی ترین شعارهای مبارزاتی مردم در یک قرن گذشته بوده است. روشن است که هر نوع وابستگی دولت ها و سازمان ها و نهادها به کشورهای خارجی برای مردم ایران نه تنها مورد پذیرش نیست بلکه با خشم و نفرت همراهی خواهد شد.

 

درست در شرایطی که نیروهای امنیتی رژیم در برابر دیگر سازمان های امنیتی، مدام متحمل شکست های پی در پی می شوند، درست در شرایطی که حاکمیت اسلامی در سیاست خارجی خود با ناکامی های جدید روبرو می شود، شمشیر آخته اش را علیه مردم ایران و فرزندان برومندش در تشکل های صنفی از نیام بیرون کشیده است.  از اول ماه مه، یازده اردیبهشت ماه، به دنبال برگزاری گردهم آئی های سراسری معلمان و گردهم آی 22 اردیبهشت ماه  و پس از اعتراضات درخشان کارگران شرکت واحد در 26 و 27 اردیبهشت ماه، موج گستردۀ دستگیری فعالان صنفی معلمان و کارگران و دانشجویان مستقل در جریان است. هر روز خبر از دستگیری تازه ای می رسد.  در کنار دستگیری های بی شرمانه و ددمنشانه فعالانی که در چهارچوب قانون اساسی خود رژیم اعتراض می کنند، تلاش های مذبوحانه نهادهای امنیتی برای پرونده سازی و سناریونویسی های کثیف نیز در جریان است. ملاقات فعالان صنفی معلمان و کارگران با دوتن از فعالان سندیکائی فرانسه نیز از سوی مقامات سرکوبگر رژیم به امری امنیتی تبدیل شده است و حضور این دو فعال را جاسوسی نامیده اند. بی شرمانی که مدام از سازمان های رقیب، شکست های سنگین متحمل می شوند، با دستگیری فعالان سندیکائی فرانسوی، در تلاشند که خود را قدرقدرت نشان دهند. غافل از آن که این تلاش های مذبوحانه دیگر از سوی هیچکس پذیرفته شده نیست. سرنوشت "سناریوی سوخته" شان در قبال رشادت های سپیده قلیان و اسماعیل بخشی، آنچنان رسوائی به بار آورد که بعید است "سناریو"های جدیدشان کسی را فریب دهد. حضور قدرتمند تشکل های صنفی معلمان، سندیکاهای مستقل کارگران، خانواده های هوشیار دستگیرشده گان و همبستگی گرانقدر بین المللی و شبکه های اجتماعی هوشیار، راه را بر ترفندهای کثیف مقامات امنیتی رژیم بسته است. امپراتوری دروغ رژیم رسواتر از آن است که کسی به آن توجه کند.  تشت رسوائی حاکمیت سرکوبگر، مدت هاست از بام فرو افتاده است.

 

برجامِ نا فرجام

 

خبرها و فعل و انفعالات جدید، همه از بن بست برجام و دور از دسترس شدن برجام حکایت دارند. پس از جلسه سنای آمریکا و پرسش و پاسخ با رابرت مالی مسئول  وزارت امور خارجه آمریکا و مسئول امور ایران و مسئول هدایت مذاکرات هسته ای، روشن شد که جو بایدن تصمیم قطعی خود برای باقی ماندن سپاه پاسداران در لیست سازمان های تروریستی را گرفته است. نخست وزیر اسرائیل با انتشار توئیتی، خرسندی خود از این تصمیم را اعلام کرد. عبداللهیان در کنفرانس داووس، تلاش کرد تا نشان دهد که امکان توافق هنوز وجود دارد و با این حال اذعان داشت که در ایران نیز همچون آمریکا نیروهای وسیعی با توافق برجام مخالف هستند. کش دادن مذاکرات برجام و بی نتیجه گذاشتن توافقات به دست آمدۀ دولت حسن روحانی، برای خوش رقصی پیش روسیۀ پوتین، اکنون نتایج خود را به خوبی نشان می دهد. این نافرجام گذاشتن برجام، اکنون باعث شده که دولت روسیه با تخفیف های 40 درصدی در مقابل تخفیف های 30 درصدی جمهوری اسلامی، بازار نفت چین و هند را از دست ایران خارج کند. همین سیاست در قبال فروش فولاد نیز عملی شده و با تخفیف 20درصدی در مقابل تخفیف 15 درصدی ایران، بازار فولاد ایران را نیز تصاحب کرده است و پنج شرکت بزرگ فولاد ایران با مشکلات جدی روبرو شده اند. همچین می دانیم که اروپا برای جایگزینی گاز وارداتی به منابع جدیدی احتیاج دارد، تداوم تحریم ها، ایران را از بازار گاز اروپا دور نگه می دارد و صدراعظم آلمان به عنوان قدرتمندترین اقتصاد اروپا، در سفر خود به افریقا تلاش کرد تا قراردادهای گاز با سومالی و چند کشور شمال آفریقا منعقد سازد. قبل از آن وزیر اقتصاد آلمان در سفری به قطر ، قراردادهای خرید گاز با این کشور امضاء کرد. و در این چنین شرایطی که اروپا به گاز ایران نیاز دارد، سر ایران به عنوان دومین دارنده ذخایر گاز جهان، بی کلاه مانده است. این نیز از نتایج  سیاست خارجی ورشکسته حکومتی است که سیاست خارجی اش بیش از آنکه به نفع مردم ایران باشد، به نفع رشد و قدرت ترکیه، روسیه و اسرائیل در منطقه شده است.

دوشنبه ۹ خرداد ۱۴۰۱ برابر با  ۳۰ می ۲۰۲۲

مطلب فوق را میتوانید مستقیم به یکی از شبکه های جتماعی زیر که عضوآنها هستید ارسال کنید:  

تمامی حقوق برای سازمان کارگران انقلابی ايران (راه کارگر) محفوظ است. 2022 ©