Rahe Kargar
O.R.W.I
Organization of Revolutionary Workers of Iran (Rahe Kargar)
به سايت سازمان کارگران انقلابی ايران (راه کارگر) خوش آمديد.
دوشنبه ۱۵ آذر ۱۴۰۰ برابر با ۰۶ دسامبر ۲۰۲۱
 
 برای انتشار مطالب در سايت با آدرس   orwi-info@rahekargar.net   و در موارد ديگر برای تماس با سازمان از  public@rahekargar.net  استفاده کنید!
 
تاریخ انتشار : يكشنبه ۱۳ دی ۱۳۹۴  برابر با ۰۳ ژانويه ۲۰۱۶
جایگاه زنان در برنامه ششم توسعه

جایگاه زنان در برنامه ششم توسعه

مریم محسنی

 

با پایان مهلت ثبت نام نامزدهای انتخابات مجلس، اعلام شد میزان داوطلبان زن در این دوره نسبت به دوره قبل چهار برابر شده است. این اعلام داوطلبی یک پیروزی تلقی شده است. آن هم در حالی که ارگان های تبلیغاتی وابسته به سپاه و نیروهای امنیتی تهدیداتشان را در مورد قلع و قمع همه ی نامزدها شدت دادند و گفتند که بی توجه به علت افزایش نامزدها همه باید از دمِ تیغ تصفیه ی شورای نگهبان رد شوند تا فقط افراد شناخته شده ی جناح خودشان بتوانند راهی مجلس شوند. در واقع این باندهای تبهکار در اتحاد با دستگاه ولایت با اتکا به زور سرنیزه می گویند که تحت هر شرایطی قدرت را در انحصار خودشان نگه می دارند. در مورد مسائل زنان فقط تصفیه ی نامزدهای انتخاباتی مطرح نیست؛ که کارنامه از هر دو طرف سیاه است! فقط کافی است که آدم ذره ای از بیرون به فضای رقابت های انتخاباتی جناح های رژیم نگاه کند تا بتواند این سیاهی را واضح تر ببیند. درست در فضای رقابت های انتخاباتی دارد در پشت صحنه سرلایحه ی برنامه ی ششم توسعه در دولت بحث می شود. این لایحه در مورد زنان همان خط همه ی این سی و هفت سال را دنبال کرده و حتی عقب تر نیز رفته است. می دانیم که در برنامه های توسعه ی اول و دوم که بعد از حدود یازده سال از استقرار رژیم تهیه شد، اساسا اشاره ای به مسائل زنان نبود. در این برنامه ها بحثی در مورد حمایت از زنان و نحوه ی پاسخ حاکمیت به مطالبات زنان وجود نداشت. در برنامه های سوم، چهارم و پنجم هم در کنار اشاره های خیلی کلی و بی خاصیت، توجه بیشتر معطوف بود به مهار بحران خانواده که به تدریج سر باز کرده و بدتر شده بود. بعد از پایان دوره ی برنامه ی پنجم توسعه، حتی خود زنانِ دست اندر کارِ پیگیری مسائل زنان در دولت اعتراف کردند که مصوبات برنامه ی پنجم پیش نرفته است. به عنوان نمونه خانم الهام امین زاده؛ معاون حقوقی روحانی، در همایش "زنان در مسیر توسعه ی اجتماعی" گفت که در برنامه ی پنجم "تنها اشاراتی" به حقوق زنان شده و برنامه ی توسعه ی جامع زنان و خانواده که از طرف مرکز امور زنان تدوین شده "به دلیل وجود ابهامات زیادی که داشت موفقیت آمیز نبود." یا مثلا خانم کبری خزعلی؛ رئیس شورای فرهنگی-اجتماعی زنان و خانواده در شورای عالی انقلاب فرهنگی گفته: "همه 14 موضوع مهم مندرج در ماده 230 قانون برنامه پنجم توسعه که مربوط به زنان و خانواده است مغفول و بر زمین مانده است". در لایحه ی برنامه ششم توسعه هم درست مثل همه ی سی و هفت سال اخیر به زن تنها به مثابه ماشین تولید مثل توجه شده است، آن هم به کلی ترین شکل ممکن. هیچ اشاره ای حتی به نام زنان هم نشده است. برنامه ی ششم را حمایت از نهاد خانواده و افزایش نرخ باروری، رفع موانع ازدواج و تشکیل خانواده، حمایت از زوج‌های نابارور برای فرزندآوری، حمایت از زوج‌های دارای فرزند و افزایش سهم جمعیت مناطق کم ‌تراکم تاکید کرده است. این تاکیدات تماما در راستای طرح ارتجاعی خامنه ای در زمینه ی تعالی جمعیت و خانواده است. در جایی بیرون از دولت هم تهیه نشده، بلکه در همین سازمان مدیریت که وابسته به دولت است تهیه شده است. جالب است متذکر شوم که این لایحه، در ظاهر حتی به حداقل انتظارات همین مرکز امور زنان وابسته به دولت هم پاسخ نمی دهد. مثلا قبل از انتشار مفاد لایحه ی ششم توسعه، الهام امین زاده معاون حقوقی روحانی، از سلامت، اشتغال، بهداشت، آموزش، تامین اجتماعی و توانمند سازی درحوزه ی اقتصادی به عنوان شاخص های مهم حوزه ی زنان برای برنامه ی ششم یاد کرده است. یا خانم مولاوردی ایجاد فرصت های شغلی مناسب برای جذب دانش آموختگان بیکار، توجه به زنان سرپرست خانوار، خودسرپرست و بدسرپرست، کاهش طلاق، افزایش تسهیل ازدواج، امکان تسهیل ورود زنان به مقاطع علمی بالاتر نظیر دکترای تخصصی، و توجه جدی به ارتقای کیفیت سلامت زنان را از جمله مسائلی دانسته که جا دارد در آینده به آنها توجه جدی شود. بی توجهی تقریبا مطلق لایحه ی برنامه ی ششم توسعه در حوزه ی زنان به حداقل انتظارات مرکز امور زنان در همین دولت روحانی، خیلی روشن چشم انداز بازی در بساط حکومت در حوزه ی حقوق و مطالبات زنان را ترسیم می کند. جایی که اجرای برنامه های موثر اجتماعی، تامین حقوق پایه ای، و آزادی های مدنی و شهروندی زنان مطرح است، همان باندهای جنایتکار و تاریک اندیش، و همان داعش مسلکان جولان می دهند و جلوی هر اقدامی را می گیرند.

هر فعالیتی که به این باندها ضربه بزند و دستگاه توطئه گر و داعشی ولایت فقیه را رسواتر کند، قطعا به نفع جنبش های مردمی است، مشروط به این که هزینه اش توهم نسبت به توانایی ایجاد تغییرات واقعی از طرف یک جناح از همین رژیم نباشد؛ جناحی که وقتی پا به عرصه ی اقدام می گذارد، جز این که مجری منویات ضد انسانی خامنه ای و دسته های امنیتی متحد دستگاه ولایی در زمینه ی زنان باشد، کار دیگری ازش ساخته نیست. و آنقدر ناتوان است که حتی نمی تواند حداقل انتظارات کارگزاران مرکز امور زنان وابسته به همین دولت را هم تامین کند. مبارزه ی زنان حتی اگه در پایین ترین سطوح هم جریان پیدا کند، زمانی می تواند منشا اثر شود که در جهت تضعیف نقش و موقعیت ولایت فقیه و از میان برداشتن باندهای سلطه بر زنان و بر جامعه باشد. وگرنه تا وقتی که رژیم جمهوری اسلامی هست، زن شهروند درجه ی دوم محسوب می شود

مطلب فوق را میتوانید مستقیم به یکی از شبکه های اجتماعی زیر که عضوآن هستید ارسال کنید:  

© 2021 Copyright: All rights reserved