Rahe Kargar
O.R.W.I
Organization of Revolutionary Workers of Iran (Rahe Kargar)
به سايت سازمان کارگران انقلابی ايران (راه کارگر) خوش آمديد.
سه-شنبه ۱۶ آذر ۱۴۰۰ برابر با ۰۷ دسامبر ۲۰۲۱
 
 برای انتشار مطالب در سايت با آدرس   orwi-info@rahekargar.net   و در موارد ديگر برای تماس با سازمان از  public@rahekargar.net  استفاده کنید!
 
تاریخ انتشار : يكشنبه ۳ مرداد ۱۳۹۵  برابر با ۲۴ جولای ۲۰۱۶
محیط زیست طبقاتی

محیط زیست طبقاتی

 

مازیار واحدی

 

در هفته جاری با دستور مقام قضایی و با حضور معاونت فنی وعمرانی فرمانداری ، شهردار نسیم شهر ،رییس کلانتری دوازده بوستان و کارشناسان و عوامل اجرایی ادارات ذیربط، بیش از بیست کوره زغال تخریب و جمع آوری شد. رئیس اداره حفاظت از محیط زیست شهرستان بهارستان ضمن تائید این موضوع گفته که این کوره های غیر مجاز تهدیدی علیه بهداشت و سلامت شهروندان بوده، و موجبات آلودگی هوا، تغییر کاربری اراضی، و تخریب خاک و گونه های گیاهی را فراهم  می آورند. وی ضمن اینکه رضایت خودش را از سرعت عمل و همکاری همه نیروهای حکومتی در از بین بردن این کوره ها نمی توانست پنهان کند گفت تعداد کوره های شناسایی شده در هفته گذشته هفت حلقه بودند اما در زمان تخریب مشخص شد که صاحبان آنها اقدام به افزایش کوره ها نموده و بدون توجه به اخطاریه فرمانداری، شهرداری و محیط زیست همچنان به فعالیت خود ادامه داده اند. وی در انتها گفته که در زمان حضور اکیپ تخریب، کلیه موارد شناسایی و نسبت به تخریب و پر کردن آنها اقدام شد. زغالهای تولیدی و چوب های آماده به تولید، را هم شهرداری ضبط کرده است. این مقام زیست محیطی آرزو کرده که ادامه همکاری مسئولین ذیربط بتواند منطقه ای ناامن برای متخلفین در شهرستان بهارستان ایجاد کند. بهارستان کجاست؟ شهرستانی با ششصدهزار نفر جمعیت که اکثریت قریب به اتفاق آنها مهاجر هستند. مهاجرینی که بدنبال لقمه ای نان مجبور به ترک شهر و دیار خود شده و از پائین ترین حد امکانات رفاهی برخوردارند.

مشت نمونه خروار است. این آن چیزی که هرروزه در جمهوری اسلامی شاهد رخدادنش هستیم. ماههاست که از سوی کارشناسان محیط زیست اعلام شده و سازمان حفاظت از محیط زیست هم برآن صحه گذاشته که ساخت سدّ شفارود مشکل زیست محیطی ایجاد می کند، کار در حدّ یک مصاحبه و سخنرانی باقی مانده و از همکاری مسئولین قدرتمند اسلامی خبری نیست. در موضوع انتقال آب به سمنان هم وضع به همین منوال است. علیرغم همه سروصداهائی که راه میاندازند، آنچه که رخ می دهد ادامه کار این پروژه است. پروژه ای که مضرات زیست محیطی آن بسیار بسیار بالاتر از آن چیزی است که حاشیه نشینان و مهاجرین ساکن شهرک بهارستان با برپائی کوره های زغال گیری برای کسب صنار سی شاهی برپا کرده بودند.

از اینگونه مثالها را همگان بسیار فراوان در زندگی روزمره شاهد هستیم. قروش تراکم، صدور مجوز ساخت برجهای بلندمرتبه و ساختمان سازی های بیرویه از سوی شهرداری از یک سو و ضرب و شتم دست فروشانی که در پی لقمه ای نان از طلوع آفتاب تا پاسی از شب خیابان های شهرها را زیر پا می گذارند از سوی دیگر، واردات بیرویه هرآنچه که ما بتوانیم فکرش را بکنیم از سوی برادران قاچاقچی سپاه از یک طرف، و به رگبار بستن کولبرانی که کیلومترها کیلومتر بار را بردوش می کشند تا بلکه بتوانند معاشی برای خانواده خود تامین کنند از طرف دیگر، درآمدهای نجومی مسئولین در سمت آنها، شلاق بیکاران در سوی مردم، و بسیاری دیگر از این مثالها بخوبی ماهیت جمهوری اسلامی را به نمایش می گذارند.

در این میان یک نکته را نباید فراموش کرد. تخریب کنندگان قدرتمند و صاحب نفوذ حکومتی، مخربین بی نفوذ محیط زیست را ضرب و شتم می کنند، به شلاق می کشند و به گلوله می بندند. استفاده از محیط زیست هم طبقاتی شده است. بسیار فرق است بین آنانی که برای کسب سود بیشتر طبیعت را به نابودی می کشانند و محیط زیست را برای ساکنین آن غیر قابل تحمل می سازند و کسانی که برای کسب روزی و بیرون آمدن از زیر بار شرمندگی زن و فرزند به کاری دست می ورزند که تخریب محیط زیست را بدنبال خواهد داشت.

مبارزه با تخریب محیط زیست نمی تواند از سیاست یک بام و دو هوا پیروی کند. سوال مردم این است چرا مسئولین با گردن کلفت ها و سمبه پرزورها همانگونه که با حاشیه نشین ها در شهرستان بهارستان برخورد کردند، برخورد نمی کنند. راستش وقتی از مسئولین و گردن کلفت ها صحبت می کنیم ممکن است شنونده احساس کند که از دو گروه مختلف صحبت می شود. اما نه، مرز ایندو به قدری به هم نزدیک شده که نمی شود آنها را از هم جدا کرد. در یک جا گردن کلفت ها و سمبه پرزورها مسئولیت دارند و در جائی دیگر مسئولین گردن کلفتی می کنند.

به هرحال آنچه که مسلم است این است که عوامل تخریب محیط زیست را نمی توان یک به یک، و هریک را جداگانه از بین برد. به یک نقشه هماهنگ، و عملکردی سیستماتیک و صد البته عادلانه نیاز است. توسعه اجتماعی همزمان در سطوح مختلف پیش خواهد رفت. چقدر عادلانه است که شما همه درها را برای کسب روزی بر مردمی ببندید و بعد که آنها به دست فروشی، کولبری و زغال گیری پرداختند، آنها را مورد حمله قرار دهید. ما انسان و طبیعت را در رابطه متقابل با همدیگر می خواهیم. ما طبیعت را با انسانهای ساکن آن می خواهیم. یک اصل را بایستی چراغ راه داشته باشیم. مقابله با آلودگی محیط زیست با نابودی زندگی مردم بی چیز پیش نمی رود. نابودی محیط زیست با زیست انسانها گره خورده است. بهبود شرایط زندگی انسان راه حل گریز از نابودی طبیعت است. مبارزه با تخریب محیط زیست با رشد رفاه انسانها شکل می گیرد. در حاکمیتی که بی قانونی در آن قانون است، مسلم است که مبارزه با آلودگی محیط زیست هم از یک قانون مندی صحیح برخوردار نیست. بی جهت نیست که صنایعی که در اصفهان مازوت می سوزانند را جمع نمی کنند. چرا؟ چون صاحبان این صنایع دم کلفت هستند. امّا ضعیف ترین ها و بی حق ترین ها را می زنند. تلخی ماجرا وقتی بیشتر احساس می شود که این همان دم کلفت ها هستند که بی حق ترین ها را تحت عنوان مبارزه با آلودگی ها زیر فشار قرار می دهند. همانجور که آنهائی که فیش های حقوق چندده میلیونی دارند در صف اول مبارزه برای بالا نرفتن سطح حداقل دستمزد کارگران قرار دارند. مبارزه با تخریب محیط زیست امری نیست که این حاکمان بخواهند و یا بتوانند پیش ببرند.

 

مطلب فوق را میتوانید مستقیم به یکی از شبکه های اجتماعی زیر که عضوآن هستید ارسال کنید:  

© 2021 Copyright: All rights reserved