Rahe Kargar
O.R.W.I
Organization of Revolutionary Workers of Iran (Rahe Kargar)
 
به سايت سازمان کارگران انقلابی ايران (راه کارگر) خوش آمديد.
شنبه ۱۶ آذر ۱۳۹۸ برابر با ۰۷ دسامبر ۲۰۱۹
 
 برای انتشار مطالب در سايت با آدرس   orwi-info@rahekargar.net   و در موارد ديگر برای تماس با سازمان از  public@rahekargar.net  استفاده کنید!
 
تاریخ انتشار :  برابر با 
جنبش دانشجویی

 

جنبش دانشجویی

 

مصاحبه ی "خودنویس" با سعید حبیبی

 

سعید حبیبی، از فعالان با سابقه جنبش دانشجویی که اینک در شهر برلین آلمان ساکن است، معتقد است که جنبش دانشجویی با وجود فراز و نشیب‌های فراوانش، دوباره اوج گرفته است، حتی وقتی که از کوچک‌ترین امکانات و در بیشترین محدودیت‌ها راهی برای ابراز وجود پیدا می‌کند. دانا دبیر در این گفتگو از حبیبی در باره آینده جنبش دانشجویی می‌پرسد.

 

سعید حبیبی فارغ‌التحصیل رشته مخابرات دانشگاه شریف، و دانشجوی اخراجی کارشناسی‌ارشد فلسفه، یکی از المپیادی‌های سابق فیزیک، فعال حقوق بشر و از اعضای سابق کمیته گزارشگران حقوق بشر و دبیر اسبق تشکیلات دفتر تحکیم وحدت (طیف علامه) است و از دانشجویان طیف چپ در ایران محسوب می‌گردد که بارها به علت فعالیت‌های مدنی،حقوق بشری و سیاسی خود با وجود نسبت نزدیک خانوادگی‌اش با حسن حبیبی معاون اول رئیس جمهور در دوران هاشمی رفسنجانی و خاتمی بازداشت شده است. از جمله بازداشت‌های وی به ۱۱ آذر ۱۳۸۶ در جریان بازداشت گسترده فعالان دانشجویی چپ می‌توان اشاره کرد.

 

 

جنبش دانشجويي ايران فراز و نشيب بسيار داشته است‌، فکر مي کنيد که آيا عمر اين جنبش به پايان رسيده است و يا در جنبش‌هاي ديگر تحليل رفته است؟

 

خير. درست است که جنبش دانشجويي فراز و نشيبهاي بسياري داشته است اما هميشه از پي نشيبهايش دوباره اوج گرفته است. چنانکه پس از سکوت چند ساله پس از آذر ۳۲، دوباره در آذر ۳۹ سربرافراشت و پس از سکوت سنگين پس از انقلاب فرهنگي دهه ۶۰دو باره در اوايل دهه ۷۰پرچمدار مبارزه گرديد. امروز هم به گمان من گرچه به دليل فشارهاي بسيار و تعطيلي تشکلها و کانونها و نشريات، فعاليتهاي سازماندهي شده جنبش دانشجويي کاهش پيدا کرده اما ۱۶آدر امسال نشان داد که هنوز دانشگاه زنده است و از کوچکترين امکاني براي اعتراض استفاده مي کند. گرچه مي توان با توجه به برنامه هاي موفقي که در اين روز در دانشگاههاي کشور برگزار شد، موج ديگري از سرکوب و اخراج و تعليق و بازداشت را انتظار داشت. به دليل همين خصلت پويا و عملا خستگي ناپذير است که تصور مي کنم اين سخن که جنبش دانشجويي در ديگر جنبشها تحليل رفته تطابقي با واقعيت ندارد. سابقه جنبش دانشجويي بسيار طولاني تر از جنبش اعتراضي اخير است و نمود و بروز آن هم در عرصه عيني بيشتر از ساير خرده جنبشهاي مطرح در سطح جامعه است. اما از سوي ديگر بايد توجه داشت که جنبش دانشجويي به تنهايي از حوزه عمل محدودي برخوردار است. به عبارت ديگر تا زماني که يک جنبش گسترده مردمي به حرکت در نيايد، نمي توان از جنبش دانشجويي انتظار تحولات ريشه اي داشت.

 

 

نقش جنبش دانشجويي نه تحليل رفتن و همگن شدن با جنبش توده اي بلکه ميانجي گري بين مرجع رهبري جنبش و توده مردم است. اگر در جامعه اي مرجعي جدي و معتبر براي سازماندهي حرکتهاي مردمي وجود داشته باشد که داراي افقي روشن از آينده مبارزه بوده و از آگاهي عميق از امکانات تاريخي جامعه برخوردار باشد، جنبش دانشجويي مي تواند يکي از بازوهاي لازم براي انضمامي کردن آن افق يا به عبارت دقيق تر سازماندهي کردن جامعه در پرتو آن اهداف باشد. و اگر اين مهم حاصل نباشد، طبيعي است که جنبش دانشجويي يا رو به افول نهاده يا از اثرگذاري جدي بر فضاي سياسي محروم مي شود. در جنبش اعتراضي اخير ضعف در مرجع رهبري جنبش بسيار مشهود بود و هست. به عبارت ديگر آنانکه در جايگاه رهبري قرار گرفته اند علاوه بر اين که افق روشني براي مبارزه ارائه نمي کنند، از سازمان و برنامه جدي نيز براي سازماندهي حرکتهاي اعتراضي بر خوردار نيستند. از اين رو نمي توانند رابطه اي تعريف شده و ارگانيک با جنبش دانشجويي برقرار کنند. به عبارت ديگر در استراتژي آنها جايي براي جنبش دانشجويي نمي توان مشخص کرد تا بتوان بر اساس آن تاکتيکي منطبق بر شرايط تاريخي فعلي ارائه نمود. از همين روست که به عنوان مثال در آستانه روز دانشجو، هيچ توصيه خاصي براي جنبش دانشجويي ارائه نکرده و صرفا به بيان مکرر واقعيتها يا تاکيد بر اجراي قانون اساسي و آگاهي بخشي و کليشه‌هايي نظير آن اکتفا مي‌کنند. گذشته از آنکه در ارائه آرمانها نيز مکررا بر نکاتي تاکيد مي کنند که جنبش دانشجويي سالهاست از آنها عبور کرده است.

 

آيا فکر مي‌کني جنبش دانشجويي بايد درخارج از کشور دست به عمل بزند و نظير کنفدراسيون را بنا کند؟ و بطور کلي جنبش دانشجويي خارج کشور از چه راههايي مي تواند در فضاي سياسي داخل کشور تاثير گذار باشد؟

 

واقعيت اين است که کنفدراسيون در ظرف زماني و گفتماني ديگري شکل گرفت که تا حدي با شرايط فعلي ما متفاوت است. گروهها و جريانهاي جدي فعال در عرصه سياست آن زمان تاثيري عميق و مستقيم بر تشکل کنفدراسيون در دهه ۴۰و ۵۰داشتند. به همين دليل تصور مي کنم که بنا کردن تشکلي چون کنفدراسيون در شرايط فعلي کاري سنگين خواهد بود که البته در صورت وقوع ميتواند بسيار نيز تاثير گذار باشد. البته امروز در ميان فعالين فعلي يا سابق دانشجويي که خارج از مرزهاي ايران حضور و فعاليت دارند، بحث تشکل يابي سراسري مطرح شده است اما تا افقي روشن و در دسترس براي مبارزه نباشد، صرف متشکل شدن نتيجه اي در بر نخواهد داشت.گرچه بايد به اين نکته نيز توجه داشت که جنبش دانشجويي در داخل يا خارج کشور، اصولا وقتي معنا مي يابد که کار تشکيلاتي و معطوف به هدف مشخصي را پيگيري کند. بنابراين به فرض آنکه جنبشي در خارج کشور شکل بگيرد، که البته از ديد من بايد اين اتفاق صورت پذيرد، انعکاس دادن واقعيتهاي ايران در خارج کشور و مخصوصا براي افکار عمومي ديگر کشورها و نهادهاي بين المللي حقوق بشري (اول)، حمايت رسانه اي و مالي از مبارزات داخل کشور (دوم)، ياري رساني در امر سازماندهي (سوم) و مشارکت جدي در امر ايجاد گفتمان متناسب با شرايط عيني مبارزه جاري در داخل کشور (چهارم)، مي تواند چهار کارويژه اساسي فعالين خارج کشور باشد. دانشجويان و فعالين خارج کشور از امکان ارتباط سريعتر و نزديک تر با نهادهاي بين المللي و سياست سازان کشورهاي ميزبان خود برخوردارند و از اين رو بهتر و بيشتر مي توانند تصويري واقع نما از شرايط ايران براي آنان ارائه دهند. از سوي ديگر دسترسي به امکانات رسانه اي در خارج کشور بسيار بيشتر و کم خطر تر از داخل کشور است. مبارزه امري است که علاوه بر انگيزه، آگاهي، جسارت و ايمان به امکانات مالي نيز محتاج است.

 

 

جنبش دانشجويي مي تواند واسطه اي مطمئن براي همياري مالي ايرانيان خارج از کشور به فعالين داخل کشور باشد. در امر سازماندهي و ياري رساني نيز جنبش دانشجويي خارج کشور مي تواند از طريق شبکه هاي مجازي موجود و ارتباطات گذشته و حال خويش با فعالين داخل کشور، در امر سازماندهي فعاليتهاي دانشجويي در شرايط سرکوب - که فعاليت علني را با مشکلات جدي مواجه نموده و عملا حد بالايي از مبارزه مخفي را ايجاب کرده است - بسيار موثر باشد. گفتمان غالب در فضاي مبارزه بي شک مي تواند بسيار متاثر از فعاليتهاي جنبش دانشجويي در خارج کشور باشد. امکانات گسترده ارتباطي و رسانه ها فضا را براي چنين تعاملي آماده کرده اند. فعاليت در اين زمينه ها البته نيازمند وجود تشکلهاي دانشجويي در سطوح ملي و بين المللي است. اين نکته نيز ناگفته نماند که تشکلي سراسري چون کنفدراسيون وقتي امکان وجود مي يابد که تشکلهاي محلي و فدراسيونهاي ملي فعالي وجود داشته باشند که ائتلافي عيني بر سر مسائل عيني صورت گيرد.

 

 

چقدر فکر مي کنيد در آينده سياسي ايران دانشجويان زنداني امروز نقش خواهند داشت؟

 

در ميان فعالين دانشجويي زنداني مي توان افرادي را يافت که از توان و مقبوليت کافي براي نقش آفريني در عرصه سياسي آينده ايران برخوردارند. اما بايد به اين نکته نيز اشاره کرد که عرصه سياست بايد عرصه رقابت بين جريانها و احزاب سياسي باشد و نه افراد. به اين معني اگر سياست ايران بر مدار صحيحي بچرخد، اين احزاب هستند که در سياست نقش آفريني مي کنند و نه افراد و بنابراين فعالين امروز اگر بتوانند خود را در عرصه کار گسترده و متشکل جمعي اثبات کنند، طبيعتا نقش بيشتري را از سوي جريانهاي متبوع خود بر عهده خواهند گرفت. به همين دليل آرزوي من اين است که هر چه بيشتر با فعاليت حرفه اي سياسي احزابي که در کوران مبارزه آبديده مي شوند، مرامها جايگزين نامها شوند تا علاوه بر پاسخگويي تشکلها، پيش بيني پذيري فعاليتها و مواضع سياسي تضمين شود.

مطلب فوق را میتوانید مستقیم به یکی از شبکه های اجتماعی زیر که عضوآن هستید ارسال کنید:  

© 2019 Copyright: All rights reserved