Rahe Kargar
O.R.W.I
Organization of Revolutionary Workers of Iran (Rahe Kargar)
به سايت سازمان کارگران انقلابی ايران (راه کارگر) خوش آمديد.
سه-شنبه ۱۶ آذر ۱۴۰۰ برابر با ۰۷ دسامبر ۲۰۲۱
 
 برای انتشار مطالب در سايت با آدرس   orwi-info@rahekargar.net   و در موارد ديگر برای تماس با سازمان از  public@rahekargar.net  استفاده کنید!
 
تاریخ انتشار : سه-شنبه ۲۷ مهر ۱۳۹۵  برابر با ۱۸ اکتبر ۲۰۱۶
به دفاع از حق حيات كولبران

 

به دفاع از حق حيات كولبران

آرش امجدی

پديده كولبرى در كردستان،آينه تمام نماى واقعيت تلخ رژيم اسلامى، براى مردم كرد در اين منطقه است. اگر به اخبار منتشره در سايتهاى خبرى مربوط به اين منطقه نگاهى بيفكنيم، بجرئت هر هفته خبر دردناكى از كشته و زخمى شدن يكى از اين مردم شريف و زحمتكش توسط نيروهاى مسلح رژيم را خواهيم ديد. در يك برخورد سطحى شايد اين يك موضوع كاملا ً محلى بوده كه مسبب آن، عدم رعايت ضوابط كشور توسط تعدادى قانون شكن است. اما با كمى دقت ، متوجه ميشويم كه ابعاد آن بسى فراتر از منطقه اى است كه اين اتفاق در آن رخ داده است.

كولبران بخشى از طبقه كارگر هستند كه به جرئت مي توان گفت بجز زنجيرهاى دست و پايشان چيزي براى از دست دادن، ندارند. بخشى از طبقه كارگر كه از همه امكانات اوليه زندگى محروم بوده و بدون برخوردارى از هيچ حق و حقوقى ،همچون يك برده در قرن ٢١، توسط حاكميت سرمايه مورد كثيف ترين نوع استثمار قرار مى گيرند. تركيب سنى آنان بين ١٣ تا ٦٠سال مى باشد و با وجود آنكه اكثرا ً مرد هستند ولى در ميانشان زنان زحمتكش نيز ديده مى شوند. چندى پيش زنى به اسم ژاله قادرزاده، ٣٦ ساله اهل سردشت، يكى از اين قربانيان بود. هر چند كه اكثريت كولبران قربانى، بر اثر شليك مستقيم نيروهاى انتظامى كشته مى شوند ولى در ضمن، بعلت شرايط طاقت فرساى اين گونه كارها ،گاها ً ما شاهد مرگ آنان بر اثر سرما، سقوط در دره ، رفتن بر روى مينهاى بجا مانده از دوران جنگ و يا پايگاههاى رژيم در منطقه، غرق شدن و يا حتى بر اثر سكته نيز مى باشيم.

كسانى كه به كار كولبرى رو مى آورند جزء فقيرترين لايه هاى جامعه بوده كه بعلت بيكارى و از سر اجبار، آنچه را كه قاعدتا ً حمل آن بايستى توسط ابزار و ماشين الات و در بدترين حالت آن ،مى بايستى توسط حيوانات باركش صورت بگيرد، توسط اين نگون بختان نظام سرمايه، براى مختصر پولى، در شرايط سخت و طاقت فرسا، ساعتها به كول كشيده مى شود. با يك جستجوى ساده در يوتيوب مى توان مشاهده نمود كه جوانى تحصيل كرده و يا پيرمردى رنجور و يا مادرى پير و فرسوده، براى تكه نانى، به زير بارى رفته است كه براى برخاستن، مى بايستى دو نفر به او كمك كنند. و بعد از برخاستن، هيكل نحيف آنان در زير بار گم شده و قابل ديدن نخواهد بود. بسيارى از آنان اين كار را در ازاى پرداخت بدهيشان به صاحب كار انجام مى دهند. و گاهي براى گرفتن كار از همديگر، كارشان به درگيرى فيزيكى مابين همديگر نيز مى انجامد. اين واقعيت تراژديك بخوبى در فيلم '' زمانى براى مستى اسبها'' ، كار بهمن قبادى ، به تصوير كشيده شده است. در اينجا مبارزه، صرفا مبارزه اى طبقاتى است ،اثرى از مبارزه ملى در آن مشاهده نمى شود. كارفرمايان و سودجويان اين شرايط غير انسانى، شامل همه حاكمان سرمايه ، يعنى سپاه و عوامل ان به همراه بورژوازى كرد، عليرغم هر اختلافى با همديگر، در ايجاد اين شرايط ذينفع مى باشد.

اين كارگران تهيدست از هيچگونه حمايتى ( چه دولتى و چه از جانب كار فرما) برخوردار نبوده و در صورت هر گونه اتفاقى فقط تاسف همكاران و رنج بازماندگانشان را خواهند داشت. اگر آنان دستگير شوند، حكومت آنان را جريمه مي كند و جزا مى دهد. حمل كننده بار، در قاموس اين باصطلاح برگزيدگان خدا، بايد مجازات گردند و نه صاحبان اصلى سرمايه. بيهوده نيست زمانى كه پاسداران سرمايه به كولبران شليك كرده و آنان را مى كشند به چارپايان ( اسب و قاطر) نيز رحم نكرده و آنها را هم به گلوله مي بندند.

عوامل رژيم بعمد آنان را قاچاقچى مى نامد تا تحت لواى مبارزه با اين قاچاقچيان و بزرگ نمايى آن، آنچه را كه توسط '' برادران قاچاقچى '' و با كانتينرهاى بزرگ و در ابعاد ميلياردى از اسكله هاى تحت كنترل آنها به سراسر كشور سرازير ميشود را لاپوشانى كنند. همچنين در اذهان مردم ساير نقاط ايران، كار آنان با قاچاقچيان مواد مخدر همتراز گرديده و نه تنها همدلى آنان را به همراه نداشته باشند، بلكه اين كار رژيم را هم محكوم نكنند. كالاهاى عبور داده شده از مرز، در بازارهاى منطقه از جمله بانه به فروش ميرسد. در شهر بانه از سال ٧٥ تا سال ١٣٩١، تعداد مجتمع هاى تجارى از يك عدد به ٥٧ عدد رسيده است، و اينها هيچكدام نه غير قانونى بوده و نه وجود اين همه كالا سوال برانگيز.

پديده كولبرى كه در مناطق مرزى و از كمى بعد از پايان جنگ ايران و عراق و ايجاد منطقه نيمه آزاد كردستان عراق، بوجود امده است ، ريشه در بيكارى گسترده ناشى از عدم توسعه يافته گى اقتصادى، اجتماعى و توزيع ناعادلانه ثروت و منابع كشور دارد. بيكارى در كردستان به نقل از استاندار كردستان در روزنامه همشهرى، به بيش از ٢٠ درصد مى رسد.

طبق آمار مجله اقتصاد و توسعه منطقه اى( نيمه اول سال١٣٩٣) در دو دوره زمانى سال ٧٩ و ١٣٨٨،آذربايجان غربى، كردستان و ايلام يعنى سه استان كردنشين مرزى - كه از قضا بيشترين آمار كولبران را داراست جزء پنج استان توسعه نيافته در آخر جدول هستند. از لحاظ شاخص هاى توسعه درآمدى، آموزش و اميد به زندگى برطبق آمار سازمان مديريت و برنامه ريزى كشور طى دهه ١٣٨٠، آذربايجان غربى، كردستان و ايلام، همواره جزء رتبه ٢٨ تا ٣٠، در رده بندى استانها بوده اند. به گزارش روزنامه تسنيم در مهر ماه امسال به نقل ازشهرام ملكى ، مدير كل راه و شهر سازى استان كردستان ، " كردستان از لحاظ برخوردارى راههاى اسفالت روستايى آخرين استان كشور است". اگر اين واقعيت را در كنار برخورد امنيتى رژيم با منطقه كردنشين قرار دهيم آنگاه روشن مى شود كه اولويت اين رژيم در اين منطقه، نه توسعه اقتصادى و رفع نابرابري ها، بلكه گسترش فضاى امنيتى، رعب و وحشت در بين اهالى منطقه و دستيابى به راههاى تسلط بيشتر بر مردم آن است. از اينرو، سپاه پاسداران بعنوان ابزار اين هدف، تمام همّ و غمّ خود را بر روى اين منظور متمركز كرده است و هر ازگاهى در يكى از معابر مرزى، كولبرى زحمتكش را به ضرب مستقيم گلوله از پاى درآورده و خانواده اى را از داشتن همين لقمه ناچيز نان محروم مى كند. سپاه پاسداران بخوبى ميدانند كه خطرى از جانب اين محرومترين قشر جامعه كردستان حاكميت سياه آنان را تهديد نمى كند، و كشتن يك كولبر زحمتكش و بيكس كه در ضمن كرد هم مي باشد در قانون نانوشته شان هيچگونه بار قانونى وحقوقى را براى آنها به همراه نخواهد داشت. اما با اين عمل خواهند توانست رعب و وحشت در جامعه ايجاد كنند و به همه بگويند كه ما ژاندارم منطقه هستيم و به هيچ قانونى هم پايبند نيستيم ؛ حتى اگر اين قانون نوشته همين حاكميت باشد.اگر به فصل سوم و چهارم قانون قاچاق كالا و ارز مجلس رژيم ، مصوب سال ١٣٩٢كه به تاييد شوراى نگهبان نگهبان هم رسيده است نگاهى بيافكنيم، كاملا واضح است كه جوخه هاى مرگ ( آن هم بدون هيچ دادگاهى ) ، در آن تعبيه نشده و صرفا ً ضبط اموال، جريمه نقدى و در صورت بزرگى جرم، زندان در حد ٢ الى ٥ سال در نظر گرفته شده است. اصل بى حقى و عدم پايبندى حاكمان اسلامى به حقوق شهروندى، حقوق بشر، و حتى قوانين كذائي خودشان بخوبى در اين ماجرا قابل رويت است.

براى سپاه پاسداران وضعيت ثبات در منطقه، شرايطى نامطلوب است. چرا كه ديگر نيروى زور و قهر سپاه ضرورت خود را از دست خواهد داد و به تبع آن، مردم خواهان رسيدگى به خواسته هايشان خواهند بود. تحت اين شرايط، توجيه اين نابرابرى در توسعه اقتصادى، اجتماعى ، آموزشى و درآمد سرانه سالانه، براى سردمداران اين رژيم ، بشدت مشكل خواهد بود. از اين رو سياست هاى پيش گرفته شده از جانب جرياناتى كه خواهان گسترش فعاليت هاى نيروى پيشمرگه هستند، ناخواسته ( اگر نه اگاهانه ) ، در خدمت اين هدف رژيم مى باشد.

دفاع و همبستگى با اين بخش از كارگران وظيفه همه كمونيست ها و فعالان مدنى، بخصوص از طرف فعالان ساير نقاط ايران است. دفاع از حق حيات و حقوق شهروندى كولبران ، دفاع از حقوق بشر است كه وظيفه هر انسان شرافتمند ميباشد. در اين وظيفه انسانى خود كوتاهى نكنيم!

 

 

 

مطلب فوق را میتوانید مستقیم به یکی از شبکه های اجتماعی زیر که عضوآن هستید ارسال کنید:  

© 2021 Copyright: All rights reserved